#حضرت_زینب علیهاالسلام
#اربعین_حسینی
#غزل
🔹پیامآور خون شهدا🔹
مرگ من بود دمی کز تو جدایم کردند
در همان گوشۀ گودال فدایم کردند
دوستانم که نبودند بگریند به من
دشمنانم همگی گریه برایم کردند
هر کجا خواستم از پای درافتم دیدم
کودکان دست گشودند و دعایم کردند
خجلم از تو که گم گشته امانتهایت
بر سر خار دویدند و صدایم کردند
گریهها داشتم از دوری روی تو ولی
خندهها بود که بر اشک عزایم کردند
همرهانم که گرفتند غبار از محمل
همه در خاک فتادند و رهایم کردند
تا دم مرگ طرفدار تو بودم ای دوست
دشمنان یکسره تحسین به وفایم کردند
این اسارت همه جا عزّت من بود حسین
که پیام آور خون شهدایم کردند...
#غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین_حسینی
#حضرت_زینب علیهاالسلام
#غزل
🔹عمری به ما گذشت🔹
ما را که غیر داغ غمت بر جبین نبود
نگذشت لحظهای که دل ما غمین نبود
هرچند آسمان به صبوری چو ما ندید
ما را غمی نبود که اندر کمین نبود
راهی اگر نداشت به آزادی و امید
رنج اسارت، این همه شورآفرین نبود
ای آفتابِ محمل زینب! کسی چو من
از خرمن زیارت تو خوشهچین نبود
تقدیر با سر تو مرا همسفر نبود
در این سفر، مقدّر من غیر از این نبود
گر از نگاه گرم تو آتش نمیگرفت
در شام و کوفه، خطبهٔ من آتشین نبود
در حیرتم که بیتو چرا زندهام هنوز
عهدی که با تو بستم از اول، چنین نبود
ده روزهٔ فراق تو عمری به ما گذشت
یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود
✍#محمدجواد_غفورزاده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_زینب علیهاالسلام
#اربعین_حسینی
#غزل
🔹زیارت🔹
ز نینوای تو رفتم چو نی، نوا کردم
چنان که بادیهها را چو نینوا کردم
به هر کجا که نشستم گریستم ز غمت
به هر طرف که دویدم تو را صدا کردم
ز خارهای مغیلان بپرس کز داغت
چقدر اشک فشاندم، چه نالهها کردم
طواف پیکر بیسر به زیر خنجرها
زیارت سرِ بیتن به نیزهها کردم
نتیجه دادن خونت به عهدهٔ من بود
که صبر کردم و بر عهد خود وفا کردم
تو خواستی به نماز شبت دعا گویم
تو را به جان تو در هر نفس دعا کردم
به نیزه، خواندنِ قرآنِ تو رُبود دلم
اگرچه سوختم از غم ولی صفا کردم
به دست بسته بسی تازیانه خوردم تا
طناب ظلم ز دست سکینه وا کردم...
✍ مرحوم#سیدرضا_مؤید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_زینب علیهاالسلام
#اربعین_حسینی
#غزل
🔹از آن ساعت...🔹
از آن ساعت که خود را ناگزیر از تو جدا کردم
تو بر نی بودی و دیدی چهها دیدم، چهها کردم
گمان بر ماندن و قبر تو را دیدن نمیبردم
ولی فیض زیارت را تمنّا از خدا کردم
به یادم مانده آن روزی که میجستم تو را اما
تنت پیدا به زیر سنگ و تیر و نیزهها کردم
تو را ای آشنایِ دل اگر نشناختم آن روز
مرا اکنون تو نشناسی، وفا بین تا کجا کردم
تن چاک تو را چون جان گرفتم در برم اما
برای حفظ اطفالت، تو را آخر رها کردم
بهسان شمع، آبم کرد بانگ آبآب تو
اگرچه تشنه بودم چشمههای چشم وا کردم
میان خیمههای سوخته همچون دلم آن شب
نماز خود نشسته خواندم و بر تو دعا کردم..
