eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
Amir_e_Jahan.mp3
زمان: حجم: 7.6M
🎹 امیر جهان شاعر: قاسم صرافان آهنگساز: شروین معینی تنظیم: حمید باقری اجرا: گروه سرود طاهای لارستان سرپرست: احسان تابنده @goollvajhehay_ahlbeyt12
بسم الله الرحمن الرحیم 🪴سلام علیکم 🪴 🦋 جمعه: 👈🏼 از ساعت: 17/30تا 19👉🏼 👨‍🦳👨‍🦰 از اینکه دوستان عزیز جهت و و به را از شما بسیار سپاسگزاریم.🤗 قم: خیابان صفائیه، کوچه ۲۸ (بیگدلی) بعداز چهارراه اول، سمت چپ، بن بست دوم (جنب دکتر فرهاد برقعی) - پلاک ۴۸👇🏼 📍https://nshn.ir/sbsVNmPxQiOg روابط عمومی انجمن ادبی محیط قم عامری
بسم الله الرحمن الرحیم تاسیس سال 1358 با تلاوت آیات کلام الله مجید وتوسل به حضرات ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین 🗓️ جمعه ها جمعه مورخ 1405/3/15 🕗 ساعت:20/30 الی 21/30 آموزش تجوید و رو خوانی و روان خوانی توسط جناب و مدح و منقبت و توسل به حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین 21/30 الی 22/30 قم خیابان چهارمردان بلوار شهید برقعی کوچه 12 👈 محله زینبیه منزل مرحوم یادبود همهٔ گذشتگان و حق داران و شهدا، بخصوص قاعد عظیم الشان ،جانباز سرافراز، مجاهد خستگی ناپذیر ،رهبر شهیدمان امام خامنه ای https://eitaa.com/joinchat/1630077186C6760914179 روابط عمومی انجمن ثارالله قم عامری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نبی را جبرئیل آمد ندا داد و سلامش کرد ندایش داد "بَلِّغ یا مُحمّد...احترامش کرد ندایش داد " بَلّغ..." در غدیر خُم سروش وحی لبالب باده مستانه را جاری به جامش کرد ندایش داد " بلّغ..." تا رسالت را کُند تکمیل خدا هم آخرین حج را چنین شیرین به کامش کرد ندایش داد "بلّغ... تا کند ابلاغ فرمان را خدا حُسن کلامش را چنین حُسن ختامش کرد سپس "الیومُ اکملتُ علیکُم دینکُم" آمد که دین کامل شد احمدخویش را خرج قوامش کرد "وَاتممتُ علیکُم نِعمَتی..." یعنی که نعمت را به احمد داد ارزانیّ و نعمت را تمامش کرد نبی بر کاروان نور دستور توقّف داد مُهیّا حاجیان را او به اِبلاغ پیامش کرد به صحرا از جهاز ُاُشتران منبر مُهیّا شد نبی هم پلّه پلّه رفت بالا عزم بامش کرد مصمّم پلّه در پلّه نبی بالای منبر رفت از آن بالا اشارت به وزیر بامرامش کرد علی را خواند بر منبر که در آن لحظه پیفمبر قدم برداشت، خُم بوسه نثار خاک گامش کرد همان اعلا همان عالی و مُدّ ظلُّهُ العالی همانی که خداوندش مُمِدّ و مُستدامش کرد همان که خانه کعبه به میلادش ترک برداشت همانی که خدا شیر خدایش در کُنامش کرد همان که جان به پیغمبر نثار او در قعودش کرد همان که جان به پیغمبر نثار او در قیامش کرد همان که "اشهدُ انّ علیّاََ" شد صلای صبح همان ذکر مقدّس که خدا تسبیحِ شامش کرد همان که " لافَتی الّا علی " را حق به نامش زد همان که در اُحد حق ذوالفقاری در نیامش کرد همان خیرُ الوَرایی که گشود ابواب خیبر را همان خیر البشر آنکه وَلی خیرُ الانامش کرد همان که در رکوع خود نگینش را به سائل داد همانی که خدا در نصّ قرآن ذوالکرامش کرد همان که میثم و عمّارها بودند مجنونش همانی که خدا امثال قنبر را غلامش کرد همان " مَن عندهُ علمُ الکتابِ" دیگری از نور همان علمُ الیقینی که خدا صاحب مقامش کرد همان که کلمه هایش نور شد نهج البلاغت شد همانی که کلیم دهر را حیران کلامش کرد به صحرا نغمه "مَن کُنتُ مولاهُ "طنین انداخت پیمبر خطبه ای خواند و ولیّ اش کرد امامش کرد و خورشید آن عیایش را به دوش ماهتاب انداخت علی را خواند و شولای ولایت را به نامش کرد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
