بسم الله الرحمن الرحیم
و بشر الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون
با نهایت تاثر و تأسف درگذشت جوان ناکام #مهدی #محمودی به اطلاع دوستان آشنایان عزیز میرساند
مراسم تشییع و تدفین
فرزند دلبند استاد عزیز و گرانقدر حاج غلامحسین محمودی
روز یکشنبه 1405/5/18ساعت 10صبح از مقابل غسالخانه بهشت معصومه به سمت قطعه ؟ تشییع میگردد
مجلس ختم روز یکشنبه 1405/5/18
ساعت 18الی 16/30 مسجد چهارمردان واقع در خیابان انقلاب قم منعقد میگردد
سوم و هفتم روز سهشنبه 1405/5/20
18الی 16/30
در مسجد چهارمردان قم منعقد میگردد
گرچه پیریم از جوانان جهان دلخوشتریم
خندهها بر صبح دارد موی چون کافور ما
#صائب_تبریزی
🔸وزن : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
🔸رمل مثمن محذوف
🔸آرایه ها: ⏬
●تشبیه تفضیل
●تشبیه گسترده
●کنایه
●استعاره
●جناس
●تضاد
●تشخیص
●نماد
●واج آرایی
✨تصویر سازی :سفیدی مو را به سفیدی دندانهای کسی تشبیه کرده که گویی با خندهاش به صبح میتازد و آن را به بازی میگیرد.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🔰 روز خبرنگار
واژه واژه نشانده اید به لب در خبرها گُل تبسُّم را
تا مگر از نفس بیاندازید در دل جامعه تالُّم را
جمع مستان و جمع جامه دران، بُغض آتش فشان در فوران
بُردهاید از ازل که چرخ زنان کوچه کوچه به دوشتان خُم را
موج در موج گرم طوفان ها باز دل را سپُرده اید به موج
مُتحمّل شدید در امواج این چنین غُرش تلاطم را
از کدامین تبار و طایفه اید؟ همه رنگین کمان عاطفه اید
گُرده اید و سِپر ای آینه ها همچنان دِشنه تهاجُم را
لحظه در لحظه عاشقانه شدید راویِ وعده های" صادق و نصر"
وردِ لب های واژه ها کردید نام آن آفتاب هشتم را
مرد میدان شدید و کوه شدید راوی عزّت و شکوه شدید
سرجایش به عزم بنشاندید خاری از تیره ی توهّم را
با صدای رسایتان در شب باز زنگ سکوتمان شده اید
دارد آیینه ترک خورده از شماها چنین تجسُّم را
خشکسالی رسید و تب کردیم، تیترهای خبر ولی سبز است
شاد و خرّم به دستمان دادید یک به یک خوشه های گندم را
"مَدَدیان" خبرنگار شهید آن کسی که مدد گرفت از حق
خبرش مثل بمب و موشک بود جلوه کرد اشک هایش انجم را
مددیان طنین هر خبرش حسّ و حال عجیبِ رویا داشت
هر نگاهش طلوع دیگر بود آن غروبِ گرفته ی قم را
در خبرهایتان هرآیینه کلمات اَمین نهضت بود
آنکه در بیت شد کلیمُ الله، زد رقم با خدا تکلّم را
روی میز اُتاق، تقویمم برگ برگش دمی ورق خورد و
ردّ شد از روز نیمه مرداد بعد رو کرد روز دوّم را
ای گروه خبر شماهایید بازتاب صدای این ملّت
در خبرها به گوش مسئولین برسانید این ترنّم را
در میادین و در خیابان ها تیترهای خبر گزارش ها
شعر در پاسخ سلام شما رو کند واژه "علیکُم" را
غزل مردمی سیاسی نیست، حرف ملّت که اختصاصی نیست
سخت سوزانده این تورّم ها خشک و تر را تمام هیزم را !
خبر داغ داغ این ایّام نوسان عجیب قیمت هاست!
قول داده که کنترل بکند دولت مُحترم تورّم را
سروها شِکوه از تبر دارند از هجوم خزان خبر دارند
محضر دادخواه مظلومین برسانید این تظلُّم را
حزب بادند عدّه ای آری، اهل این آب و خاک! می ریزند
آب در آسیاب هر آتش! برشمارم خلاف چندم را؟!
