eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
پیش از آنی که عزادار مُحّرم باشی سعی کن در حرمش مُحرم و مَحرم باشی خاک از حُرمت شش‌گوشۀ او حرمت یافت گر شَوی خاک رهش قبلۀ عالم باشی گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی همره زمزم اشکی که تو را بخشیدند می‌توان مُحرم بیت الله اعظم باشی شادی هردو جهانت به خدا تأمين است گر در این ماه عزا همسفر غم باشی خوش به حال تو «وفایی» که خدا خواسته است در همه حال عزادار مُحّرم بـاشی ✍حاج http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بزم عزای او نه تنها در زمین است وقف بساط روضه‌اش، عرش برین است هفت آسمان از غُصه مشکی‌پوش هستند آوازه‌ی ماه محرم بیش از این است مرثیه خوان وقتی رسول الله باشد سردسته‌ی گریه‌کنان روح الامین است پیراهنش را بر فراز نیزه کردند ماه محرم آمد و دل‌ها غمین است اجر رسالت در رفاقت با حسین است این دوستی دستور قرآن مبین است در سایه‌سار پرچمش آسوده هستیم این خیمه‌ها، این تکیه‌ها حصن حصین است اسباب این وادی، شفیع روز حشراند فرش حسینیه خودش حبل المتین است هرکس نشسته روی فرش روضه‌ی او با حضرت زهرا یقیناً همنشین است سینه‌زنی‌ها مورد تحسین زهراست سینه‌زنِ او مستحق آفرین است باید براتم را شب اول بگیرم وقتی تمام فکر و ذکرم اربعین است آغاز راه کربلا غیر از نجف نیست روزی من دست امیرالمؤمنین است ما را برای گریه کردن آفریدند با اشک در روضه سرشک ما عجین است ما و جدایی از حسین امری محال است این حرف، حرف اولین و آخرین است اصرار دارد دستگیر شمر باشد باب نجات خلقِ عالم اینچنین است دردی که دارد می‌کشد از نیزه‌ها نیست دردی که در گودال دارد، درد دین است مثل سرش، انگشترش را هم بدزدند تنها نه خولی، ساربان هم در کمین است ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
دویــد شمــر سوی قتلگــاه بعد چه شد؟ کشید فاطمه از سینه آه بعـد چه شد؟ نهاد زانوی خود را بـه روی قلب حسین شکـست مخزن سِّـر اله بعـد چه شد؟ سر بریده روی دسـت‌هـــای قاتل بود کـه کرد فــاطمه او را نگـاه بعد چه شد؟ گــرفت چهـرۀ خـورشید و روز شد شـب تار به نیزه گشت عیان قرص ماه بعد چه شد؟ بدن به روی زمین بود و اسب بی‌صاحب روانه شد به سوی خیمه‌گاه بعد چه شد؟ فرار فاطمه‌ها پابـرهنه بر سر خار فتاده از پـی‌ِشان یک سپاه بعد چه شد؟ کجا روم به که گویم کـه کودکی از ترس بَـرد به کودک دیگر پنـاه بعد چه شد؟ دو دست شـوم قوی پنجه‌ای بـه بـالا رفت کـه شد دوگونۀ طفلی سیاه بعد چه شد؟ ز گوش دخترکی خصم گوشواره کشید فتاد روی زمین بی‌گناه بعـد چه شد؟ جواب دادن «میثم» بـــه انتها نرسد هزار بار بپرسید آه بعد چه شد؟ ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
جگر خواهر او ریخت بهم بس کن شمر گیسوان سر او ریخت بهم بس کن شمر آمدی سر ببری تیز کن این خنجر را از قفا حنجر او ریخت بهم بس کن شمر بی حیا دست که داری به نوک چکمه چرا گیسوی مادر او ریخت بهم بس کن شمر این چه رسمی ست عرب نیزه خود میشکند همه پیکر او ریخت بهم بس کن شمر ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بسم الله الرحمن الرحیم 🪴سلام علیکم 🪴 🦋 جمعه: 👈🏼 از ساعت: 17/30تا 19👉🏼 👨‍🦳👨‍🦰 از اینکه دوستان عزیز جهت و و به را از شما بسیار سپاسگزاریم.🤗 قم: خیابان صفائیه، کوچه ۲۸ (بیگدلی) بعداز چهارراه اول، سمت چپ، بن بست دوم (جنب دکتر فرهاد برقعی) - پلاک ۴۸👇🏼 📍https://nshn.ir/sbsVNmPxQiOg روابط عمومی انجمن ادبی محیط قم عامری