✍ دفتر خاطرات ✍ شنیدم ره‌نوردان محبّت شدند آیینه‌گردان محبّت قرار جانشان، یادِ علی بود به لب لبیکشان «ناد علی» بود چو رسم عاشقی را ساز کردند ز حضرت پرسش این راز کردند که از ایام دور و عهد دیرین ز شرح خاطرات تلخ و شیرین کدامین لحظه شورانگیزتر بود مبارک‌تر، سرورانگیزتر بود علی فرمود: روزی که در این قوم امین وحی حق می‌گفت: «اَلیَوم» پیامش آیتِ اکمالِ دین بود که اسرارِ «تمام نعمت» این بود به صحرایی که صحرای دگر بود غدیرخم در آن‌جا جلوه‌گر بود پیمبر، داد فرمان اقامت به عزم استقامت بسته قامت ز ره واماندگان چون جمع گشتند همه پروانۀ آن شمع گشتند برآمد بر بلندای هدایت فروغش جلوه‌گر تا بی‌نهایت نگاهش آسمان را درنوردید از آن‌جا تا خدا گردید و گردید درای کاروان‌ها گشت خاموش تمام آفرینش گوش شد گوش ز رأفت گوشۀ چشمی به من داشت نگاهی صبح‌پرور، شب‌شکن داشت دل من پای‌بست مصطفی بود دل و دستم به دست مصطفی بود گرفت آن‌جا صدای حضرتش اوج بیابان در بیابان، موج در موج همایون خطبه‌ای ایراد فرمود به مردم حق خود را یاد فرمود که ای خیل خداجویان بیدار خدا را مشتری، حق را خریدار به هر نفسی که من اولایم اولی بدانید این علی مولاست، مولی علی را عدل، سر بر آستان است علی اول امام راستان است علی حبل‌المتین راستین است علی دست خدا در آستین است علی سِرّ خدا در سینه دارد صفای آب با آیینه دارد علی دریایی از انصاف و مهر است کمال او سپهر اندر سپهر است علی سرچشمۀ فیض ربوبی‌ست تولّایش کلید هر چه خوبی‌ست علی در سایۀ من آفتاب است علی «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتاب» است علی جانی به حق پیوسته دارد دلی با مهر جانان بسته دارد علی دست خدا و دست فیض است ز حکمت مستفیض و مست فیض است نفس پروردۀ این گلشن است او منم موسی و هارون من است او شما را رهنمون باشد در این راه حدیث روشن «مَن کُنتُ مَولاه» خدایا گل نثار باغ کردم که فرمان تو را ابلاغ کردم گرفتم پرده از راز ولایت غدیر آهنگ شد ساز ولایت :: غدیر و خاطراتش مانده در یاد ولی آن آروزها رفت بر باد گذشت آن روز و فردا روزی آمد چه روز تلخ و طاقت‌‌سوزی آمد در آن روز ملال‌‌انگیز دیدم خزان سر زد به گلزار امیدم حریم حرمت ما را شکستند بلور اشک گل‌‌ها را شکستند فضا پر شد ز آهنگ حزینی شنیدم بانگ «یا فِضّه خُذینی» نفس‌‌هایم شهاب شعله‌‌ور بود تمام هستی من پشت در بود چه اندوهی به دل حبل‌‌المتین داشت عجب صبری امیرالمؤمنین داشت ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بسم رب الحیدر قلم لال است اما می‌نویسم داستانش را من و مدح علی؟!