خبر داغ دیپلماسی را پنتاگون هم به بوق و کرنا کرد
موج تهدید و توطئه تحریم! زد به هم باز این تفاهم را
تیترهاتان صدای جامعه است خبرتان زبان جامعه است
در خبرها به گوش مسئولین برسانید حرف مردم را
✍ #ناصر_دوستی
#تقدیم_به_خبرنگاران_
#هفده_مرداد_روزخبرتگارر
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🖤 بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا رسولالله(ص)
السلام علیک یا امام حسن مجتبی(ع)
السلام علیک یا علی بن موسیالرضا(ع)
طبق سنوات گذشته به مناسبت دهه پایانی ماه صفر، مراسم عزاداری و مرثیهخوانی با حضور عاشقان اهلبیت(ع) برگزار میشود.
🔹 سخنران: حجتالاسلام شمشیری
🔹 با نوای: حاج عباس حیدرزاده و حاج حسن جوشقانی / کربلایی محمد همتی
📍زمان: از دوشنبه ۱۹ تا پنجشنبه ۲۲ مرداد ماه
ساعت ۱۸ تا قبل از اذان مغرب
📍مکان: قم
باجک ۳، صدف ۹، پلاک ۱۰ (منزل سیدحقی)
🌹 از همه ارادتمندان اهلبیت(ع) دعوت میشود با حضور خود، زینتبخش این محفل نورانی باشند.
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۱۸ مرداد زادروز غلامحسین یوسفی
(زاده ۱۸ امرداد ۱۳۲۶ خوسف)
(درگذشت ۲۰ اسفند ۱۴۰۱) شاعر، متخلص به ناقوس
او از دانشگاه فردوسی مشهد در رشته زبان و ادبیات فارسی با مدرک لیسانس فارغالتحصیل شد و به مدت سی سال معلم ادبیات مدارس مختلف مشهد و بیرجند بود. همچنین سابقه تدریس در دانشگاه بیرجند، گویندگی رادیو مشهد، نویسندگی روزنامه خراسان، داوری چندین جشنواره شعری و نیز برگزاری نشستهای مختلف شعری را در کارنامهاش دارد. وی تاکنون بیش از ۱۵۰۰۰ بیت شعر در قالبهای مختلف سروده است در خرداد ۱۳۹۵در مراسمی از جایگاه شعری او تجلیل شد. او همچنین شاعر برتر جشنواره شعر امام رضا سال ۱۳۶۴ و شاعر برتر جشنواره بینالمللی شعر فجر ۱۳۸۵ است.
به پاس پنجاه سال تلاش ناقوس شاعر بیرجندی در عرصه شعر و ادب فارسی مجتمع بزرگ فرهنگی هنری شهرستان خوسف به نام وی نام گذاری شده است.
مجموعه شعر:
سرمه خیال ۱۳۵۵ چاپخانه دانشگاه فردوسی مشهد.
شعر شهادت اسفند ۱۳۵۷ چاپخانه دانشگاه فردوسی مشهد.
دیوان معرفت ۱۳۸۳ چاپ و نشر گلرو بیرجند.
چاپ منتخب اشعار با عنوان "آن سوی پرواز " توسط حوزه هنری استان سال ۱۳۸۹.
خدا، عشق، دل انتشارات فکر بکر تهران ۱۳۸۹.
در سایه سار نقرهای انتشارات فکر و بکر ۱۳۹۲.
سرخ و سپید ۱۳۹۴.
مجموعه شعر شبنم و شکوفه انتشارات فکر بکر تهران ۱۳۹۴.
صحبت سجادهها انتشارات فکر بکر تهران ۱۳۹۵.
سکوت سرد سنگ ها انتشارات فکر بکر ۱۳۹۷.
دیوان ناقوس شعر فارسی در ۸۰۷ صفحه انتشارات فکر بکر ۱۳۹۸.
#غلامحسین_یوسفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
گر خانهٔ دلم نه برای تو ساختند
نقش رخ تو بر در و دیوار خانه چیست؟
#عاشق_اصفهانی
🔹 گر: حرف شرط
🔹 خانه: نهاد
🔹 دلِم: مضافالیه (دل + «م»)
🔹 نه: حرف نفی
🔹 برای: حرف اضافه
🔹 تو: متمم
🔹 ساختند: فعل
🔹 نقش: نهاد
🔹 رخ: مضافالیه
🔹 تو: مضافالیه
🔹 بر: حرف اضافه
🔹 در و دیوار: متمم
🔹 خانه: مضافالیه
🔹 چیست: فعل اسنادی
🔹 جملهٔ وابسته:
گر خانهٔ دلم نه برای تو ساختند
(جملهای که با «گر» آغاز شده و کاملکنندهٔ معنای جملهٔ اصلی است.)