🌴 سایه مژگان 🌴 ای هزار آینه حیران تو ، یا ثارالله صبح سر زد ز گریبان تو ، یا ثارالله عجبی نیست اگر از سَرِ جان برخیزد هر که زد دست به دامان تو یا ثارالله ای خوش‌ آن قوم که در مکتب هفتاد و دو تن سر سپردند به فرمان تو یا ثارالله چشم تاریخ ندیده‌ست و نبیند هرگز به وفاداری یاران تو یا ثارالله رو به منظومۀ چشمان تو سر زد خورشید ماه شد آینه‌گردان تو یا ثارالله ریخت در دامن شب آینه در آینه نور شور تو، عشق تو، ایمان تو یا ثارالله به فتوّت، به عدالت، ابدیت بخشید شرف و غیرت و وجدان تو یا ثارالله آب از خون گلو خورد که سرسبز شود چمن لاله و ریحان تو یا ثارالله خون شد از غم جگر دجله که هرگز نگرفت بوسه‌ای از لب عطشان تو یا ثارالله حنجرت چشمۀ خون بود ولی می‌ترسید خنجر از سایۀ مژگان تو یا ثارالله هَیَجان داد به قاموس شهادت به خدا شوق آمیخته با جان تو یا ثارالله کیست مانند تو بی پرده ترین جلوه عشق به فدای تن عریان تو یا ثارالله آخرین لحظۀ تو ، اوّل معراج تو بود بود آغاز تو ، پایان تو یا ثارالله خیمۀ عترت یاسین و دل اهل حرم سوخت در شام غریبان تو یا ثارالله می‌کند خاطر توفان‌زدگان را آرام صوت داوودی قرآن تو یا ثارالله کاش بر حاشیه سبز چمن بنویسند که "شفق" بود غزلخوان تو یا ثارالله ✍ "شفق" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ای روسیاه! دشنه به خون خدا مزن! با تیغ کُند بر جگر مصطفی مزن از روی این کتاب مقدس بلند شو! پا این قدر به آیه‌ى "قالو بلی" مزن این کشته‌ی فتاده به هامون، عزیز ماست طعنه به یادگار شه لافتی مزن این تشنه، دست شسته ز جان بعد اکبرش این ضربه‌ی دوازدهم را بیا مزن یک چند لحظه صبر کن ای خصم سنگ دل در پیش چشم فاطمه این ضربه را مزن این زخم‌ها بس است برای شهادتش آن تیغ کُند را تو دگر از قفا مزن از این عزیز پیرهنش را جدا مکن آتش به قلب مضطر آل عبا مزن انگشت او جدا مکن ای ساربان، برو! این قدْر زخم بر دلِ خیرالنسا مزن از کودکان مضایقه کردید آب را آتش دگر به خیمه‌ی اطفال ما مزن ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
نوشتم اول خط: بسمه‌ تعالی سر بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد که بندۀ‌ تو نخواهد گذاشت هرجا سر قسم به معنی «لا یُمکن الفرار از عشق» که پُر شده‌ست جهان از حسین سرتاسر نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن به آسمان بنگر! ما رایت الا سر سری که گفت من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند می‌روم با سر هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر همان سری که یَُحّب الجمال محوش بود جمیل بود جمیلا بدن جمیلا سر سری که با خودش آورد بهترین‌ها را که یک به یک همه بودند سروران را سر زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر سپس به معرکه عابس «اَجَنَّنی» گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر بنازم ام وهب را به پارۀ تن گفت: برو به معرکه با سر، ولی میا با سر خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید گذاشت لحظۀ آخر به پای مولا سر در این قصیده ولی آنکه حُسن مطلع شد همان سری‌ست که بُرده برای لیلا سر سری که احمد و محمود بود سر تا پا همان سری که خداوند بود پا تا سر پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد پُر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر امام غرق به خون بود و زیر لب می‌گفت: به پیشگاه تو آورده‌ام خدایا سر میان خاک، کلام خدا مقطعه شد میان خاک: الف، لام، میم، طاها، سر حروف اطهر قرآن و نعل تازۀ اسب چه خوب شد که نبوده‌ست بر بدن‌ها سر تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود به هر که هرچه دلش خواست داد، حتی سر نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر جدا شده‌ست و سر از نیزه‌ها درآورده‌ست جدا شده‌ست و نیفتاده است از پا سر صدای آیۀ کهف الرقیم می‌آید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام که آفتاب درآورد از کلیسا سر چه قدر زخم که با یک نسیم وا می‌شد نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت؟ به چوب، چوب‌ محمل؛ نه با زبان، با سر دلم هوای حرم کرده است می‌دانی دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«اَلسَّلامُ عَلَیكَ یٰا ثارَاللّٰهِ وَابنَ ثارِه» 🏴 بخوان بخوان! که قلم کردہ شِکوه‌‌ها را سر به‌روی صفحه‌ی دل؛ رفته چون به یغما سر قلم به سینه‌ی کاغذ، چو بید می‌لرزد که از کجا بنویسد ز دست، پا ـ یا ـ سر؟ بلی! ز سر بنویسد، ولی چگونه سری؟ از آن سری که ندارد قرینه، حاشا سر سری که سَروَر سرهای نینوایی بود جدا شد از تن و با نیزہ رفت بالا، سر به نیزہ خواند کلام خدا و بعد از آن برفت سوی خداوند حیّ یکتا سر زمین چگونه نلرزد به خود چو می‌بیند : عزیز فاطمه (س) را بر فراز صحرا ، سر چه گویم از دل زینب چو دید دست جفا که کرده با دل ِ سنگ از بدن، مجزا ، سر... کشید آهی و، سر سوی آسمان‌ها گفت : که؟ دیده است به عالم چنین خدایا سر رقیه کنج خرابه به خود بگفت آیا... زنَد دگر به من اکنون، جناب بابا سر ؟ به تشتِ خون نظر افکند و دید رأس پدر به آه و ناله بگفتا که: دیده بگشا سر نگاه کن به من ای سَر که خفته‌ای در تشت! که یک نگاهِ تو بر من ‌دهد تسلّا، سر اگر که وا نکنی دیده، پس ببَر با خود که نیست از تو مرا غیر ازین تقاضا سر قلم چگونه نلرزد ازین ستم بر خود ؟ چنین حدیث غم‌افزا، شنیدہ آیا سر ؟ به تیر و نیزہ و شمشیر، اوفتاد از اسب بدون دست، علمدار، بر زمین با سر تنی که بود شبیه پیمبر خاتم (ص) به تیغِ خصم شدہ قطعه قطعه سرتاسر به روی دست پدر حنجرش هدف گردید رضیع دشت بلا، گویم از تنش یا ، سر ؟ ندیدہ چشم فلک این‌چنین ستم هرگز ز هیفدہ تن گلگون، به عرش اعلا، سر الا که در پی مفهوم عشق، حیرانی! ببین که عشقِ به حق را نموده معنا سر به دشتِ کرببلا در میان آتش و خون قلندرانه به پا کردہ است غوغا سر چنانکه تیغِ زبان تیزتر ز شمشیر است در آن میان شدہ حتی تمام اعضا سر به راہِ دین خدا در ستیز، با کفار نداشته ز عدو وُ، ز تیغ، پروا سر به سجدہ‌‌گاہ عبادت، به مسجد کوفه به راہِ دین خدا ، دادہ است مولا سر... همین بس‌است که عبرت بگیرد این دشمن که کردہ دین خدا را همیشه احیا سر قلم شکست در اینجا و بر زمین افتاد نوشت تا که جدا شد ز روی تن‌ها سر اَلا امام مبین! منجی جهان برخیز...! شتاب کن که بگیری تقاصِ سر را سر به جمکران وصالت چه جمعه‌ها که گذشت نیامدی و نشد تا ببینمت با سر چو نیست قسمت ما پای‌بوسی‌ات، اما به وقت موت، کرم کن بزن تو بر ما سر‌ دوبارہ دست شقاوت، به انهدام بشر از آستین زدہ بیرون و کردہ بلوا سر بیا و آتش کفّار را ، فرو بنشان! که می‌کشد ز ثری شعله تا ثریا سر به حق (ساقی) بی دست کربلا برخیز بزن به تیغ عدالت، تمام اعدا... سر حکومت علوی را به رغم بدخواهان به پا نما و جهان را ، بگیر سرتاسر ردیف کردم اگر سر درین قصیدہ، ولی خلاف قاعدہ طی می‌کنم همین جا سر بدان امید، که گیری تقاص مظلومان... نشسته‌ام به تماشا ز خاک، تا محشر . ✍ سید محمدرضا شمس (ساقی) 1393 http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
باور ما ریشه در مباهله دارد وین سند شیعه پنج منگله دارد در شب مظلم طلایه دار ظهور است شیعه که از نور وحی مشعله دارد می رسد این کاروان به منزل مقصود تا چو پیمبر امیر قافله دارد نفس نفیس پیمبر است به قرآن  نام علی حکم باء بسمله دارد خلقت ناموس کردگار چو زهرا بانوی صدیقه ای مجلله دارد قدر حسین و حسن که زینت عرشند مثل نمازی بوَد که نافله دارد منزلت پنج تن به قدرشناسد  آن که خبر از حدیث منزله دارد خفته ی بی درد را مگو هله برخیز مرده چه سود از هلا و از هله دارد مذهب این بندیان لات و هبل، آه تا به حقیقت چه قدر فاصله دارد داعشیان خانه زاد آل سعودند از گله خود شبان چرا گله دارد نسبتشان می رسد به هند جگرخوار ایل و تباری که شمر و حرمله دارد عترت پیغمبرند تالی قرآن باور ما ریشه در مباهله دارد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌹طلوع ماه محرم🌹 ماهی ز ره رسیده که لبریزِ از غم است از داغ عشق ، خون به دل اهل عالم است آید صدای ناله به گوش از تمام خلق هر جا که بنگری غم و اندوه وماتم است خون می چکد ز دیده ی کرّوبیان مدام این اشک و آه و بغض، نشان محرم است عالم تمام گشته سیه پوش و نوحه خوان " گویا عزای اشرف اولاد آدم است"* پیچیده در فضا همه جا بانگ یا حسین ع آری عزای سبط نبیّ مکرم است زد خیمه در زمین بلا شاه کربلا پشت فلک ز غصه ی این واقعه خَم است هفتاد و دو ، ستاره رَخشان به دور شمس در وصف شان هر آنچه که گوید زبان کم است بر زخم های پیکر مصباح کائنات اشکی که می چکد ز چشمِ عزادار مرهم است گرید " شقایق" از غم آن شاه بی کفن تا روز حشر ناله و آهش دمادم است ✍ " " کرمان https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh * - محتشم کاشانی