eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
ای صاحبان منصب و قدرت حیا کنید فکری به حال مردم صاحب عزا کنید داغ پدر به سینه شان می زند شرر جای گلایه درد وطن را دوا کنید از نقدتان گذشته اگر بر «علی الاصول» گاهی نظر به جبهه ی حزب خدا کنید طبق اصولِ «وحدت ساحات» ،جان ماست ما را نمی شود که ز لبنان جدا کنید جز لعن و ننگ ،نامی تان آخرش چه داشت!؟ ای کاش این مذاکره ها را رها کنید مثل شریک دزد و رفیقان قافله دائم دو دست ملت ما را حنا کنید! فرمانبری فقط که به حرف و خطابه نیست قدر مطیع بودن تان ادعا کنید قطعا لوای خامنه ای پرچم حق است باید به سمت قبله ی او اقتدا کنید بستید هر نماز به جز قبله گاه او خیری ندارد اول فرصت قضا کنید ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_قاسم_بن_الحسن_ع_شهادت به مسیر سر زلفش گذر باد افتاد اتفاقی که نبایست می‌افتاد، افتاد پدرش کاش قد و قامت او را می‌دید دیگر از چشم غزل، شاخه‌ی شمشاد افتاد آنقدر خوب رجز خواند که در لشکر شام ناگهان ولوله‌ی «دست مریزاد» افتاد به ابالفضل! چنان معرکه جنگید که شمر فکر فریادِ «دمت گرم به استاد» افتاد زحمت مادری نجمه به جایی نرسید حیف از آن زلف که در پنجه‌ی جلاد افتاد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ای دل! بنال زار که جان همدم غم است ای دیده! خون ببار که هنگام ماتم است ای آه ! شعله زن به سراپرده سپهر زین غم که مُنخَسف رُخ آن بَدرِ عالم است آن مظهر جلال که از غایت کمال خون خدا و مَفخرِ اولاد آدم است آن آیت کمال که در گلشن وجود نخل مراد و سروِ گلستان خاتم است در کام او شرنگ بلایا، پیاپی است در جام او شراب مصائب دمادم است گر بر جراحتش که فزون است از شمار دل،شرحه شرحه گردد وجان بی سکون،کم است از برج زین ز ضعف،خم آورد بر زمین ماهی که پشت چرخ به تعظیم او خم است در خاک و خون تپید شهی کآستانه اش برتر ز قدر ومرتبه از عرشِ اعظم است بر هر که درد مند بُوَد تربتش شفاست در زیر قبًه اش به اجابت قرین دعاست مرحوم فقید سعید ✍ (جذبه) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤩شیری ماده در چنگال ماری گرفتار شد و تا مرز خفگی پیش رفت؛ 🤩اما دیگر شیرهای ماده تماشاگر نماندند؛ با تمام توان به یاری‌اش شتافتند، 🤩مار را خسته کردند و وادار به رها کردنش ساختند؛ سپس دو دسته شدند: 🔘گروهی کنار شیر زخمی ماندند و از او مراقبت کردند تا نیرو بگیرد، و گروهی دیگر مار را تعقیب کردند تا نابودش کردند؛ 🔘آن‌ها حیوان‌اند، اما نپذیرفتند هم نوع شان کُشته شود و فقط نظاره‌گر باشند؛ 🔘حیوانات هنوز از غیرت و یاری درس می‌دهند؛ ▫️آیا ما برای برادران و خواهران مظلوم خود چنین غیرتی داریم⁉️ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
