اسارت_شام
به گریه گفت به باد صبا: برو به نجف
سر از تراب بگو بوتراب بردارد
ز جَیبْ دست یداللّهی آورد بیرون
ز قهر تیغ دو سر با شتاب بردارد
به دشت کربوبلا با فغان و ناله و آه
رود تن شهدا زآفتاب بردارد
بگو ز کربوبلا آید او به شامِ خراب
سرِ حسین ز بزم شراب بردارد
دگر بس است اذیّت، سر حسینم را
بیاید از دمِ چوب و شراب بردارد
رقیّه گفت: صبا! سوختم ز تشنهلبی
بگو به ساقی کوثر که آب بردارد
سکینه گفت: صبا ! آبْ ما نمیخواهیم
بگو ز گردن عابد طناب بردارد
به گریه عابد بیمار گفت: بادِ صبا!
بگو به شیر خدا سر ز خواب بردارد
چسان به غیرت تو گنجد؟ ای تو دست خدا!
که شمر از رُخ زینب نقاب بردارد؟!
چنان بگوی که زهرا نفهمد، ار فهمد
ز فرقْ مِعجَر و از رخ نقاب بردارد
سرِ برهنه رود تا به پای عرش مجید
چنانکه عرش مجید اضطراب بردارد
به پایِ عرش مجید آنچنان کند کاری
که پردهها ز رُخ نُه حجاب بردارد
بگو به شخصِ عذاب: ای وکیلِ روز حساب!
که از «وکیل» به محشر عذاب بردارد
✍#وکیل_خراسانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
با وجود شمرهای بد دهان در شهر شام
شام من شد تُهمت و زخم زبان در شهر شام
آنچه با من کرد حرف ناسزا سیلی نکرد
زیر بار غُصّه قدّم شد کمان در شهر شام
تا بیندازد سرت را از نوک نیزه مدام
یک نفر با سنگ می کرد امتحان در شهر شام
گیسوان دخترت همرنگ دندانت شده
دختر آواره ات شد نصف جان در شهر شام
اینکه می لرزم به خود از ضعف هست از ترس نیست
آخرش پیدا نشد یک لقمه نان در شهر شام
حرف مرهم را نزن کار از مُداوایم گذشت
بسکه خو کردم به درد استخوان در شهر شام
سایه ی خیمه نصیب شمر و خولی شد ولی
آه ناموس خدا بی خانمان در شهر شام
رفتی و دیگر ندیدی گردش ایام را
یک نفر مثل شبث شد ساربان در شهر شام
از تو چه پنهان شبیه ریگ صحرا ریخته
مُطرب و رقاصه و آوازه خوان در شهر شام
کاش می مُردم ورودی همین شام خراب
کاش می مُردم نمی رفتم ولی بزم شراب
✍#علیرضا_خاکساری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از ☫گلواژههاے اهلبیت (؏)☫
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این شعر را نگفته ام، آن را گریستم
با یک یک حروف الفبا گریستم
گفتم که درد دل بکنم با زبان شعر
گفتن نداشت، حرف دلم را گریستم
گفتم به احترام تماشا بایستم
وقتی که آمدی به تماشا گریستم
آن قدر بی تو دور و برم خالی است که
در بین جمعیت، تک و تنها گریستم
خاکم ولی برای تو چون کوه، محکمم
رودم ولی برای تو دریا گریستم
بغض هزار حرف، گلو را گرفته بود
این بغض را به لطف تو حالا گریستم
گفتم که خون خویش بریزم به پای تو
خونم کسی نریخت و خون را گریستم
#محمد_حسین_ملکیان
#کانال_گلواژه_های_اهل_بیت_ع
#حذف_هشتک_کانال_جایز_نمیباشد
https://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
رفتی و بعد تو ای یار خدا رحم کند
شام، قلبم شده خونبار خدا رحم کند
سایه ام را که ندیدهست کسی تا حالا
مانده ام بر سر بازار خدا رحم کند
محملم پرده ندارد همه غارت شده ایم
وای از اینهمه آزار خدا رحم کند
بود ناموس تو در کوچه و بازار حسین
وسط دیدهی انظار خدا رحم کند
سنگ برداشت یکی تا که به سرها بزند
هدفش رأس علمدار خدا رحم کند
دسته بسته به سوی بزم شرابم بردند
چه شود عاقبت کار خدا رحم کند
مجلس مِی خورهگی شان، چقدَر طول کشید
خواهرت گشت گرفتار خدا رحم کند
✍#محمود_اسدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
اطلاع_رسانی
⚫️ مراسم #دعای_ندبه با سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین #جوشقانیان
و نوای گرم حاج علی آقا #صادقی
در آستان مقدس مسجد جمکران برگزار میشود.
