eitaa logo
متن روضه مقاتل معتبر چهارده معصوم (ع)
1.4هزار دنبال‌کننده
228 عکس
138 ویدیو
32 فایل
🔰 #متن_روضه 🔰 #مقاتل_معتبر_چهارده_معصوم_ع 🔰 #شناخت_شبهات_از_لسان_محققان http://eitaa.com/golvajhehaye_roozeh لینک کانال👆🏻 ارائه صوت ومتن سخرانی ناب از علمای دینی کشور
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت چهارم : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من همنیجا دلم رفت مدینه مدینه مدینه ،،،یه شبی هم چند تا طفل 5 ساله با قد و نیم قد ، پشت سرِ بابا ایستادند،،، به بدن مادر نماز خوندند،،، اون شب علی خیلی غریب بود،،، _شمع خموشِ ما را از خانه بردند _تابوتِ مــادرم را شـــــبانه بردند _مدینه در نوایِ اَمَن بُجیب است؟ _مادر به خانه برگرد،بابا غریب است،،، اما غربت امیرالمومنین آنجا نمایان شد ،،،وقتی بدن رو دفن کرد " تنها" ،،،با دستان پیغمبر،،، خاک روی بدن ریخت ،،،، وقتی روی قبر رو هموار کرد ،،، پرده ها کنار رفت ،،،دستش رو روی دستش زد،،، علی چه کردی ؟ علی با دست خودت گُلت رو زیر خاک کردی ؟ سردارِ خیبره ،،، فاتح خیبره ،،، اما دیگه زانواش توان نداشت،،، صحنه ای بچه ها دیدند ،جگرشون سوخت برای غربت بابا ،،،، یه مرتبه دیدند بابا خم شد،،، صورت روی قبر مادر گذاشت،،، هی صدا میزنه فاطمه ، فاطمه ، فاطمه،،، « نَفسِی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ »،،، فاطمه جان ، بلند شو ببین ، دیگه نفس علی بالا نمیاد،،، بگم یا علی ،مدینه صورت روی قبر فاطمه گذاشتی ، گریه کردی ،ناله زدی،،، کربلا هم حسینت صورت رو صورت علی اکبرش گذاشت،،، اما کربلا ،بدن ارباً اربا بود ،،،هی صدا میزد :وَلَدی وَلَدی وَلَدی،،، ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۸ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃ ༅࿇༅❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─
4. حضرت زهرا س.mp3
3.43M
قسمت چهارم : ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۸ ─‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃ ༅࿇༅❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─
قسمت چهارم : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من همنیجا دلم رفت مدینه مدینه مدینه ،،،یه شبی هم چند تا طفل 5 ساله با قد و نیم قد ، پشت سرِ بابا ایستادند،،، به بدن مادر نماز خوندند،،، اون شب علی خیلی غریب بود،،، _شمع خموشِ ما را از خانه بردند _تابوتِ مــادرم را شـــــبانه بردند _مدینه در نوایِ اَمَن بُجیب است؟ _مادر به خانه برگرد،بابا غریب است،،، اما غربت امیرالمومنین آنجا نمایان شد ،،،وقتی بدن رو دفن کرد " تنها" ،،،با دستان پیغمبر،،، خاک روی بدن ریخت ،،،، وقتی روی قبر رو هموار کرد ،،، پرده ها کنار رفت ،،،دستش رو روی دستش زد،،، علی چه کردی ؟ علی با دست خودت گُلت رو زیر خاک کردی ؟ سردارِ خیبره ،،، فاتح خیبره ،،، اما دیگه زانواش توان نداشت،،، صحنه ای بچه ها دیدند ،جگرشون سوخت برای غربت بابا ،،،، یه مرتبه دیدند بابا خم شد،،، صورت روی قبر مادر گذاشت،،، هی صدا میزنه فاطمه ، فاطمه ، فاطمه،،، « نَفسِی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ »،،، فاطمه جان ، بلند شو ببین ، دیگه نفس علی بالا نمیاد،،، بگم یا علی ،مدینه صورت روی قبر فاطمه گذاشتی ، گریه کردی ،ناله زدی،،، کربلا هم حسینت صورت رو صورت علی اکبرش گذاشت،،، اما کربلا ،بدن ارباً اربا بود ،،،هی صدا میزد :وَلَدی وَلَدی وَلَدی،،، ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۸ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃ ༅࿇༅❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─