هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
به نام خدا
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
نماز آخر
امشب که محفلم زحضورت منّوراست
روی منّور تو مرامهر انور است
ای باغبان که سرزده ای باسرت به من
ازعطرتو خرابه بهشتی معطّر است
من تشنه ی وصال توبودم ، خداگواست
دیدار چهرۀ تومرا آب کوثر است
در آیه های مصحف روی توخوانده ام
زخم سرت زداغ دل من فزون تراست
برچهره ومحاسن غرقه به خون تو
هم خون اکبر تو وهم خون اصغر است
ای داده بوسه برلب تومصطفی، چرا
روی لبت نشانه زچوب ستمگر است
روی کبود مادر خود راکه دیده ای
روی کبود دختر تو مثل مادر است
اشکم وضو وقبله تو و مُهرمن لبت
وقت نماز آخر والله واکبر است
کردم سجودونیست قیامی پس از سجود
هنگام رفتن است ونفس های آخراست
با اشک خودسرود«وفایی» که ای حسین
ازماتم رقیّه دلم درد پرور است
شعر: حاج سیدهاشم وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
"عبرتخـانه_شام "
دانی که شام، از چه شده نام این دیار؟
رویش سیاه گشته و روزش همیشه تار
در سـینه ها چـو نور ولایـت نداشـتند
بی بهـره مـانده اند ز الطاف کـردگار
نامـردمان آن هـمه ظلمت نشین جهل
ننگـین تریــن قبــیله ی تاریــخ روزگار
آذین نمــوده اند همـه کوچه های شهـر
تا بشکـنند شــوکـت دل های داغـــدار
دامانشـان پر است، ز سنگ جـفا و کین
گــویا که می رونـد به میــدان کارزار
دروازه موج میــزند از سیـل جمعــیت
چشـمانشان بســوی افــق گــرم انتظار
ناگـه سپـیده گشـت هویدا درآسمان
از شرق نیـزه شد، سـر خورشید آشکار
یک قافله به هــمـره سرهای اخـتران
آمـد ز گَرد راه در امــواجی از غــبار
پر شدفضا زعطرحضوری که نادر است
عطــری ز جنـس یاس پراکـنده در بهار
هجده سر بریده چـو منظومـه های نور
هـر یک ندیـم محـمل زنهــای سـوگـوار
وارد شـدند صـبح سیـاهی به شهر شام
با دسـتهای بسـته و چشمان اشک بار
زخم زبان مردم شامی مـثال تیـر
می آمدش به سینه ی زینـب ز هـر کنار
سنگ جفا و بال شکســته کجا رواست
افتـاده اند خیل اسیـران بـه اضــطرار
وقت غروب جــای غریبان خرابه شد
با سینه های زخمی و دلهـای بی قرار
داغ اسارت از تن بی سر گرانتر است
آتش گرفت دشت #شقایق از این شرار
✍#حمید #رضازاده " #شقایق"
#کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
غزل مرثیه حضرت رقیه سلام الله علیها
وضعم مناسب نیست پیش میهمانم
عمّه نشد قدری ببافد گیسوانم
حوریّه زیبای سابق نیستم من
تغییر کرده چشم ها و ابروانم
چین و چروک صورتم تقصیر زجر است
تقصیر آن نامرد شد لکنت زبانم
با پشت دستش آنچنان بر صورتم زد
دندان شیری خورد شد زیر لبانم
ای سربُریده جان تو سردرد دارم
آن شب بلندم کرد او از گیسوانم
تا آن زمان من حرف بد نشنیده بودم
شاکی ز دست مردمان بدهانم
پا تا سرم را با لگد کوبید نامرد
سالم نمانده جان تو یک استخوانم
اصلا مگر پای شکسته خنده دار است
تا زنده هستم قهر با این کودکانم
خب درد دارد پهلویم کج می نشینم
چون پیرزن خود را به هرسو می کشانم
✍#قاسم #نعمتى
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
#امام_حسین_علیه_السلام
ماییم و فقط روضه ی ارباب و دگر هیچ
چشمان پر آب و دل بی تاب و دگر هیچ
چون روزنه ای چشم فرو بسته از عالم
وابسته ی خورشید جهان تاب و دگر هیچ
اندوخته جز اشک نداریم به دنیا
ماییم و همین گوهر نایاب و دگر هیچ
اندازه ی یک قطره اگر اشک فشاندیم
شد کوه گنه شسته به سیلاب و دگر هیچ
راه دل ما را به حرم ختم نمودند
هر راه به جز این شده گرداب و دگر هیچ
چون پرچم سیار عزا خانه به دوشم
چون ابر سبک بارم و بی خواب و دگر هیچ