🗒 جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵/ ساعت ۶ صبح
🏴 آستان مقدس مسجد جمکران
@Jamkaran_ir
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام ماه صفر و ایام اسارت خاندان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به قافله سالاری حضرت زینب سلام الله علیها
🪴سلام علیکم 🪴
#جلسه #انجمن #ادبی #محیط
#منزل #استاد #مجاهدی🦋
جمعه:
👈🏼 از ساعت: 17:30 تا 19👉🏼
#ویژه #آقایان👨🦳👨🦰
از اینکه دوستان عزیز جهت #رعایت #حال #جناب #استاد و #نظم #هر #چه #بیشتر #جلسه
#زمان #دقیق #ورود و #خروج #بهموقع،
و در پارک وسیله نقلیه، #ملاحظه #همسایهها را #میفرمایید
از شما بسیار #سپاسگزاریم.🤗
قم:
خیابان صفائیه، کوچه ۲۸ (بیگدلی یا شهید زینالدین)
(=جعفر طیار ۱۷)
فرعی ۶ - پلاک ۴۸👇🏼
📍https://nshn.ir/_bsVDqWxQuhd
روابط عمومی انجمن ادبی محیط قم عامری
ورود_کاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
#خطبه_حضرت_زینب_س_در_شام
کاش در دروازهی ساعت زمان میایستاد
نیزهها میرفت؛ اما کاروان میایستاد
کاش وقتی قلب زینب روی نیزه میتپید
قلب دنیا میگرفت و ناگهان میایستاد
کوفیان دیدند، وقتی لب به گفتن میگشود
ناگهان زنگ شترها از تکان میایستاد
کائنات انگار تحت امر زینب میشدند
آن چنان که گفتهاند: «آبِ روان میایستاد»
او که با صبر و غرور و همت زهراییاش
باحجابش روبروی دشمنان میایستاد
زینبی که خطبهها را حیدری میخواند و بعد
روی حرفش چون علی تا پای جان میایستاد
با وجودی که غمی سنگین به روی شانه داشت
هم چنان میایستاد و هم چنان میایستاد
::
روضهی گودال را اصلاً نخوانم بهتر است
شمر در خون مینشست اما سنان میایستاد
آفتابِ داغ میتابید بر تنها، ولی
قاتل خورشید زیر سایبان میایستاد
بیت آخر سهم خولی میشد و با خواندش
بر زمین میخورد وقتی روضهخوان میایستاد
✍#احمدحسین #پور_علوی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بیتالغزل هر غزل ناب رقیه است
خورشید علی اصغر و مهتاب رقیه است
«نزدیکترین راه به الله حسین است»
نزدیکترین راه به ارباب رقیه است
در باب برآوردن انواع حوائج
یک باب خدا دارد و آن باب رقیه است
در زاویۀ عرش خدا قاب بزرگیست
نامی که شده زینت این قاب رقیه است
در خلوت خود معتکفند اهل محبّت
در مسجد این طایفه محراب رقیه است
دردانۀ ارباب که با دست اباالفضل
از چشمۀ کوثر شده سیراب رقیه است
حاجت طلبیدند از او عالم و آدم
زیرا که فقط مهر جهانتاب رقیه است
✍#مجتبی #خرسندی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
☀️خورشید من برآی...
دل را ز بیخودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سردادهام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شوق گریبان دریدن است
شامم سیهتر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو ای خلاصۀ گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پر کشیدن است
بگرفت آبورنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمیکنم
تقدیر قصۀ دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لب حسرت گزیدن است
✍️ #امامِشهید_سیدعلی_خامنهای (امین)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
...همای خرابه نشین...
