به خون چهره دادم غسل از پا تا سر خود را
زیارت میکنم با دست بسته رهبر خود را
به یاد حنجر خونین و کام خشک مولایم
لب عطشان نهادم زیر خنجر، حنجر خود را
به هر جا پا نهادم بر رویم بستند درها را
که بر دیوارها بگذاشتم امشب سر خود را
به فرقم هر چه آتش بارد، از گل دوستتر دارم
که وقف خاک جانان کردهام خاکستر خود را
به موج تیغ دشمن دوست را کردم چنان پیدا
که گم کردم حساب زخمهای پیکر خود را
عذار نیلی از سیلی کنم تا هدیه بر زهرا
فرستادم به همراه سکینه دختر خود را
یقین دارم که مولا از برای دیدنم آید
که سوی مکّه افکندم نگاه آخر خود را
صدای نالهی زهرا به گوشم میرسد آری
که بالای سرم آورده مولا، مادر خود را
الا ای یوسف زهرا میا کوفه که میترسم
به چنگ گرگها بینی علیِّ اکبر خود را
میا از کعبه ای مولای من در این منای خون
که بینی بر فراز دست، ذبح اصغر خود را
به دار عشق (میثم) تا زبان در کام خود داری
مگوئی جز ثنای عترت پیغمبر خود را
✍#حاج_غلامرضا_سازگار
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل_ع
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
من کوفه را چون مردگان بی درد دیدم
نـامردهاشان را بـه شکل مـرد دیـدم
ایـن نـاسپاسان جمـله اشبـاح الرجالاند
خصم رسـول و حیـدر و قـرآن و آلند
اینان به آن دستی که بـا من عهد بستند
عهـد مـن و فـرق مـرا با هم شکستند
تنهـا نـه در کوفـه مـرا آواره کردنـد
قلبم دریدنـد و لبـم را پـاره کردنـد
این شهر را پیوسته نـامردی بـه من بود
این قوم تنها مـردشان یـک پیرزن بود
زنهـا ز نـامردان کوفـه وانماندنـد
از بامها بر فرق من آتش فشاندنـد
مـن جـاننثار عترت خیرالانـامم
صیدِ بـه خـون غلتیدهی بـالای بامم
وقتی که خود را از عطش بی تاب دیدم
عکس لب خشک تـو را در آب دیدم
در موج خون دریای «لا»را دیدم امروز
از بـام کوفـه کربلا را دیـدم امروز
انگـار میبینم جراحـات تنـت را
خونين به چنگ گرگها، پیراهنت را
انگـار میبینم گُلان پـرپـرت را
پاشیده از هم عضوعضوِ اکـبرت را
انگار میبینم که بعد از قتـل یـاران
هم تیرباران میشوی هم سنگ باران
انگـار مـیبینم ذبیـح کـوچکت را
زخم گلوی شیرخواره کودکت را
انگار میبینم که با اشک دو دیـده
داری به روی دست خود دستِ بریده
انگار بينم غرق خـون آیینهات را
جای سم اسبان و زخم سینهات را
انگار میبینم که شمر آید بـه گودال
انگار میبینم زدی در خون پر و بال
انگار دیدم جان شیـرینت فـدا شد
زهرا نگه کرد و سرت از تن جدا شد
من بهترین مهمان شهـر کوفـه هستم
مهمـان قصابـان شهـر کـوفـه هستم
لب تشنـه از پیکر جـدا گردد سر من
آویـزه گـردد بـر قنـاره پیکـر من
تنهـا نـه ايـن نامردمردم میکُشندم
در کـوچههای شهر کوفه میکِشندم
«میثم » شرار از نظم جانسوزت فشاندی
بس کن که دلها را به بحر خون نشاندی
✍#حاج_غلامرضا_سازگار
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل_ع
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
به زیر تیغم و این آخرین سلام من است
سلام من به حسینی که او امام من است
سلام من به مرادم به سیدالشهدا
که مقتدای من و شاهد قیام من است
حسین! ای شده موسی به حرمت تو کلیم
که شور عشق تو شیرینی کلام من است
چگونه صبر کنم در غیاب حضرت تو
که بی حضور تو این زندگی حرام من است
اگرچه دورم از آن آستان، دلم با توست
که ذکر خیر تو کار علی الدّوام من است...