ولی هرگز ندادم عجز را ره در حریم دل
سخنرانی میان دشمنان چون مرتضی کردم
✍حاج #علی_انسانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
خلاصه
#سهولت_زبان
«سهولت زبان» یعنی زبان شعر به همان شکل طبیعی و روانِ کلامِ روزمره باشد، بدون اینکه شاعر ساختار زبان را به هم بریزد.
سهولت زبان در دو حوزه قابل بحث است و در واقعا در دو جا ساختار زبانی میشکند:
۱. حوزه واژگان: شاعر گاهی برای جا شدن در وزن، کلمه را میشکند؛ مثلاً بهجای «از» میگوید «ز»، بهجای «ماه» میگوید «مه» یا حتی «استخوان» را «ستخوان» میکند.
۲. ساختار جمله: ترتیب کلمات از حالت طبیعی خارج میشود، حتی اگر از نظر دستوری درست باشد.
دو مثالی هر کدام درجهای از این شکستگی را نشان میدهد:
- شکستگیِ سبک: بیت حزین لاهیجی — «شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را». اگر جمله را طبیعی بچینیم باید بشود: «ما را چون برق شتابان از جهان رفتن خوش است». شاعر فقط برای درست شدن وزن، جمله را به هم ریخته؛ معنی هنوز قابل فهم است.
- شکستگیِ شدید: بیت انوری — «کشته فرزند گرامی را گر ناگاهان / بیند از بیم خروشید نیارد مادر». اینجا آنقدر اجزا جابهجا شده که فقط با قرینههای معنوی میفهمیم منظور این است: «اگر مادر ناگاهان فرزند گرامی را کشته ببیند، از بیم خروش برنمیآورد.» این همان درجهای است که دریافت معنی را دشوار میکند.
## ماجرای «سهل و ممتنع»
ادبای قدیم فقط شعر فرخی و سعدی را مصداق «بیان سهل و ممتنع» میدانستند، بدون اینکه توضیح دهند چطور ساخته میشود. حقیقت این است که این بیان وقتی رخ میدهد که ترتیب جمله دقیقاً مطابق زبان عادی باشد؛ آنقدر طبیعی که فکر میکنی هر کسی میتواند چنین شعری بگوید، در حالی که حفظ همزمان زبان طبیعی و وزن و قافیه مهارت بزرگی میخواهد.
## اما سهولت همیشه برتر نیست!
سهولت «بالاترین حد زبان» نیست. گاهی شاعر عمداً جمله را جابهجا میکند تا به زبانی مؤثرتر برسد. برای همین حکایت معروف سعدی و فردوسی را بنگرید
سعدی میگوید: «خدا کشتی آنجا که خواهد برد» — کاملاً طبیعی و روان.
فردوسی در خواب میگوید من اگر جای سعدی بودم
میگفتم: «برد کشتی آنجا که خواهد خدای» — فعل و فاعل جابهجا شده.
این حکایت شاید واقعی نباشد، اما حقیقتی را نشان میدهد: جابهجایی واژهها، مخصوصاً آوردن فعل در آغاز جمله، لحن را حماسیتر میکند و این دقیقاً امضای زبان فردوسی است. پس گاهی شکستنِ عمدی، زیبایی میآفریند.
## نتیجهگیری
سهولت زبان یک «امتیاز مطلق» نیست؛ یک ویژگی است که شعر را روان، همهپسند و بهیادماندنی میکند. به همین دلیل است که شعر سعدی اینقدر در حافظهی فارسیزبانها رسوب کرده.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بهغیر از اینکه شنیده است کربلا روضه
دگر کسی نشنیده است از خدا روضه!