"در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری"
گویم که غم حضرت ارباب و دگر هیچ
شعر: حسن کردی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
مناجان_با_امام_زمان_عج
#شهادت_حضرت_رقیه_س
می برم نام تو را ، نامی که ایمان آورد
می خرم عشق تو را ، عشقی که سامان آورد
می نشینم بر سر راهی که هر دم بگذری
گردی از پای تو را بر روی دامان آورد
چشم می دوزم به آفاقی که با صدها امید
تیره بختی را به سمت صبح رخشان آورد
می زنم دست نیاز خویش بر دامان عشق
شاید او بیچاره ای را نزد سلطان آورد
نیست مانند تو در عالم طبیبی کز شعف
بهر بیماری که افتاده ست درمان آورد
من به دنبال وصال یار امّا غافلم
این گناه و جرم و عصیان است هجران آورد
آخرالامر این فراق و کلبه ی احزان ما
یوسف آل علی را سوی کنعان آورد
یابن احمد ، ای نبی را آخرین تفسیر وحی
جبرئیل وحی از بهر تو قرآن آورد
هر که از دریا برون آرد صدف امّا ببین
چشم ما از اشک بی تو دُرّ غلتان آورد
طالب خون خدا ، ای مهدی صاحب زمان
کربلا ما را به سمت عشق ، عطشان آورد
کربلا بود و حسین و خیل یاران یزید
مرد حق را کافر حربی به میدان آورد
نیست بی تأثیر شیون را فراق و هجر دوست
ناله ی طفلی ، سری ، در کنج ویران آورد
"یاسر" اشکم گشت سیلابی که می ریزد ز چشم
سوی ساحل عاقبت هر بحر ، توفان آورد
✍حاج محمود تاری «یاسر»
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
با غم های رقیّه خاتون ( س )
-------------
سر زده در پیش چشم لاله ها خونبار سر
گرچه بوده جایگاهش در دل گلزار سر
رفته در کاخ یزید و طشت زر رأس حسین
می رود در گوشه ویرانه ها این بار سر
ای نشسته کنج ویران با خیال وصل باب
فرض کن آمد پدر بر دامنش بگذار سر
نیستی در خواب بگشا چشم های خسته را
آمده رأس پدر از خاک ها بردار سر
هیچ می دانی چرا می رفت روی نیزه ها
بوده در این قافله چون قافله سالار سر
خورده چوب خیزران بر لعل گوهربار او
وای ازین دل ، دیده از دشمن بسی آزار سر
خاک و خون برگیر از روی دل انگیز پدر
چون بجز دختر ندارد این چنین غمخوار سر
تا ببیند عشق را در روبروی خویشتن
شد چراغ شام تار دیده ی بیدار سر
بر در و دیوار بنویسید ای خونین دلان
می کند با دختر خونین جگر دیدار سر
در تماشا بود زینب ، ناگهان آمد به خود
دید یک سو دختر است و یک طرف انگار سر
«یاسر» از راس حسین آئینه آمد در وجود
زآن سبب شد در دل ما گوهر شهوار سر
✍حاج محمود تاری «یاسر»
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
برای غربت شاه غریب سینه زدم
برای حضرت شیب الخضیب سینه زدم
گریستم همه ی عمر جای یارانش
میان روضه به جای حبیب سینه زدم
عزیز فاطمه گفتند عجیب کشته شدی
که بین روضه برایت عجیب سینه زدم
شنیده ام که سر صبر کشتنت ، حالا
به قتل صبر تو من بی شکیب سینه زدم
به نوحه خوان تو گفتم بگو از آب فرات
همین که گفت شدی بی نصیب سینه زدم
✍#امیر #فرخنده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
#حضرت_رقیه_شهادت
#دوبیتی
مرادشمن به قصد کُشت می زد
به جسم کوچک من مُشت می زد
هرآن گه پایم از ره خسته می شد
مرا با نیزه ای از پُشت می زد
بیا بشنو پدرجان صحبتم را
غم تو بُرده از کف طاقتم را
دوچشم خویش را یک لحظه وا کن
ببین سیلی چه کرده صورتم را
مرا باتو سرگفت وشنود است
یتیمی من مظلومه زود است
بگو با دخترت دراین دل شب
چرا لب های توبابا کبود است
#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
#حضرت_رقیه_شهادت
حالا که برگشتی سرت پیکر ندارد
بابا رقیه طاقتی دیگر ندارد
وقتی که با سر آمدی پیداست برمن
بابا که دل از دختر خود بر ندارد
از بس که خورده سنگ وچوب وضرب خنجر