🔹 جملهٔ هسته (پایه):
نقش رخ تو بر در و دیوار خانه چیست؟
(جملهٔ اصلی که معنای مستقل دارد.)
📌 ساختار کلی: جملهٔ وابستهٔ شرطی + جملهٔ هسته (پایه)
گر خانهٔ دلم نه برای تو ساختند ← وابسته
نقش رخ تو بر در و دیوار خانه چیست؟ ← هسته
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
1⃣
✅ بازگشت_کاروان_اهل_بیت_ع_به_مدینه
✅ زبان_حال_امام_سجاد_ع
بشیر! اینجا که عقل و عشق ماتست
مدینه، وادی صبر و ثـبـاتست
مدینه، شهر خون، شهر شهادت
مدینه، ساحل عشق و نجات ست
مـدیـنـه! دیــدهام مـن کـربــلائـی
که چشمم تا ابـد شط فـراتست
مدینه! با هزار انـدوه و حـسرت
مرا یک سینه رنج و خاطراتست
مدینه! من که با غـم هـمـنـشـیـنم
جــهــان ســوزد ز آه آتـشــیــنـم
شـمـیــم بـوسـتــان طـا و هــایــم
شـکـوه لالــهزار یـا و ســیــنــم
ببـین شـور حـسیـنی در نـگـاهـم
بخـوان شوق شهادت از جـبـیـنم
فـروغ دیــدۀ زهــرای مـظـلــوم
پــنـاه خـلــق، زیـن العابدینم
خلیلآسا به هـمت بت شـکـسـتم
که فـرزنـد مـنـا و مـکـه هـسـتـم
به روز من چه آوردند این قـوم!
به جرم این که من یکـتـا پـرستم
فـضا پـوشـیـده از ابـر سـتـم بود
که روی نـاقـۀ عـریـان نـشـستـم
چه شبهایی که با من گریه کردند
غـل و زنـجـیـرهـای پـا و دسـتـم
کسی نگرفت غیر از غم، سراغم
نـشـسـتـه لالـۀ صـحـرا به داغـم
من آن مرغ شب آهنگم که باشد
بـلور اشک زینب شب چـراغـم
از آن روزی که گلچین غنچه را چید
سـیـهپـوش غـم گـلهـای بـاغـم
شـهـیـد زنــدهام من، شـاهـدم من
شهـادت نـامـۀ من، درد و داغـم
اگرچه لاله، خود را وقف غم کرد
چو من کی در صبوری قد علم کرد؟
اگر از هجر یک فرزند، یعقوب
فروغ دیـدهاش را گریه، کم کرد
مرا هفـتاد و دو داغ جگـر سوز
پریشان روزگار و پشت خم کرد
به گلزار ولایت هر چه گـل بود
به شمشیر ستم، گلچین قـلـم کرد
چو گل در بستر خون دیدم او را
چو برگ یـاسمن بـوسیـدم او را
گل حسرت به دست، آسان نیامد
سحـر از شاخـۀ غـم چـیدم او را
به سـروستـان سبـز دل نـشـانـدم
کــنـــار گــلــبــن امــیــدم او را
گل صد برگ زهرا بی کفن بود
خودم در بـوریـا پـیـچـیـدم او را
فـلـک، کـوس وداع آخـریـن زد
ملک بر صبر زیـنب آفـرین زد
ز میدان، اسب بی صاحب که آمد
به تصویر گمان، رنگ یقین زد
سکینه گفت در گوشش چه رمزی
که آتش در دل آن بی قـرین زد؟
خـبـر دارم که آن اسـب وفــادار
کـنار خـیمهها سر بر زمیـن زد
📎 ادامه این شعر👇
2⃣
📎 ادامه شعر قبل👆
مکن منعـم، مـدام ار گریه کردم
غم خود را نهان در گریه کردم
گلاب اشک من گلگون اگر بود
به آن گـلهای پرپر گـریه کردم
بـه بـاغ کـربـلا با همسفرها
به داغ شـش بـرادر گـریه کردم
شب تنهائـیـم در خـلـوت خویش
بر آن تن های بی سـر گریه کـردم
سـعـادت، مـنـتـهـای راه مـا بود
شهـادت، قـصـۀ دلـخـواه مـا بود
اگـر کـاخ سـتـم زیـر و زبـر شد
اثــر در نــالــه و در آه مــا بـود
پی روشنگـری از کـوفه تا شام
ســر فـرزنـد زهـرا، مـاه ما بود
گهی دیر نصاری، مجلس انس!
گهی ویرانه، خـلـوتـگـاه ما بود!
