...روضه خوان اربعین....
من داغدار لاله های این زمینم
من وارث خون خدا ، در اربعینم
من زینبم ، آیینه دار کربلایم
بشکسته دل برگشته از شام بلایم
ای اهل عالم ، داغ سنگین دیدم اینجا
من قتلگاه و راس خونین دیدم اینجا
من این زمین لاله گون را می شناسم
این وادی عشق و جنون را می شناسم
اینجا سر پاک حسینم را بریدند
جسم شریفش را بخاک و خون کشیدند
شد آیه آیه جسم پاک مصحف نور
پا مال اسبان شد در اینجا روز عاشور
این قبر شش گوشه مزار شاه دین است
آن کس که مهرش معنی حبل المتین است
قرآن ناطق بود و راسش روی نی ماند
بر قلب زینب آیه های صبر می خواند
پایین پا ، قبر علیّ اکبر اوست
این قبر کوچک روی سینه اصغر اوست
صوت اذان اکبر اینجا مانده در گوش
با هر اذانش ناگهان می رفتم از هوش
شد ارباً اربا پیکر پاکش در اینجا
از تیغ کین دشمنان و ظلم اعدا
اینجا گلوی نازک اصغر دریدند
با یک سه شعبه حلق پاکش را بریدند
قاسم همین جا زیر سمّ اسبها بود
صد پاره تن از ظلم قوم اشقیا بود
اینجا هوایش بوی عطر یاس دارد
تصویری از جانبازی عباس دارد
در علقمه آن روز غوغایی بپا شد
وقتی که دستان قمر از تن جدا شد
آمد کنار پیکرش زهرای اطهر
شیون کنان با اشک چشم و دیده تر
هفتاد و اندی جسم خونین دیده این خاک
پروازی از این سرزمین تا اوج افلاک
من شاهد معراجشان بودم در اینجا
قربانیان معرفت در راه مولا
از شیر خوار تشنه لب تا پیر عاشق
جان را فدا کردند در راه حقایق
با آنکه مَهر مادرم بود آب دریا
بانگ عطش می رفت اینجا تا ثریا
جان دادم اینجا بر فراز تلّی از خاک
در قتلگه وقتی که دیدم جسم صد چاک
اینجا تمام خیمه ها را سوخت دشمن
می سوخت با هر شعله اش جان و تن من
من زینبم ام المصیبت های دوران
در سینه ام مانده هزاران درد پنهان
بنوشته بر قلب " شقایق" شرح این غم
گریان شده چشم فلک زین درد و ماتم
✍#حمید #رضازاده " شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ع
🍁اربعین حسینی🍁
باز این چه شورش است که چون حج اکبر است
هر عاشقی پیاده روان سوی دلبر است
اغراق نیست گر که بگویم در این سفر
حق عاشقانه همسفر خیل زائر است
خورشید تابناک ولایت ز هر طرف
گرم نظر به خسته دلان مسافر است
از هر کرانه سیل عظیمی ست رهسپار
چشم فلک نظاره گر صبح محشر است
آید ندا ز عرش معلّا که عاشقان!
این اربعین شاه شهیدان بی سر است
مُحرم شدند جن و ملک در طواف یار
فطرس ز روز حادثه اینجا مجاور است
سرّ نجات اهل جهان در ولای اوست
عالم تمام چشم امیدش به این در است
پیچیده است در همه جا بانگ یا حسین
این نام با شکوه ز اسرار داور است
هر زائری که پای نهد در حریم او
در آستان حضرت حق مثل جابر است
شش گوشه ای که کعبه ی دلهاست در جهان
درمان دردهای دل زار و مضطر است
اینجا حریم قدس شهیدان سر جداست
این خاک کیمیا بخدا لاله پرور است
می آورد نسیم سحرگاه ؛ عطر سیب
این رائحه ز لاله ی بستان کوثر است
آید صدای ناله ی زینب به گوش جان
گویا هنوز ..بر سر قبر برادر است
دارد شکایت از غم هجران و رنج شام
گوید ز داغ سینه و یاسی که پر پر است
تصویر گاهواره ی خالی شرر زده
بر هر دلی که یاد تلظیِّ اصغر است
از پرده ی حجاز اذان می رسد بگوش
این صوت دل ربای اذانهای اکبر است
اینجا خروش علقمه دارد نوای عشق
چشمش هنوز از غم ساقی زخون تر است
از آن زمان بحال طواف است گِرد ماه
آبی که دور مرقدسقا شناور است
دلتنگی " شقایق" جا مانده از سفر
داند کسی که مانده .. و افسرده خاطر است
✍#حمید #رضازاده " شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
*زبان فارسی ما دارد خفه میشود!
نه با گلوله، نه با سانسور...
که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.*
دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم.
نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی».
