eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حضرت_عبدالله_بن_حسن_علیه_السلام میخواستم به جای پدر یاورت شوم جای عمو به اشک غم اب اورت شوم احلی من العسل نه فقط سهم قاسم است بگذار تا عمو غزل دیگرت شوم با بغض کوچه ها به هواخواهی امدم میخواهم از خدا سپر حنجرت شوم گودال مثل کوچه و شمشیر اتش است وقتش شده فدای تو و مادرت شوم دیدم که نیزه ها نفست را بریده اند دیگر نشد به خیمه تماشاگرت شوم هرگز مخواه بعد تو با چشم های خیس من شاهد اسارت این خواهرت شوم اغوش وا کن ای گل صد چاک زیر تیغ تا زایر ضریح تن اطهرت شوم دستم شکست و حرمله چشم انتظار من بگذار تا شبیه علی اصغرت شوم ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
«علی‌الاصول...» علی‌الاصول، یکی تنگه را رها کرده‌ست میان معرکه بر ترس، اقتدا کرده‌ست علی‌الاصول یکی برخلاف رأیِ ولی برای وعدهٔ دشمن، حساب وا کرده‌ست علی‌الاصول، یکی وقت رزم در میدان به اجتهاد خود اینگونه پابه‌پا کرده‌ست علی‌الاصول، یکی پشت پا زده به اصول یکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کرده‌ست اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر... در این نبرد، کم آورده و خطا کرده‌ست چه سود می‌بَرد آنکس که دور از این مردم بر این معامله اصرارِ نابجا کرده‌ست؟! چه حاصل است از این نامه با چنین گرگی که نانوشته دریده‌ست و نقض‌ها کرده‌ست ... و جنگ راه خطیریست، مرد می‌طلبد ... و جنگ، جوهر افراد برملا کرده‌ست ... و صلح نیست از این رستخیز، راه گریز چنانکه عافیت اندیش، ادعا کرده‌ست علی الاصول، امام شهید، خامنه‌ای برای مردم ما روز و شب دعا کرده‌ست علی‌الاصول، همین بعثت خیابانی برای دیدن خورشید، کوچه وا کرده‌ست علی الاصول، خداوندِ مردم مبعوث شگفت‌معجزه‌ای گاه با عصا کرده‌ست عصای معجزه، امروز نیست جز فریاد عصای معجزه عشق است و کارها کرده‌ست ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_عبدالله_بن_الحسن_علیهما_السلام مصحف ما، چه به هم ریختنت! وای عمو! چقَدَر تیر نشسته به تنت وای عمو! همۀ رختِ تو غارت نشده پاره شده بس كه یك پارچه با پا زدنت وای عمو! آمدم تا كه اجازه بدهی و یك یك نیزه ها را بكشم از بدنت وای عمو! جان نداده همه بالای سرت جمع شدند چه شلوغ است سرِ پیرُهَنَت وای عمو! آن قدر نیزه زیاد است نمی دانم كه بكشم از بدنت یا دهنت؟ وای عمو http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_قاسم علیه‌السلام 🔹ماه شب چهاردهم🔹 ای ماه من که چشم و چراغ نبوتی ریحانهٔ بهشتی باغ نبوتی ای جلوه کرده حُسن تو چون گوهر از صدف ای یادگار سبزترین گوهر شرف ای آیه‌های حسن تو وَاللَّیل و وَالنَّهار ای سرو سرفراز پس از سیزده بهار... ای متّصل به وحی و نبوّت وجود تو ماه شب چهاردهم در سجود تو دُرِّ یتیم من، قدمی پیش‌تر بیا یعنی به دیده‌بوسی من بیشتر بیا گرد یتیمی از رخ تو پاک می‌کنم لب را به بوسهٔ تو طربناک می‌کنم ای نوبهار حُسن در آفاق معرفت پیشانی تو مطلع اشراق معرفت... ای نوجوانی تو، سرآغاز شورِ عشق ای روشنای دیدهٔ موسای طورِ عشق عشق و عقیده، آینهٔ روشن تو شد تقوا و معرفت، زره و جوشن تو شد ای پاگرفته سروِ قدت در کنار من ای چون علی قرار دل بی‌قرار من :: ای ماه من که از افق خیمه سر زدی آتش به جان عشق، به مژگانِ تر زدی وقتی صدای غربت اسلام شد بلند مثل عقاب آمدی اینجا و پر زدی از لحظهٔ وداع من و اکبرم چقدر با التماس بر در این خانه در زدی تا من به یک اشاره دهم رخصت جهاد خود را به آب و آتش از او بیشتر زدی «اول بنا نبود بسوزند عاشقان» اما تو خیمه در دل شور و شرر زدی نخل بلند عاطفه! این التهاب چیست؟ این شوق پر گشودن مثل شهاب چیست؟ روح شتابناک تو غرق شهادت است در هر نگاه نابِ تو برق شهادت است با غیرت تو واهمهٔ ساز و برگ نیست در روشن ضمیر تو پروای مرگ نیست مرگ از حضور چشم تو پرهیز می‌کند تیغ از ستیغ خشم تو پرهیز می‌کند ای موج اشک و آه تو«اَحلی مِنَ العسل» ای مرگ در نگاه تو «اَحلی مِنَ العسل» مانند گیسوی تو که چین می‌خورد هنوز شمشیر تو نوکش به زمین می‌خورد هنوز اما چه می‌شود که دل از دست داده‌ای در راه دوست آنچه تو را هست داده‌ای شور جهاد در دل تو شعله‌ور شده‌ست یعنی تمام هستی تو بال و پر شده‌ست اشکم خیال بدرقه دارد، خدای را آهسته‌تر که وقت دعای سفر شده‌ست از اشک تو جواز شهادت طلوع کرد از چهرهٔ تو صبح سعادت طلوع کرد قربان ناز کردنت ای نازنین من گوش تو آشناست به «هل من معین» من شوق تو چون تلاوت قرآن شنیدنی‌ست بالا بلند من، حرکات تو دیدنی‌ست ای ابروی تو خورده ز غیرت به هم گره ای قامت ظریف تو کوچکتر از زره داری به جنگ اگرچه شتاب، ای عزیز من پایت نمی‌رسد به رکاب، ای عزیز من گلبرگ چهره در قدم من گذاشتی کوه غمی به روی غم من گذاشتی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_قاسم علیه‌السلام 🔹عازم بزم وصال🔹 این گلِ تر ز چه باغی‌ست که لب خشکیده‌ست؟ نو شکفته‌ست و به هر غنچه لبش خندیده‌ست روبرو همچو دو مصراع، دو ابرویش بین شاه بیت است و حق از شعر حسن بگزیده‌ست دید چون مشتری‌اش ماه شب چاردهم «سیزده بار زمین دور قدش گردیده‌ست» عازم بزم وصال است، و حسن نیست دریغ! تا که در حُسن ببیند چه بساطی چیده‌ست سیزده آیه فقط سورۀ عمرش دارد نام اخلاص بر این سوره، وفا بخشیده‌ست حسرتِ پاش به چشمان رکاب است هنوز این نهالی‌ست که بر سرو، قدش بالیده‌ست سینه شد مجمر و اسپند، ز دل، مادر ریخت تا «قیامت قد» خود دید کفن پوشیده‌ست گفت شرمنده احسان عمویم همه عمر او که پیش از پسر خویش مرا بوسیده‌ست تن چاکش به حرم برد عمو، عمه بگفت: خشک آن دست که این لالۀ تر را چیده‌ست ✍ _علی_انسانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
یا_باب_الحوائج با هر غمی شبیه و برابر نمی شود هر روضه ای که روضه ی اصغر(ع) نمی شود زخمی گذاشت حرمله بر قلب اهل بیت زخمی که بسته تا صف محشر نمی شود شش ماهه را ز شیر مگر می شود گرفت!!!؟ باشد، به دست تیر که دیگر نمی شود اصلا به فرض جرم پدر، هیچ کودکی با حکم هیچ محکمه کیفر نمی شود آخر جواب اشک و تلظی ،سه شعبه نیست آنهم روانه سوی کبوتر نمی شود ظلمت به روی پیکر خورشید اگر چه تاخت بر روی جسم غنچه ی پر پر نمی شود! باب الحوائجی است که جز با نگاه او احوال شهر غم زده بهتر نمی شود هرکس گرفت حاجت از او غرق اشک گفت: هر روضه ای که روضه ی اصغر(ع)نمی شود ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