حتی نمیبردم گمانش را علی را بی خدا اصلاً خدا را بی علی هرگز نه‌ میخواهم‌ چنینش را-نه‌ میخواهم‌ چنانش‌ را نه تنها مجلس خود را بنا بر گفته‌ی احمد مزیّن کرده با نام علی شیعه اذانش را به‌قربان‌ وجودی که‌ وجودم از وجود اوست چنان‌ میخواهمش‌ آری که‌ هر موجود جانش‌ را خدا فرموده‌ قبل از خلقت‌ عالم علی‌ بوده‌است و من اصلاً نمی‌فهمم مکانش را زمانش را بگویم‌ فاش‌حیدر کیست‌ ممسوس‌ خداوند است زبانم تند می‌راند که می‌گیرم عنانش را همیشه از خودم می‌پرسم و هربار میمانم چگونه شکر باید کرد لطف بیکرانش را ضریحش که‌ به‌جای‌خود دلم‌ آنقدرها تنگ‌ است کسیکه یاعلی‌گفته‌ است میبوسم دهانش را زمان‌ خطبه‌‌خوانی‌ اوسخنران‌ نه‌ سخندانست که منبر می‌برد حظ شیوه‌ی فنّ بیانش را خدا خود را اگر مومن‌صداکرده‌‌ است‌ میخواهد که اینگونه کند مدح امیر مومنانش را قسیم نار والجنه-علی-تنها علی بوده‌است کسی که با یتیمان میکند تقسیم نانش را به‌قدر نان جو از ملک این دنیا نمیخواهد نخواهد بست زنجیری به دنیا؛ بازوانش‌را خدا آغاز خلقت یاعلی گفته‌است پس حتماً به پایان می‌برد با "یاعلی" کار جهانش را ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت امام کاظم علیه‌السلام 🔹خورشید هفتم🔹 امشب تمام مُلک و مَلک در ترنّم است چون موسم دمیدن خورشید هفتم است آن فیض لایزال که مشتق ز نور او خورشید آسمان رضا، نور هشتم است آن پرتو جمال خدایی که طور او آیینه‌زار حضرت معصومه در قم است موسای طور قرب که در پیشگاه او صدها کلیم بی «اَرِنی» در تکلًم است بگرفت دست عیسی مریم ولای او کز پای دارِ فتنه، به چرخ چهارم است هر صبحدم فریضۀ حق بر امین وحی بر حضرتش ادای سلام ٌعلیکم است دلتنگی‌اش مباد که در غنچۀ لبش لطف شکوفه‌باری باغ تبسّم است... نور خدا در آینۀ آفتاب تو حیرت‌فزای دیدۀ افلاک و انجم است عدل مجسمی تو و هر دادخواه را در بارگاه لطف تو شوق تَظَلُّم است یزدان نخواست تا غم روزی خورد کسی با لطف تو که قاسم الارزاق مردم است آن سر که نیست خاک درت در تنزُّل است وان دل که نیست جای تو، جای تألُّم است طاعات منکران تو در روز رستخیز آتش‌بیار معرکه مانند هیزم است در روز حشر جز تو شفیعی مبادمان جایی که آب هست چه جای تیمّم است؟ با نعمت ولای تو «پروانه» را چه غم عمری‌ست در بهشت که غرق تنّعم است ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت امام_کاظم علیه‌السلام 🔹آفتاب حُسن🔹 ای آفتاب حُسن به زیبایی‌ات سلام وی آسمان فضل به دانایی‌ات سلام در صبر شاخصی به شکیبایی‌ات سلام تنها تو کاظمی که به تنهایی‌ات سلام هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست از آب عفو آتش خشمت فرو نشست ای صرف گشته عمر گران تو در نماز دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز مطلوب ایزد است بیان تو در نماز واجب بُود درود به جان تو در نماز آن‌سان که نور عشق خدا در وجود توست از صبح تا به ظهر، زمان سجود توست تو عبد صالح و به کفَت قدرت خداست هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست قدرت از آن توست که بر ابر پیل‌وار فرمان دهی و شیعۀ خود را کنی سوار... ای کشتی نجات به دریای حادثات دارند شیعیان به شما چشم التفات لب‌تشنه‌ایم تشنۀ یک جرعۀ فرات بر ما ببخش از کرم خویشتن برات در آستان قدس رضا نور عین تو دل پر زند به سوی تو و کاظمین تو چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست سر تا به پای دردم و درمانم آرزوست پا تا به سر نیازم و احسانم آرزوست بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضا سوگند می‌دهم به جگرگوشه‌ات رضا ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