حسین کشته شد و زنده ماند دین خدا
که کربلا شده جمع حماسه با روضه
تمام کرببلا روضه است و میمانیم
که باید از چه بخوانیم و از کجا روضه؟
بخوانم از علیاکبر؟ بخوانم از قاسم؟
بخوانم از دل پرسوز عمهها روضه؟
و یا در آینهٔ «جالِسٌ عَلیٰ صَدرِه»
بخوانم از طرف شمر بیحیا روضه
کفن نداشتن شاه دین خودش روضه است!
ولی بهجای کفن خوانده بوریا روضه...
...
اگر نبود پر از عقده میشدیم، ولی
رسیده است همیشه به داد ما روضه
✍#مجتبی_خرسندی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
از اسارت تا اربعین
از همان روزی که شد، کربلایت لاله گون
شد دل اهل زمین، زین مصیبت غرق خون
بر دل هر شیعه داغ غم نشست
آسمان پشتش از این ماتم شکست
یا حسین و یا حسین و یا حسین(ع)
خون شد از این ماجرا، قلب زینب خواهرت
خاک داغ کربلا، از چه رو شد بسترت
قتلگاهت را خودم دیدم حسین (ع)
درد و آهت را خودم دیدم حسین (ع)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا رسیدم ناگهان، بر حریم قتلگاه
ناله از دل سر زد و، از درون سینه آه...
پیکری از سر جدا افتاده بود
روی خاک کربلا افتاده بود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا سرت بر نیزه رفت، آسمان ها تیره شد
دشمن دون با خودش، گفت بر ما چیره شد
غافل از آن که خدا همراه ماست
با خبــــــــــر از نیت آگاه ماست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرغ دل پر می زند، دائماً دور سرت
روی نی قرآن بخوان، ای فدای پیکرت
در ره جانان فداکــــــــــاری کنم
دین حق را تا ابد یـــــــــاری کنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ. ـــــــــــــــ
نور چشمان علی(ع)، ای قرار فاطمه(س)
جلوه کردی روی نی، یادگار فاطمه (س)
عقده از کار دلــــم وا کن حسین
دشمنانت را تو رســـوا کن حسین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ. ـــــــــــــــ
ای امید جان من، محرم راز دلم
بی تو نور دیده ام، من سوار مَحملم
می رود منزل به منزل با سرت
با یتیمـــــــان تو قلب خواهرت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.
گه صبوری می کنم، گه توانم می رود
بی صدا خون دل از، دیده گانم می رود
من خودم دیدم نگاهت خسته بود
چون علی(ع) بازوی عزمت بسته بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من چه گویم با شما، از جفای شامیان
از ستم هایی که شد، بر من و بر کودکان
در خرابه نیمۀ شب دخترت
انقلابی کرده بر پــا با سرت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در تنور خولی و، در میان تشت زر
دشمن جانی نکرد، از گل رویت حذر
صوت قرآن تو غوغا کرده بود
دشمنت را باز رســوا کرده بود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با بیان خطبه در، کوفه و شام خراب
نقش های دشمنت ، شد همه نقش بر آب
شام را با خطبه ویران کرده ام
دشمنانت را پریشــان کرده ام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.ــــــــ
از مسیر کوفه تا، وادی شام آمدم
تا بگیرد لحظه ای، قلبم آرام آمدم
آمدم پابوس جسم بی سرت
ای فدایت زینب غــم پرورت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لاله های پرپرم، گشته اینک اربعین
خسته از رنج سفر، حال زارم را ببین
ای برادر تربت پاکت کجاست؟
پیکر گلگون صد چاکت کجاست؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.