یک جای سالم این سر و حنجر ندارد
سرخی چشمم راببین از ضرب سیلی
حوریه ات سویی به چشم تر ندارد
ای گوشوار عرش بنگر دخترت را
گوشم شده پاره دگر زیور ندارد
از تازیانه با ل های من شکسته
دیگر کبوتر بچه ی تو پر ندارد
زهرا مرا بوسید درصحراکه دشمن
هرگز نگوید دخترت مادر ندارد
دردانه ات را با شهیدان هم سفرکن
تاب جدایی از علی اصغر ندارد
بس کن «وفایی»اضطرابم بیشتر شد
تاب سخن دیگر دل مضطر ندارد
#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
حضرت #رقیّه #علیهاالسلام
🔹شمع جمع مشتاقان🔹
آمدی در جمع ما، ویرانه بوی گُل گرفت
آمدی بام و در این خانه بوی گُل گرفت
آن شب قدری که شمع جمع مشتاقان شدی
تا سحر خاکستر پروانه بوی گُل گرفت
من که با افسون گفتار تو میرفتم به خواب
از لبت گُل ریختی افسانه بوی گُل گرفت
گرچه لبهای تو را بوسید جام شوکران
از نگاهت ساغر و پیمانه بوی گُل گرفت
پرده از آن حُسنِ یوسف چون گرفتی، خاطرم
بوی ریحان بهشتی یا نه بوی گُل گرفت
بر سرم دست نوازش تا کشیدی چون نسیم
گیسویم عطر محبّت، شانه بوی گل گرفت
✍ #محمدجواد #غفورزاده #شفق
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
نذر حضرت #رقیّه #سلام #الله #علیها
عمّه به بابایم بگو خوبم ، مگرنه ؟
گُل دختر بابا نبوده هیچ شر نه
عمّه به بابایم بگو من راه رفتم
قدر تمام عمر خود خیلی ، مگر نه؟
بابا ببین آن آیه هایی را که خواندی
من هم بلد هستم شدم من خوب بر...نه؟
یک ماه همراه تو بودم این همه راه
تو با خبر از من و من هم بی خبر نه
فکر همه این است که من بچه هستم
من بوده ام " ام ابیها "یت پدر ...نه ؟
درک من از احوال بابایم اگر نیست
بیش از خود مادر ولی کمتر دگر نه
مردم چرا نام مرا یتیم گویند
آیا رقیّه نیست نامی ، خوب تر، نه؟
بابا خودت می دانی اینکه مایلم تا
همراه عمّه باشم اما دردسر نه
دارم خجالت می کشم از عمّه زینب
قبلا مزاحم بودم اما این قدَر نه
مادر ندارم عمّه جای مادرم بود
من دخترش بودم پس از چندین پسر... نه؟
حالا قرار این بود کار خانه با من
باشد ولی دردسرش شد بیشتر... نه ؟
بگذار پس این دردسر با تو بیاید
درد سر من با سر تو ، سربه سر، ...نه؟
دیگر توانی نیست در پای رقیّه
تا آسمانم می بری با بال و پر ...نه؟
فردا به جای من سفرها در صفرهاست
فردا به عشق من شود مبداء صفر... نه ؟
✍ #زینت #کریمی #نیا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
به مناسبت شهادت نازدانهٔ سه سالهٔ آقا اباعبدالله(ع) حضرت رقیه(س)
سرِ بابا به تشتِ غم ، تو دیدی ، ای رقیّه !
کنارِ چهرهٔ بابا ، خمیدی ، ای رقیّه !
زِ دشتِ نینوا ، تا کوفهء غم ، آمدی تو
به شامِ پُر بلایی ، می رسیدی ، ای رقیّه !
دگر وقتِ جدایی می شود ، باید که رَخت بَست
که دادن بر تو این وَعدُ و وعیدی ، ای رقیّه !
به سر آمد ، سرِ بابا ، به پیشِ تو ، زِ گریه
نکن اینک ، فغان کودک ، شنیدی ؟ ای رقیّه !
صدای کودکان را با نوازش می کنن کم
نوازش می کنی ، ماهِ سپیدی ، ای رقیّه !
به کُنجِ آن خرابه ، در بغل گیری سرش را
به رسمِ کودکی ، آهی کشیدی ، ای رقیّه !
چرا بابا ، چنین گشتی؟ بگو غم های دل را
زِ بابای غریبت ، دل بُریدی ، ای رقیّه !
کجا دیدی چنین غم را ؟ که یک کودک ببیند؟
سرِ بابا ، بغل گیری ، چه دیدی ؟ ای رقیّه !
زمانی این دو لب خوانَد همان آیاتِ قرآن
بگیری بوسه لبها ، نا امیدی ! ای رقیّه !
کُنَد دِق ، از غمِ رُخسارِ بابا ، آن سه ساله
غمِ عالَم به جانان می خریدی ، ای رقیّه !
دلِ عارف از این ماتم همیشه غُصّه دارد
بگیرد انتقامت ، آنچه دیدی ، ای رقیّه !
✍#روح_الله_عمویی_اردکانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