غروبم از غم غربت اگر چه لبریز است
خوشم که عطر وصال تو در مشام من است
مرا به مژدۀ دیدار تو امیدی نیست
غم جدایی تو همدم مدام من است
مگر که شهد شهادت به جام من ریزند
که در فراق تو چندیست تلخ، کام من است
به راه عشق، نخستین فدایی تو منم
سفیر خاص توام، این صدای عام من است
به متن دفتر فضل مجاهدان بنگر
که در وفای تو سرلوحهاش به نام من است
تویی منادی صوت عدالت انسان
که بازتاب تو، فریاد ناتمام من است
چراغ زندگی من عقیده است و جهاد
حسینیام من و این مذهب و مرام من است...
وجود پاک تو را چشمزخم تا نرسد
دعا به حضرت تو کار صبح و شام من است
مباش راهی کوفه به شوق دعوت خلق!
در آخرین نفس این آخرین پیام من است
بگو که شهد شهادت مرا گوارا باد
در این محیط که زهر ستم به جام من است
خوشم که بر سر عشقت سرم رود بر باد
سر بریدۀ من پرچم قیام من است
من این چکامه سرودم که «مسلم بن عقیل»
ز روی لطف بگوید «شفق» غلام من است
✍#استاد_محمد_جواد_غفورزاده_شفق
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل_ع
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
سلام من به محرّم، به کربلای حسینی(ع)
سلام من به محرّم، مَه عزای حسینی(ع)
سلام من به محرّم، به فاطمه(س) به پیمبر(ص)
سلام من به محرّم، به سوز و ندبه ی حیدر(ع)
سلام من به محرّم، به ماه دلبر زینب(س)
سلام من به محرّم، به دیده ی تر زینب(س)
سلام من به محرّم، به راس قاری قرآن
سلام من به محرّم، به اوج قله ی ایمان
سلام من به محرّم، به باوفایی عبّاس(ع)
سلام من به محرّم، به عطر و بوی گل یاس
سلام من به محرّم، به اشک و آه سکینه
سلام من چراغ و سلام من به سفینه
سلام من به محرّم، به ناله های رقیه(س)
سلام من به محرّم، به نینوای رقیه(س)
سلام من به محرّم، به تشنه ی لب دریا
سلام من به محرّم، به داغ زاده ی زهرا(س)
سلام من به محرّم، به خشکی لب اصغر(ع)
سلام من به محرّم، به دیده های ز خون، تر
سلام من به محرّم، به خون پاک شهیدان
سلام من به محرّم، به اشک چشم یتیمان
سلام من به محرّم، به جلوه های نمازش
سلام من به حسین(ع) و به اوج راز و نیازش
سلام من به محرّم، به نوجوان شهیدش
سلام من به محرّم، به قهرمان رشیدش
سلام من به محرّم، به شور و شوق خدائی
سلام من به محرّم، به لحظه های جدائی
سلام من به محرّم، به آه و ناله ی طفلان
سلام من به محرّم، به جسم بی سر عریان
سلام من به محرّم، به تاول کف پاها
به آن شهید که در خون خویش کرده شناها
سلام من به محرّم، به دستهای بریده
سلام من به محرّم، به اشک های چکیده
سلام من به محرّم، به دشت و دامن و گلشن
سلام من به دو چشمی که تیر خورده ز دشمن
سلام من به محرّم، به لحظه های شهادت
سلام من به محرّم، به شور و شوق و شهامت
سلام من به محرّم، به خیمه های غریبش
سلام من به محرّم، به بانوان نجیبش
سلام من به محرّم، به سروهای خمیده
سلام من به محرّم، به ذوالجناح رمیده
سلام من به محرّم، به لحظه های اسارت
سلام من به حسین(ع) و به آیه ها به تلاوت
سلام من به محرّم، به هر دو چشم علمدار
سلام من به محرّم، به شیعیان عزادار
سلام من به محرّم، به ماه نوحه سرائی
سلام من به محرّم، به ماه اشک و گدائی
محرّم آمد و کارم عزا و آه و فغان شد
سلام گفتم و اشکم به روی گونه روان شد
#هلال_محرم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
پیش از آنی که عزادار مُحّرم باشی
سعی کن در حرمش مُحرم و مَحرم باشی
خاک از حُرمت ششگوشۀ او حرمت یافت
گر شَوی خاک رهش قبلۀ عالم باشی
گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن
سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی
همره زمزم اشکی که تو را بخشیدند
میتوان مُحرم بیت الله اعظم باشی
شادی هردو جهانت به خدا تأمين است
گر در این ماه عزا همسفر غم باشی
خوش به حال تو «وفایی» که خدا خواسته است
در همه حال عزادار مُحّرم بـاشی