«نشانی» شده «آدرس»
«فشار روانی» شده «استرس»
«خطر» شده «ریسک»
«شگفتی» شده «سورپرایز»
«نظر» شده «کامنت»
«بازخورد» شده «فیدبک»
«طرح» شده «پروژه»
«گروه» شده «تیم
»، «طراحی» شده «دیزاین»
«فراگیر» شده «ترند»
«هدف» شده «تارگت»
«آغاز» شده «استارت»
«پایان» شده «فینیش»
«رایگان» شده «فری»
«ویژه» شده «پریمیوم»
«مکان» شده «لوکیشن»
«پوشه» شده «فولدر»
«پرونده» شده «فایل»
«پخش» شده «پلی»
«مکث» شده «پاز»
«واکنش» شده «ریاکشن»
«متن» شده «تکست»
«رنگ» شده «کالر»
«قلمنوشت» شده «فونت»
«زمینه» شده «تم»
«داده» شده «دیتا»
«برخط» شده «آنلاین»
«خارج از خط» شده «آفلاین»
«فشردن» شده «کلیک»
«بازدید» شده «ویو»
«پاسخ» شده «ریپلای»
«کاوش» شده «اکسپلور»
«سبک» شده «استایل»
«عملکرد» شده «پرفورمنس»
«حذف» شده «دلیت»
«رونویسی» شده «کپی»،
«نوشته» شده «پست»
«پسند» شده «لایک»
«داستان» شده «استوری»
«جعلی» شده «فیک»
«بینقص» شده «پرفکت»
و...............................
و همه اینها را با افتخار میگویند.
با ادای «باوقار بودن».
انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی.
اما این، عقبماندگی نیست.
این، خودباختگی است.
این، مرگ تدریجی عزت است.
زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست.
زبان، حافظهٔ جمعی ماست.
زبان، خاکریز فرهنگ است.
وقتی واژههای مان را مفت میفروشیم
یعنی سنگرمان را واگذار کردهایم.
خطاب به مدیران فرهنگی:
شما که بودجه میگیرید برای «پاسداری از زبان فارسی»،
شما که در نشستهای رسمی، واژههای بیگانه را با لبخند به کار میبرید...
شما مسئول این مرگ هستید.
شما شریک این خودباختگی هستید.
اگر نمیتوانید واژهٔ فارسی بسازید که زنده بماند
دستکم واژهٔ بیگانه را با افتخار تکرار نکنید.
خطاب به جوانان، به نسل آینده
عزیزی که گوشی هوشمند داری
عزیزی که در شبکههای اجتماعی مینویسی
عزیزی که با دوستانت حرف میزنی...
بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.
اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی
اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی
اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی
داری سنگر را واگذار میکنی.
داری به بیگانگی خوشآمد میگویی.
داری به فراموشی لبخند میزنی.
و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.
این، خودکشی فرهنگی است.
یادآوری بزرگان ادب فارسی
فردوسی، هزار سال پیش گفت:
«زندهام با زبان و با سخن،
مردهام بیزبان، بیوطن.»
سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند.
حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد.
مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد.
خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد.
نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد...
و حالا ما، وارثان این زبان
داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم.
زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است.
اگر امروز از آن دفاع نکنیم
فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.
نه شعر
نه اندیشه
نه عزت
برگردیم.
نه فقط به گذشته
به ریشه...
سیدرضاحسینی، رییس انجمن نویسندگان برتر ایران و عضو انجمن نویسندگان پیشکسوت ایران
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
،،خوان تجلّی،،
تا که شد نای عطش در نینوای سوخته
عقل تسلیم جنون شد در صلای سوخته
بوی سیب سرخ آمد بر مشام جان نشست
کعبهٔ دلهای ما شد کربلای سوخته
شور و مستی شد به پا در التهاب لحظهها
زد شرر بر غیرت قالوا بلای سوخته
در عُروج خویش در ظهر غریب واقعه
گُل نهادند از وفا در جای جای سوخته
در حریم کبریا،،خوان تجلّی،،چیده اند - لالههای سربُریده در منای سوخته
شرح آیین مروّت کی میّسر میشود
کیمیا شد عشق بازی در عزای سوخته
هفت اقیانوس جاری شد ز چشم نُه فلک
از هجوم اشقیا بر خیمههای سوخته
عاجز است ادراک ما «کوشا» ز حال عاشقان
صد نیستان خامه باید در رثای سوخته
✍#سیدمحمد #صالحی #کوشا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
،،خوان تجلّی،،
تا که شد نای عطش در نینوای سوخته
عقل تسلیم جنون شد در صلای سوخته
بوی سیب سرخ آمد بر مشام جان نشست
کعبهٔ دلهای ما شد کربلای سوخته
شور و مستی شد به پا در التهاب لحظهها
زد شرر بر غیرت قالوا بلای سوخته