السلام علیک یا ابا عبدالله 🍁مرثیه علی اکبر🍁 اکبرآن آیینه ایزد نما نور چشم خاندان مصطفی مظهر حُسن وصفات سرمدی انعکاس خُلق و خوی احمدی چون بمیدان امد ان قرص قمر شد در ان صحرا قیامت جلوه گر محو سرو قامتش جن و ملک ذکرشان ای ماه ، اللهُ مَعَک جمله گفتند این علی یا مصطفاست یا تجلّی جمال کبریاست گفت با تکبیر و با صوت جلی من علیّم وارث خون علی مظهر خشم خدای لم یزل ذوالفقارم قاصد پیک اجل چون عدو بیچاره شد در آن زمان راه را بستند بر جان جهان حمله ور از هر طرف بر او شدند ضربتی بر فرق پاک او زدند چشم عالم دید یکبار دگر در سپهر کربلا شق القمر ناگهان از آسمان افتاد ماه پاره شد از این مصیبت قلب شاه بر سر بالین او چون شه رسید ناله ای جانسوز از دل بر کشید گفت ای آرامش جانم علی ماه رخسارت زخون شد منجلی می زند لبخند هر زخمت بمن داغ تو زخم دل هر انجمن پس بدامانش گرفت آن سرو ناز دید فرقش تا به ابرو گشته باز روی خود بنهاد بر روی پسر گفت ای آرامش جان پدر چشم خود یکدم برویم باز کن بعد از آن تا عرش حق پرواز کن لعل خود بگشای ای نور بصر یک سخن با من بگو جان پدر جسمت از تیغ و سنان شد چاک چاک ای شبیه مصطفی روحی فداک با وضوی خون عبادت کرده ای در قیام خود قیامت کرده ای لاله پرپر بود و چشم باغبان خون چکان از طعنه ی اهریمنان شد دل سرخ "شقایق "داغدار دیده اش تا صبح محشر اشکبار ✍ "" کرمان https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام قصد کرده است تمام جگرم را ببرد با خودش دلخوشی دور و برم را ببرد من همین خوش قد و بالای حرم را دارم یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد؟ دسترنج همه ی زحمت من این آهوست چقدر چشم نشسته، ثمرم را ببرد این چه رسمی است پسر جای پدر ذبح شود حاضرم پای پسرهام، سرم را ببرد تا به یعقوب نگاهم نرسیده خبرش می شود باد برایش خبرم را ببرد نیزه دنبال دلم بود تنش را می گشت قصد کرده است بیاید جگرم را ببرد *** جان من، قول بده دست به گیسو نبری مقنعه ت باز شود، بال و پرم را ببرد تو برو خیمه خودم پشت سرت می آیم چه نیازی است کسی محتضرم را ببرد دست و پاگیر شدم، زود زمین می افتم یک نفر زود، تن دردسرم را ببرد همه سرمایه ام این است که غارت شده است هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد صد پسر خواسته بودم ز خدا، آخر داد صد علی داد به من تا که سرم را ببرد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت ای یاس چیده، ای گل نقش چمن، علی! قرآن آیه آیه ی پامال من، علی مانند قلب من دهنت پر زخون شده خون گلوت گشته روان از دهن، علی چسبانده خون به هم، دو لبت را ز گفتگو با چشم خویش حرف برایم بزن، علی لب تشنه، چشم بسته، نفس مانده در گلو زخم تو گشته با دل من هم سخن، علی تو مثل لاله ای که همه گشته برگ برگ من مثل شمع سوخته در انجمن، علی جایی برای بوسه نمانده به قامتت از بس که زخمت آمده بر زخم تن، علی ممکن نشد زروی زمینت کنم بلند از بس که پاره پاره شده این بدن، علی لیلا در انتظار تو چشمش بُوَد به راه زینب چگونه بی تو رود در وطن، علی در حیرتم چگونه زخونت خضاب شد ماه جمال و زلف شکن در شکن، علی فریاد من بلند زاشعار "میثم " است سوزد زسوز او دل هر مرد و زن، علی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت ای شسته روی خویش، به خون جبین، علی تسبیح دانه‌دانۀ نقش زمین علی زخم سنان و نیزه و شمشیر و تیر و سنگ بر جسمت آمده ز یسار و یمین علی چشمان خون‌گرفتۀ خود باز کن ز هم لبخند خصم و اشک پدر را، ببین علی تا واکنی لبی به سخن، پاک می‌کنم خونابه از دهان تو، با آستین علی از بس نشسته بر بدنت، زخم روی زخم چیزی نمانده، زین بدن نازنین علی فرقت جدا شد از هم و دیدم به چشم خویش تکرار شد، شهادت حبل‌المتین علی تن: پاره‌پاره، فرق: دو تا کام: پر ز خون هرگز ندیده، کشته، کسی این‌چنین علی قلبم ز سینه کنده شد و خورد بر زمین وقتی فتاد قامتت از صدر زین علی "میثم" که نظم او زده آتش به هر دلی از سوز ما بوَد نفسش آتشین علی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