✍حاج#سید_هاشم_وفایی
#هلال_محرم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بزم عزای او نه تنها در زمین است
وقف بساط روضهاش، عرش برین است
هفت آسمان از غُصه مشکیپوش هستند
آوازهی ماه محرم بیش از این است
مرثیه خوان وقتی رسول الله باشد
سردستهی گریهکنان روح الامین است
پیراهنش را بر فراز نیزه کردند
ماه محرم آمد و دلها غمین است
اجر رسالت در رفاقت با حسین است
این دوستی دستور قرآن مبین است
در سایهسار پرچمش آسوده هستیم
این خیمهها، این تکیهها حصن حصین است
اسباب این وادی، شفیع روز حشراند
فرش حسینیه خودش حبل المتین است
هرکس نشسته روی فرش روضهی او
با حضرت زهرا یقیناً همنشین است
سینهزنیها مورد تحسین زهراست
سینهزنِ او مستحق آفرین است
باید براتم را شب اول بگیرم
وقتی تمام فکر و ذکرم اربعین است
آغاز راه کربلا غیر از نجف نیست
روزی من دست امیرالمؤمنین است
ما را برای گریه کردن آفریدند
با اشک در روضه سرشک ما عجین است
ما و جدایی از حسین امری محال است
این حرف، حرف اولین و آخرین است
اصرار دارد دستگیر شمر باشد
باب نجات خلقِ عالم اینچنین است
دردی که دارد میکشد از نیزهها نیست
دردی که در گودال دارد، درد دین است
مثل سرش، انگشترش را هم بدزدند
تنها نه خولی، ساربان هم در کمین است
✍#علیرضا_خاکساری
#هلال_محرم
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
دویــد شمــر سوی قتلگــاه بعد چه شد؟
کشید فاطمه از سینه آه بعـد چه شد؟
نهاد زانوی خود را بـه روی قلب حسین
شکـست مخزن سِّـر اله بعـد چه شد؟
سر بریده روی دسـتهـــای قاتل بود
کـه کرد فــاطمه او را نگـاه بعد چه شد؟
گــرفت چهـرۀ خـورشید و روز شد شـب تار
به نیزه گشت عیان قرص ماه بعد چه شد؟
بدن به روی زمین بود و اسب بیصاحب
روانه شد به سوی خیمهگاه بعد چه شد؟
فرار فاطمهها پابـرهنه بر سر خار
فتاده از پـیِشان یک سپاه بعد چه شد؟
کجا روم به که گویم کـه کودکی از ترس
بَـرد به کودک دیگر پنـاه بعد چه شد؟
دو دست شـوم قوی پنجهای بـه بـالا رفت
کـه شد دوگونۀ طفلی سیاه بعد چه شد؟
ز گوش دخترکی خصم گوشواره کشید
فتاد روی زمین بیگناه بعـد چه شد؟
جواب دادن «میثم» بـــه انتها نرسد
هزار بار بپرسید آه بعد چه شد؟
✍#حلج_غلامرضا_سازگار
#روز_عاشورا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
جگر خواهر او ریخت بهم بس کن شمر
گیسوان سر او ریخت بهم بس کن شمر
آمدی سر ببری تیز کن این خنجر را
از قفا حنجر او ریخت بهم بس کن شمر
بی حیا دست که داری به نوک چکمه چرا
گیسوی مادر او ریخت بهم بس کن شمر
این چه رسمی ست عرب نیزه خود میشکند
همه پیکر او ریخت بهم بس کن شمر
✍#قاسم_نعمتی
#روز_عاشورا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
🪴سلام علیکم 🪴
#جلسه #انجمن #ادبی #محیط
#منزل #استاد #مجاهدی🦋
جمعه:
👈🏼 از ساعت: 17/30تا 19👉🏼
#ویژه #آقایان👨🦳👨🦰
از اینکه دوستان عزیز جهت #رعایت #حال #جناب #استاد و #نظم #هر #چه #بیشتر #جلسه
#زمان #دقیق #ورود و #خروج به #موقع را #رعایت #میفرمایید
از شما بسیار سپاسگزاریم.🤗
قم:
خیابان صفائیه، کوچه ۲۸ (بیگدلی)
بعداز چهارراه اول، سمت چپ، بن بست دوم
(جنب دکتر فرهاد برقعی) - پلاک ۴۸👇🏼
📍https://nshn.ir/sbsVNmPxQiOg
روابط عمومی انجمن ادبی محیط قم عامری
🌴 سایه مژگان 🌴
ای هزار آینه حیران تو ، یا ثارالله
صبح سر زد ز گریبان تو ، یا ثارالله
عجبی نیست اگر از سَرِ جان برخیزد
هر که زد دست به دامان تو یا ثارالله
ای خوش آن قوم که در مکتب
هفتاد و دو تن
سر سپردند به فرمان تو یا ثارالله
چشم تاریخ ندیدهست و نبیند هرگز
به وفاداری یاران تو یا ثارالله
رو به منظومۀ چشمان تو سر زد خورشید
ماه شد آینهگردان تو یا ثارالله
ریخت در دامن شب آینه در آینه نور
شور تو، عشق تو، ایمان تو یا ثارالله
به فتوّت، به عدالت، ابدیت بخشید
شرف و غیرت و وجدان تو یا ثارالله
آب از خون گلو خورد که سرسبز شود