در عُروج خویش در ظهر غریب واقعه
گُل نهادند از وفا در جای جای سوخته
در حریم کبریا،،خوان تجلّی،،چیده اند - لالههای سربُریده در منای سوخته
شرح آیین مروّت کی میّسر میشود
کیمیا شد عشق بازی در عزای سوخته
هفت اقیانوس جاری شد ز چشم نُه فلک
از هجوم اشقیا بر خیمههای سوخته
عاجز است ادراک ما «کوشا» ز حال عاشقان
صد نیستان خامه باید در رثای سوخته
✍#سیدمحمد #صالحی #کوشا
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام ماه صفر و همچنین ایام اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام
🪴سلام علیکم 🪴
#جلسه #انجمن #ادبی #محیط
#منزل #استاد #مجاهدی🦋
جمعه:
👈🏼 از ساعت: 17:30 تا 19👉🏼
#ویژه #آقایان👨🦳👨🦰
از اینکه دوستان عزیز جهت #رعایت #حال #جناب #استاد و #نظم #هر #چه #بیشتر #جلسه
#زمان #دقیق #ورود و #خروج #بهموقع،
و در پارک وسیله نقلیه، #ملاحظه #همسایهها را #میفرمایید
از شما بسیار #سپاسگزاریم.🤗
قم:
خیابان صفائیه، کوچه ۲۸ (بیگدلی یا شهید زینالدین)
(=جعفر طیار ۱۷)
فرعی ۶ - پلاک ۴۸👇🏼
📍https://nshn.ir/_bsVDqWxQuhd
روابط عمومی انجمن ادبی محیط قم عامری
دریا دلان عشق
یادم نمی رود به تنت پا گذاشتند
ردی ز سُمّ اسب بر او جا گذاشتند
یادم نمی رود که در این دشت بی کسی
بُردند سر ز پیکر و تن را گذاشتند
یادم نمی رودکه چگونه تو را زدند
خنجر به روی حنجرت اعدا گذاشتند
یادم نمی رودکه دراین خاک خون فشان
داغی بزرگ بر دل زهرا گذاشتند
یادم نمی رودکه تنت پاره پاره شد
صدپاره را به سینه ی صحرا گذاشتند
یادم نمی رود که مرا بی کس ومُعین
با یک جهان مُصیبت عُظما گذاشتند
آتش گرفته ام که همه کودکان تو
سر را به روی تُربت بابا گذاشتند
مارا به شام در ملأ عام بُرده اند
درپیش چشم ها به تماشا گذاشتند
گویی به جای تو به تنم چوب می زدند
سر را درون تشت طلا تا گذاشتند
درماتم رقیه ی تو سوختم حسین
یعنی نمک به زخم دل ما گذاشتند
دیگر ز من مپرس چرا پیر گشته ام
داغ تو را به سینه ام آقا گذاشتند
دریا دلان عشق «وفایی» به راه دوست
دل را میان موج بلایا گذاشتند
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
السلام علیکم یااهل بیت النبوه
دم دروازهٔ ساعات خدا رحم كند
به دلِ عمة سادات خدا رحم كند
محملم پرده ندارد مددی يا ستّار
حاجتم وقت مناجات خدا رحم كند
چشم من تار شده ، يا تو به هم ريخته ای
گريه دار است ملاقات خدا رحم كند
كو علمدار حرم ؟ آبرويم در خطر است
وسط اين همه الوات خدا رحم كند
سَرِ بازار به انگشتْ نشانم دادند
رد شدم با چه مكافات خدا رحم كند
به همان خنجر كُنْدی كه تو را زَجْرَت داد
می كند شِمْر مُباهات خدا رحم كند
سرت از نيزه زمين خورد دلم ريخت حسين
زير پا رفتی ؟ به لبهات ْ خدا رحم كند
نيزه نيزه شده از بس گلوی پارة تو
گُم شدی بين جراحات خدا رحم كند
به حرم چون لبِ تو چوبِ حراجی زده اند
تا نميرم ز بليّات خدا رحم كند
چشم يك شهر به دنبال كنيز است حسين
تا كنم حفظ امانات خدا رحم كند
چانه می زد سَرِ گهواره يكي پيش رباب
بهر تسكين مصيبات خدا رحم كند
✍#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از ☫گلواژههاے اهلبیت (؏)☫
غزل قدیمی وچاپ نشده استادسازگار که به اشتباه به عنوان یکی از غزلیات منسوب به مولانا شهرت یافته است ،
هرچند باوجود چنین اشتباهات بعضا مغرضانه وشایدهم سهوا که باافزودن یاکاستن ابیات دیگری در صفحات مجازی آن هم با قافیه های تکراری امروزه درعرصه شعری کشور کم هم اتفاق نمی افتد ازتوان بالاو مقام رفیع هیچکدام از نامبردگان چه درادبیات آئینی وچه غیرآئینی درحیطه شعروشاعری کاسته نخواهدشد وآن مقدار از ابیاتی را که حافظه استاد باوجود کثرت سن یارای تایید آن را داشت وبه گفته خودشان ازابیات این غزل بود تقدیممی گردد:
#هرمردشتردار اویس قرنی نیست/
هر شیشه گلرنگ عقیق یمنی نیست/
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد/
هر احمدومحمود رسول مدنی نیست/
شمشیر بود در خور دست اسدالله /
هرتیغ به کف را هنر صف شکنی نیست/
بر مرده دلان پند مده خویش نیازار/
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست/
با مرد خدا پنجه چونمرود میفکن /
این جسم خلیل است که آتش زدنی نیست/
خشنودنشو دشمن اگر کرد محبت/
خندیدن جلاد زشیرین دهنی نیست/
#غزل
#استادسازگار
#غلامرضاسازگار
#نخل_میثم
https://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12