ای برادر گر چه دور، از گل رویت شدم
تشنۀ دیدارم و، زائر کویت شدم
ای فدای لاله های پرپرت
از سفر آمد گل من خواهرت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیده بگشا و ببین، که سلامت می کنم
جان فدای مکتب ات، تا قیامت می کنم
گر نبودی با من ای خون خدا
مرده بودم از غــــــــم تو بارها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای برادر می روم، تا عزا داری کنم
در کنار مرقد، جدّ خود زاری کنم
گویم از عباس و عون و جعفرم
از سفر برگشته بی بال و پرم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گرچه سر تا پا ز غم، همچو شمعی سوختم
درس عشق و معرفت، از حسین آموختم
حک شده بر لوح جان عالمین
تا همیشه نام زیبــــــای حسین (ع)
✍ غلامرضا غلامپوردهسرخی
https://eitaa.com/gholampoordehsorkhi
چه رستخیز عظیمی ست این مُحرّم تو
چه محشری شده این اربعین ماتم تو
شدیم از سر لطفت دوباره یک ملّت
نشسته ایم در این سایه سار پرچم تو
به حُرمتِ حَرمت جمله بسته ایم اِحرام
شدیم مُحرم کویت ، شدیم مَحرم تو
"وَ حَگِّ دَمعِ العَقیله وَ طَبرَهُ الاَکبر "
به اشک دیده می آییم سمت مَخیم تو
تو سربلند و سرافراز عالمی ای سرو
قلم چگونه بگوید ز قامت خم تو!
و شرح داغ دل ما حکایت شمع است
ز بسکه سوخته ایم از شَراره غم تو
"وَ حَکِّ چِفَّ کفیلُ و جودُ وَ الرّآیه"
به گوش می رسد این نغمه دمادم تو
و ذکر نام تو آرامش است جان ها را
قسم به نام جلاله به اسم اعظم تو
و غرق زمزمه هستیم و روضه می خوانیم
شده ست ناله بلند از گلوی زمزم تو
سلام حضرت باران به تشنگان نظری
که جان گرفت بیابان به لطف یک دم تو
نشسته پای عمودیّ و روضه می خواند
شده ست ذکر لبان مُرید تو همه تو
به زخم و تاول پاهایمان در عالم نیست
که چاره ساز ضمادی به غیر مرهم تو
تعلُّقات جهان را همه رها کردیم
دمی که پای ضریحت شدیم همدم تو
وجود خاکی مان تا ابد هوایی شد
از آن دمی که نهادیم سر به مقدم تو
یکی شدیم و برادر در این حرم، وقتی
زدیم دست تمسُّک به حبل محکم تو
هنوز روی گذرنامه هایمان مانده ست
که ردّ مُهر و نشان نگین خانم تو
به طبعمان شده طعمش چه "سازگار" و چه خوش
که چیده ایم رُطب ها ز" نخل میثم" تو
"بهار گُل به جراحات پیکرت پیداست
چقدر زخم بر اندام بی سرت پیداست "
✍#ناصر #دوستی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اربعین #زیارت_اربعین
#مشایه
لطف خداى تا نشود یاور کسی
دیدار کربلا نشود باور کسی
پاى پیاده کس نرود سوی قتلگاه
عشق حسین تا نشود رهبر کسی
امروز خاطرات اسیران کربلا
کى میرود ز خاطر غمپرور کسی
امروز یاد میکند از اهلبیتِ نور
در راه اگر ورق بخورد دفتر کسی
در این سفر به تشنهلبان آب میدهند
خنجر فرو نیامده بر حنجر کسی
اینجا کبوتران همه را ناز میکنند
سنگ ستم نخورده به بال و پر کسی
در پیش چشم همسفران شکستهدل
بر نیزه نیست ماه بلنداختر کسی
در طول این مسیر مقدس، نمیزنند
با تازیانه بر سر و بر پیکر کسی
گل هدیه میدهند به هر زائری ولی
سیلی نمیزنند به نیلوفر کسی
با پای غرق آبله و چشم اشکبار
دنبال کاروان ندود دختر کسی
در کاروان خانهبهدوشانِ اربعین
کنج خرابهای نشود بستر کسی
وقت عبور قافله، از روى پشت بام
خاکستری نریخته روى سر کسی
امروز میروند ولی وقت بازگشت
صد داغ نیست بر جگر خواهر کسی
یادش بهخیر قافلهٔ کربلا که بود
هشتاد و چار گل همه نیلوفر و کبود
✍#محمدجواد_غفورزاده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