کودکی کم سنّ و سال اما دلیری دلبخواه حق شناس و حیدری! سرور، سرآمد، سربراه سخت مشتاقِ نبرد و ارث برده از پدر در وجود او شجاعت کوه بود و ترس؛ کاه پایِ روضه میرود با یادگارِ مجتبیٰ(ع)- قبلِ عاشورا؛ شبِ پنجم، میانِِ قتلگاه رفت از خیمه شتابان؛ سمتِ میدان بیهوا عمه حیران شد! کشید از عمقِ جان یکباره آه بشکنَد دستی که می انداخت سمتَش نیزه را شد مواجه با بلا، بر خاک! طفلِ بی گناه... لااقل ایکاش قدری اهل فن بودند و رزم وای از شمشیرها با ضربه هایِ اشتباه قاتلَش شد خنده های شمر(لع) و تیرِِ حرمله(لع) زهر شد سهم پدر! آخر پسر شد بی پناه او حسن(ع) زاده ست! تابوتِ تنش شد غرقِ تیر رفت رنگِ خون به خوردِ لَختیِ مویِ سیاه بی رمق بود از نفس افتاده بود و آسمان- بغض کرد و گفت دست و‌ پا نزن! «روحي فِداه» تا به رویِ گونه اش؛ بی‌حال زد بوسه، عمو چشم ها را باز کرد و بست! قدرِ یک نگاه پیش‌ترها گفته بود از «لا أُفارق عَمّی»* و شد برایِ حرفِ او خونِ سراپایش گواه! *«وٱلله لا أُفارق عمّی»؛ سوگند به خدا، از عمویم جدا نمی‌شوم» ألارشاد، ج۲ ص۱۱۰ ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
کوفه میدان نبرد و سرِ نی سنگر توست علمِ نصرِ خدا تا صف محشر، سر توست محشری کرده به پا قصۀ عاشورایت که جهان تا صف محشر همه‌جا محشر توست با وجودی که کُنَد گریه به تو چشم وجود خندۀ فتح به لب‌های علی‌اصغر توست کس نگوید که تو تنها و غریبی هرگز که همه عالم ایجاد پر از لشکر توست تو خداوند جهادی، به خداوند قسم زینبِ فاطمه تا حشر پیام‌آور توست... چه شود دست کرم بر سر «میثم» بکشی ای که بر روی سنان، دست خدا بر سر توست ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌸ماه شب چهاردهم🌸 ای ماه من که چشم و چراغ نُبوّتی ریحانهٔ بهشتی باغ نُبوّتی ای جلوه کرده حُسن تو چون گوهر از صدف ای یادگار سبزترین گوهر شرف ای آیه‌های حسن تو وَاللَّیل و وَالنَّهار ای سرو سرفراز پس از سیزده بهار ای جلوه ی جمال خدا در برابرم آیینه ی تمام نمای برادرم ای جان مجتبی و جگر گوشهٔ رسول ای پاکبازِ عرصه ایمان علی الاصول ای متّصل به وحی و نُبوّت وجود تو ماه شب چهاردهم در سجود تو دُرِّ یتیم من، قدمی پیش‌تر بیا یعنی به دیده‌بوسی من بیشتر بیا گرد یتیمی از رخ تو پاک می‌کنم لب را به بوسهٔ تو طربناک می‌کنم ای نوبهار حُسن در آفاق معرفت پیشانی تو مطلع اشراق معرفت ای سایه کرده بر سر تو چتر یاس‌ها ای نوجوانی تو پُر از عطر یاس‌ها ای نوجوانی تو، سرآغاز شورِ عشق ای روشنای دیدهٔ موسای طورِ عشق عشق و عقیده، آینهٔ روشن تو شد تقوا و معرفت، زره و جوشن تو شد ای پاگرفته سروِ قدت در کنار من ای چون علی ، قرار دل بی‌قرار من قاسم به پاکی نَفحات دلت قسم یعنی به شوق خفته در آب و گلت قسم وقتی به ناز می‌گذری از مقابلم تو راه می‌روی و تکان می‌خورد دلم پلکی زدی و پنجره را باز می‌کنی از من اجازه می‌طلبی ، ناز می‌کنی با رفتن تو داغ دلم تازه می‌شود مژگان من دو مرتبه شیرازه می‌شود ای ماه من که از اُفق خیمه سر زدی آتش به جان عشق، به مژگانِ تر زدی وقتی صدای غربت اسلام شد بلند مثل عقاب آمدی اینجا و پر زدی از لحظهٔ وداع من و اکبرم چقدر با التماس بر در این خانه در زدی تا من به یک اشاره دهم رُخصت جهاد خود را به آب و آتش از او بیشتر زدی «اول بنا نبود بسوزند عاشقان» امّا تو خیمه در دل شور و شرر زدی نخل بلند عاطفه! این التهاب چیست؟ این شوق پر گشودن مثل شهاب چیست؟ روح شتابناک تو غرق شهادت است در پرتو نگاه تو برق شهادت است با غیرت تو ، واهمهٔ ساز و برگ نیست در روشن ضمیر تو پروای مرگ نیست مرگ از حضور چشم تو پرهیز می‌کند تیغ از ستیغِ خشم تو پرهیز می‌کند ای موج اشک و آه تو«اَحلی مِنَ العسل» ای مرگ در نگاه تو «اَحلی مِنَ العسل» مانند گیسوی تو که چین می‌خورد هنوز شمشیر تو نوکش به زمین می‌خورد هنوز اما چه می‌شود که دل از دست داده‌ای در راه دوست آنچه تو را هست داده‌ای شور جهاد در دل تو شعله‌ور شده‌ست یعنی تمام هستی تو بال و پر شده‌ست اشکم خیال بدرقه دارد، خدای را آهسته‌تر که وقت دعای سفر شده‌ست از اشک تو جواز شهادت طلوع کرد از چهرهٔ تو صبح سعادت طلوع کرد قربان ناز کردنت ای نازنین من گوش تو آشناست به «هل من معین» من شوق تو چون تلاوت قرآن شنیدنی‌ست بالا بلند من، حرکات تو دیدنی‌ست ای ابروی تو خورده ز غیرت به هم گره ای قامت ظریف تو کوچکتر از زره داری به جنگ اگرچه شتاب، ای عزیز من پایت نمی‌رسد به رکاب، ای عزیز من گلبرگ چهره در قدم من گذاشتی کوه غمی به روی غم من گذاشتی ✍ "" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غزل می‌سوزد از غم دفترم در سوگ خورشید هر صفحه‌ای از باورم در سوگ خورشید مرثیه می‌خواند به گوشم دجله آرام از رود هم مجنون‌ترم در سوگ خورشید بستند آبی را که مهر مادرت بود لب تشنه‌تر از کوثرم در سوگ خورشید از آیه‌های غرق در خون می‌نویسم از سینه‌ی پیغمبرم در سوگ خورشید وای از دل زینب از آه آتشینش از لاله‌های پرپرم در سوگ خورشید امشب چراغ ماه روشن نیست انگار امشب که من غم‌پرورم در سوگ خورشید هم مانده نیمی از وجودم در دل خاک هم سوخت نیم دیگرم در سوگ خورشید شمع دلم خورشید را هرگز نفهمید تا این‌که سر در آورم در سوگ خورشید لب تشنه جان دادی برای باورت تا جوشیده این شعر ترم در سوگ خورشید با هر طلوعی آرزو دارم که باشد شاید غروب آخرم در سوگ خورشید خون علی اصغرت تا آسمان رفت هر سال آن را بنگرم در سوگ خورشید خون خدا! دستم قلم شد از تو گفتم  خون می‌چکد از دفترم در سوگ خورشید ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
صحیفهٔ صد چاک🥀 در دل کروبیان محشر به پا کردی حسین عرش را آئینهٔ کرب‌و بلا کردی حسین کیستی؟ قرآن ناطق؛ آنکه با قول و عمل در بیابانِ بلا مکتب به پا کردی حسین "مثل تو با مثل او بیعت نخواهد کرد" تو تا قیامت حق و باطل را جدا کردی حسین هست هفتاد و دو سوره در زبور کربلا آیه‌های نور و رحمت را سوا کردی حسین عذرخواه آمد، به مصداق"عَفا وَ أَصْلَح" به "حر" حریت بخشیدی آزادی عطا کردی حسین "فَاسْتَقِم" شرط خلوص است و تو‌ در میدان عشق با تمام هستی‌ات حق را ادا کردی حسین روحِ ذلت ناپذیری در تنِ آزادگی است پای "هیهات"ی که گفتی جان فدا کردی حسین معنی "اُدْعُوا إِلَى اللّٰه"ی که در گودال هم شمر را دعوت به آیات خدا کردی حسین روی دوش مصطفی یا زیر سُمِّ اسب‌ها عمر خود را سیر جنات‌العُلا کردی حسین در عجب ماندم چرا از پا نیفتاد آسمان چون به نومیدی نظر بر خیمه‌ها کردی حسین! *ارجاعات به ترتیب ابیات: ۱.فرمایش امام حسین(ع) ۲. شوری. ۴۰ ۳. هود. ۱۱۲ ۴. فرمایش امام حسین(ع) ۵. یوسف. ۱۰۸ ۶. فرمایش امام حسین(ع) ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