چمن لاله و ریحان تو یا ثارالله
خون شد از غم جگر دجله که هرگز نگرفت بوسهای از لب عطشان تو یا ثارالله
حنجرت چشمۀ خون بود ولی میترسید
خنجر از سایۀ مژگان تو یا ثارالله
هَیَجان داد به قاموس شهادت به خدا
شوق آمیخته با جان تو یا ثارالله
کیست مانند تو بی پرده ترین جلوه عشق
به فدای تن عریان تو یا ثارالله
آخرین لحظۀ تو ، اوّل معراج تو بود
بود آغاز تو ، پایان تو یا ثارالله
خیمۀ عترت یاسین و دل اهل حرم
سوخت در شام غریبان تو یا ثارالله
میکند خاطر توفانزدگان را آرام
صوت داوودی قرآن تو یا ثارالله
کاش بر حاشیه سبز چمن بنویسند
که "شفق" بود غزلخوان تو یا ثارالله
✍#محمدجواد #غفورزاده"شفق"
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
ای روسیاه! دشنه به خون خدا مزن!
با تیغ کُند بر جگر مصطفی مزن
از روی این کتاب مقدس بلند شو!
پا این قدر به آیهى "قالو بلی" مزن
این کشتهی فتاده به هامون، عزیز ماست
طعنه به یادگار شه لافتی مزن
این تشنه، دست شسته ز جان بعد اکبرش
این ضربهی دوازدهم را بیا مزن
یک چند لحظه صبر کن ای خصم سنگ دل
در پیش چشم فاطمه این ضربه را مزن
این زخمها بس است برای شهادتش
آن تیغ کُند را تو دگر از قفا مزن
از این عزیز پیرهنش را جدا مکن
آتش به قلب مضطر آل عبا مزن
انگشت او جدا مکن ای ساربان، برو!
این قدْر زخم بر دلِ خیرالنسا مزن
از کودکان مضایقه کردید آب را
آتش دگر به خیمهی اطفال ما مزن
✍#سید_روح_الله_مؤید
#روز_عاشورا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
نوشتم اول خط: بسمه تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بندۀ تو نخواهد گذاشت هرجا سر
قسم به معنی «لا یُمکن الفرار از عشق»
که پُر شدهست جهان از حسین سرتاسر
نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن
به آسمان بنگر! ما رایت الا سر
سری که گفت من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند میروم با سر
هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر
همان سری که یَُحّب الجمال محوش بود
جمیل بود جمیلا بدن جمیلا سر
سری که با خودش آورد بهترینها را
که یک به یک همه بودند سروران را سر
زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر
سپس به معرکه عابس «اَجَنَّنی» گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
بنازم ام وهب را به پارۀ تن گفت:
برو به معرکه با سر، ولی میا با سر
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت لحظۀ آخر به پای مولا سر
در این قصیده ولی آنکه حُسن مطلع شد
همان سریست که بُرده برای لیلا سر
سری که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود پا تا سر
پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پُر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر
امام غرق به خون بود و زیر لب میگفت:
به پیشگاه تو آوردهام خدایا سر
میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک: الف، لام، میم، طاها، سر
حروف اطهر قرآن و نعل تازۀ اسب
چه خوب شد که نبودهست بر بدنها سر
تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هر که هرچه دلش خواست داد، حتی سر
نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او
ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر
جدا شدهست و سر از نیزهها درآوردهست
جدا شدهست و نیفتاده است از پا سر
صدای آیۀ کهف الرقیم میآید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر
چه قدر زخم که با یک نسیم وا میشد
نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر
عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوب محمل؛ نه با زبان، با سر
دلم هوای حرم کرده است میدانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
#روز_عاشورا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