اگر خونـیـن ، دلِ غـم پرورم بود
محـبـتهـای زیـنـب یـاورم بود
مـیــان خـیــمــۀ آتـش گرفته
به رأفـت، سایـۀ او بر سـرم بود
اگر چون شمع از تب سوختم من
هـمین پـروانه، دور بـستـرم بود
شـهـیــد زنــدۀ تــاریــخ ، زینب
نه تنها همسفـر، هـمسنگـرم بود
اگر با صد مصیبت روبـرو بود
پـرسـتــار منِ غـمـدیـده، او بـود
نــگــاه روشـن او ، بــاغ امید
حـضـور او بـهــشـت آرزو بود
بـهـارش را خـزان کـردنـد ، اما
مپـنـداری اسیـر رنگ و بو بود
گهی چون گل، ز گریه غرق شبنم
گهی چون غنچه، عقده در گلو بود
نه تنها زینب از دین یاوری کرد
به همت کاروان را رهبری کرد
بـه دوران اسـارت، بـا یتیمان
نـوازشها به مهـر مـادری کرد
چنان کـوشـیـد در ابـلاغ پیغام
که در هر راه، پیغام آوری کرد
گل افشان کرد محمل را، که باید
به روی ماه نو، نـوآوری کرد!
نه سروستان به جا و نه چمن بود
مصیبت پیش چشمم موجزن بود
اگـر چـه از دیـار کـوفـه تا شام
به هرجا سر زدم رنج و محن بود
پریشان خاطرم از شام، از شام!
که آنجا خون روان از چشم من بود
دم دروازۀ ســــاعـــات، دیدم
به شادی کار مردم کف زدن بود!
محبان را غمِ محبوب، سختست
فـراقِ مهـربانِ خوب، سخـتست
زهستی دل بریدن، نیست مشکل
ولی دل کندن از محبوب، سختست
اگـر در سخـتی دوران شـنـیـدی
صبـوری کردن ایوب سخـتست
خـدا دانـد که پیـش چـشـم زیـنب
لب لعل حسین و چوب، سختست
به خاک غم، جبین سودیم و رفتیم
طـریق عـشق پـیـمـودیم و رفتیم
ز تـیـغ خــارهـا در ســایـۀ گــل
نـسیـم آسا، نـیـاسـودیم و رفـتـیم
به بـاغ سبـز هـسـتی، تا قیامت
بـه داغ لالـه افـزودیـم و رفـتـیم
به روی مرگ خندیدیم و گفتـیم:
اگـر بـار گـران بـودیم و رفـتـیـم
✍ #محمدجواد_غفورزاده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
قرابت ادبی چیست؟
قرابت ادبی یعنی شباهت معنایی میان دو یا چند بیت؛ حتی اگر واژهها و ساختار آنها کاملاً متفاوت باشد.
📜 بیت اصلی⏬
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
✍🏻 فردوسی
📜 بیت هممعنا⏬
مردی به عقل است نه به سال؛ اگر دانشی، بزرگی.
🎯 مفهوم مشترک⏬
✅ ارزش و برتری انسان به دانش و خرد است، نه به سن، ثروت یا ظاهر.
💡 نکته کنکوری در قرابت ادبی⏪ ابتدا مفهوم بیت را پیدا کنید؛ سپس گزینهای را انتخاب کنید که همان پیام را منتقل کند، نه لزوماً واژههای مشابه را.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
گر خانهٔ دلم نه برای تو ساختند
نقش رخ تو بر در و دیوار خانه چیست؟
#عاشق_اصفهانی
معنی و مفهوم:⏬
شاعر میگوید: اگر دل من جایگاه تو نیست، پس چرا یاد و تصویر تو همهٔ وجود مرا فرا گرفته است؟
مفهوم قرابتی:⏬
این بیت بیانگر جای گرفتن محبوب در دل عاشق و فراموشنشدن او است؛ یعنی کسی که به حقیقت عاشق شده، دلش همیشه با یاد محبوب همراه است و نشانههای عشق در وجودش آشکار میشود.
مفهوم مشابه: ⏬
«هر جا که نظر کردم و هر سو که دویدم
دیدم رخ تو در نظر و یاد من است»
؟
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما
#حافظ_شیرازی
وجه اشتراک: هر دو بیت بر این مفهوم تأکید دارند که عشق چنان در دل انسان جای میگیرد که حضور محبوب و اثر آن همیشگی و فراموشنشدنی است.
#حضور_همیشگی_محبوب_در_دل_عاشق
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