من نور چشمان شهید نینوایم
من وارث خون و قیام کربلایم
در وادی عشق و جنون همراه عمّه
دُردی کش میخانه ی قالو بلایم
من آن هُمای عرشیم کاینگونه در شام
ویرانه ی شام بلا گشته سرایم
زیر و زبر کردم بنای کاخ ظالم
با اشک چشم و آه سرد و ناله هایم
نامم رقیه ، دختر باب النّجاتم
خود در دو عالم نیز باب التجایم
من شاهد فصل خزان لاله بودم
در خردسالی شاهدی درد آشنایم
داغ هزاران ساله در یک روز دیدم
آری در این بزم عزا صاحب عزایم
بر دوش من بار مصیبت هست سنگین
زین رو کمانی گشته این قد رسایم
در کربلا دیدم بسی داغ فراوان
بشکسته دل از این همه ظلم و جفایم
وقتی که خورشید هُدی را سر بریدند
زآن شعله ی غم سوخت از سر تا به پایم
راه نفس را بسته این بغض دمادم
حتی دگر بیرون نمی آید صدایم
از کف ربوده طاقتم درد یتیمی
از روز عاشورا به این غم مبتلایم
عمّه به منگوید که بابایت سفر رفت
کی می رسد تا خود ببیند ماجرایم
بابا بیا با خود ببر دُردانه ات را
از کُنج این زندان غم بنما رهایم
من زینت دامان تو بودم همیشه
اکنون شده خشت خرابه مُتّکایم
بازا ببین هجران چه کرده با رقیه
قدم خمیده گشته ،محتاج عصایم
رویم کبود و تن سیاه از تازیانه
کم سو شده از ضرب سیلی چشمهایم
بابا دگر تاب جدایی را ندارم
گر آمدی از خود مکن هرگز جدایم
بر لب دعا دارم به درگاه خداوند
وصل ترا می خواهم از حق در دعایم
دارد " شقایق" سینه ای خونین ز داغش
تا روز محشر از غم او می سرایم
گر صد هزاران حاجت ناگفته دارم
نام رقیه می کند حاجت روایم
✍#حمید #رضازاده " #شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
به نام خدا
محرم_صفر
حضرت_رقـیه_ســلام_الله_عــلیها
بیا ای غم بزن آتش به جان و دل ، حزینم کن
مـرا راهی به شهر شام و با غربت عجینم کن
پــسِ دیـوار ویرانه به دندان آستینم کن
بـزن سنگ بلا برتارک وخونین جبینم کن
*« مرا سوزان تر از پیشین به آهی آتشینم کن »*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
بـزن نی زن دوباره نی که از دل نــاله بــرخیزد
ز چشمانم به رخسارم سرشک و خون در آمیزد
نِـیِستـان در نوا آیـد مــکـرر غـم بـر انگیـزد
تمام هستیم با آه جان سوزی به هـم ریـزد
*«بزن آهنگ مهجوری کنون ویران نشینم کن»*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
دل زارم خــــداوندا نمی گیرد قرار امــشب
ز تنگِ سینه ام دارد کنون قصد فرار امشب
بـرد نـام صغیری از شـهی والا تـبار امـشب
همان طفلی که سر برخشت و گرید زار و زار امشب
*« الها بر درش دائم غلامی کمترینم کن »*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
خـدا داند که در سینه دلی آتــشفشان خــواهم
چو مرغی در به در درکنج ویران آشیان خواهم
به لوح سینه نقشی ازعزایی جاودان خواهم
نــوای لای ولایی بــهر طفلی نــاتوان خواهم
*« برایش بیشتر یا رب تو زار و دل غمینم کن »*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
چه کردی ای فلک با آل پیغمبر در این دنیا
دوانــدی دختری، پای بــرهنه در دل صحرا
کــشاندی در خرابه نازنین خـاتون بـی بـابـا
و نـیلی پیکرش کـردی ز ضرب و سیلی اعدا
*«الهی مست دیدارش به روز واپسینم کن»*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
دلـم پـر می زند آنجا که طفلی در بـه در دارد
به آنجایی که سیلی خورده ای جا و مقر دارد
ز ضـرب تازیانه پوششی نــیلی به بردارد
مکرر سخت می نالد به لب ذکر پـدر دارد
*خداوندا بده پر زائر آن نازنینم کن*
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
خداوندا دلم کرده هوای طفل طـــــــاهایی
هوای کودکی قد گشته خم، از نسل زهرایی
بده اشک فسایی را تو فـرصت ای که یکتایی
که گــردد زائر قبر سه ساله دخت بــطحایی
*« مرا هم خادم درگاه چون خلد برینم کن »*
"" "" "" "" "" ""
✍ #ابراهیم #اللهیاری #فسایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