شادی
از فخرالدین اسعد گرگانی
به شادی دار دل را تا توانی
که بفزاید ز شادی، زندگانی
چو روز ما همی بر ما نپاید
در او بیهوده، غم خوردن چه باید؟
تاریخ ادبیات در ایران، دکتر صفا، ج ۲، ص ۳۸۳.
#شادی
#غم
#فخرالدیناسعدگرگانی
https://eitaa.com/joinchat/3029336810Cb0c3442fae
درخت مهربانی
از فخرالدین اَسعَد گرگانی (قرن پنجم هجری)
مرا در دل، درخت مهربانی
به چه مانَد؟ به سرو بوستانی
نه شاخش خشک گردد روزِ سرما
نه برگش زرد گردد روزِ گرما
همیشه سبز و نغز و آبدار است
تو پنداری که هر روزش، بهار است
از دیر تا هنوز، میمنت میرصادقی، ص ۸۶.
#مهربانی
#فخرالدیناسعدگرگانی
https://eitaa.com/joinchat/3029336810Cb0c3442fae