رحلت_امام_خمینی_ره مهر تابانی بما درس کرامت داد و رفت کوه را از هیبتش نقش صلابت داد و رفت مثل خورشید درخشان سینه شب را شکافت بر دل تاریک ما نور سعادت داد و رفت مثل باران سحرگاهیِ فصل خشکسال خاک سرد و مرده را رنگ طراوت داد و رفت با کلام‌ موءجزش در مکتب آزادگی درس آزادی و ایمان و شجاعت داد و رفت وارث روح غدیر و امتداد نور حق طرح زییایی دوباره از ولایت داد و رفت در کلاس معرفت بر دانش آموزان خود درسی از ایثار و صبر و استقامت داد و رفت از دل گهواره ها بانگ اجابت می شنید او به سربازان خود درس شهامت داد و رفت رهبر و آموزگار عشق و عرفان و قیام با قیام خود نشان، راه شهادت داد و رفت آسمانی بود ودنیا چون برایش تنگ بود دل به پروازی بلند و بی نهایت داد و رفت عمر او طی شد به رنج انتظار روی یار مژده خورشید را، او با صداقت داد و رفت بعد خود سکّان این کشتی طوفان دیده را در کف سید علی بهر هدایت داد و رفت خون شد از هجران او قلب شقایق های دشت روح دریایی او درس سخاوت داد و رفت ✍ " " کرمان ۱۴۰۲/۳/۱۴ https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
ولادت با سعادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام مبارک باد ای هفتمین شمس فروزان ولایت جان تمام عاشقان بادا فدایت باب الحوائج هستی ای باب کرامت حاجات ما را با نگاهی کن عنایت موسی به دربانی تو دارد مباهات بی شک حریمت طور سینای هدایت هفت آسمان و ساکنانش زائر تو نومید هرگز کس نرفته از سرایت لبخند تو آیینه ی مهر خداوند حاتم گدای جود و احسان وسخایت تفسیر کاظم میکنی با هر تبسم عالم همه شیدای خُلق با صفایت در روز میلاد تو ای ماه دل آرا دارد شقایق دم بدم مدح وثنایت ✍ " " کرمان https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
می بوسد از شوقش نسیم آن بارگاهت را می آورد با خود شمیمِ صبحگاهت را دور تو چرخی می زند ای کعبه سیّار هردم زیارت می کند آن روی ماهت را خوی تو " عافینَ عنِ النّاس" است یعنی که "وَ الکاظمین الغیظ" خوانده حق نگاهت را موسایی از نسل کریمانی که بخشیدی یکجا متاع دلپسند و دلبخواهت را یابُ الحوائج هستی و بابُ النتایج تو یابُ المرادی که ستوده عرش جاهت را این قصّه سبز طلوعت احسنُ القصّه ست بُردی به ارث از جدّ خود حُسنِ ملاحت را نان در میان سفره مسکینت آجر نیست رزقش فراوان شد تو گُل کردی گیاهت را با یک نگاهت بِشر حافی عبد صالح شد وقتی که بخشیدی مُرید سر به راهت را با تو زن آوازه خوان حتّی هدایت شد تاریخ آری با خود آورده گُواهت را افلاک و باد و ابر و باران با تو در کارند ای کاش این دنیا نمی دید اشک و آهت را از لطف بی حدّش خدا اینگونه گسترده ست روی سر ما سایه عالم پناهت را هر شب کبوتر می شود دل می پرد تا تو هر دم طوافی می کند آن بارگاهت را شد در حریمت مستی دل حاصل و باید میخانه هستی بخوانم خانقاهت را ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