قله ی صواب تو ماه منیر بو ترابی عباس خورشید نشسته در حجابی عباس تا حفظ شود حریم پیغمبر عشق بیدار به کوچه های خوابی عباس بر ضجه ی بی صدای طفلان حسین یاد آور آب، آب ، آبی عباس از تیزی ناوک و گلوی نازک دل واپس اصغر و ربابی عباس با آن که گذشتی از لب شط فرات لب تشنه تر از دل سرابی عباس یک علقمه یک عبور یک مشگ تهی یک هُرم عطش در آفتابی عباس بر پرچم اقتدار خورشید وشان تکبیر بلند انقلابی عباس گر می شکند«فراز» زیر قدمت تو فاتح قله ی صوابی عباس ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
نذر جوان حضرت ارباب تماشا کن شده زیر و زبر لشکر ، علی اکبر قیامت کرده تکبیرت در این محشر ، علی اکبر محمد آمده یا آمده حیدر به این میدان؟! شکوهت از تشابه بود بالاتر ، علی اکبر نبی سیرت ، نبی صورت ، نبی هیبت ، نبی صولت تو تنها اشبه الناسی به پیغمبر ، علی اکبر چنان طوفان زدی هوهو ، دمی این سو دمی آن سو شدی یادآور فتح دژ خیبر ، علی اکبر تجسم می کند لشکر درون نار جسمش را همان وقتی که می خوانی "اناالحیدر" ،علی اکبر اگر بتخانه چشمانشان پُر بود از کینه پُرند از کهنه زخم بدر پا تا سر ، علی اکبر همه در انتظار انتقامی سخت می سوزند شبیه شعله های زیر خاکستر ، علی اکبر چه رعدآسا به میدان می زنی ! آرام تر جانا! که بر جان رفتن تو می زند آذر ، علی اکبر تمام دشنه ها بودند آنجا تشنه ی خونت ... و کام دشنه ها از خون تو شد تر ، علی اکبر چنان پیچیده عطر یاس از گل زخم بازویت پدر افتاده یاد روضه مادر ، علی اکبر نمی دانم چه آمد بر سرت ای سرو خوش قامت تو و کوهی ز تیغ و نیزه و خنجر؟!! علی اکبر!! چرا بابا نریزد خاک بر فرق سر دنیا؟!! که می بیند تو را در قامت اصغر ، علی اکبر تو را دشمن نه یک تن، بلکه لشکر دید هر سو بود علی اکبر علی اکبر علی اکبر علی اکبر ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حضرت عباس علیه‌السلام رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی عبّاس من ! دیدی امّا مانند خواهر ندیدی آن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان را وقتی غریبانه می‌رفت بی‌یار و یاور ندیدی آری در آوردن تیر بی‌دست از دیده سخت است امّا در آوردن تیر از نای اصغر ندیدی حیرانی یک پدر را با نعش نوزاد بر دست آن بُهت و ناباوری را در چشم مادر ندیدی شد پیش تو ناامیدی تیر نشسته به مَشکت مثل من اطراف عشقت انبوه لشکر ندیدی بر گودی گرم گودال خوب است چشمت نیفتاد چون چشم ناباور من دستی به خنجر ندیدی دلخونی اما برادر، دلخون‌تر از من کسی نیست آخر تو بر خاک صحرا، مولای بی‌سر ندیدی قلبت نشد پاره پاره، آن‌شب میان خرابه آنجا سر یک پدر را در دست دختر ندیدی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