eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم
. ﷽؛ 💠 جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱ 🏷 عبرت، نگهدارنده! 🔅 : 🔸«آنچه مى گويم، بر عهده مى گيرم و خود ، بدان ضامنم. آن كه از عقوبت‌هاى مقابل ديدگانش عبرت گيرد، تقوا او را از فرو افتادن در شبهه‌ها نگه دارد» . 🔹«ذِمَّتي بِما أقولُ رَهينَةٌ، وأنَا بِهِ زَعيمٌ، إنَّ مَن صَرَّحَت لَهُ العِبَرُ عَمّا بَينَ يَدَيهِ مِنَ المَثُلاتِ، حَجَزَتهُ التَّقوى عَن تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ». . 📚 نهج البلاغه خطبه 16 http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مدح حضرت امیرالمومنین ع نه مراست قدرت آن که دم، زنم از جلال تو یا علی نه مرا زبان که بیان کنم ، صفتِ کمال تو یا علی شده مات عقل موحدین ، همه در جمالِ تو یا علی چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی نبرد به وصف تو ره کسی ، مگر از مقالِ تو یا علی هله ‌ای مُجلّیِ عارفان ، تو چه مطلعی تو چه منظری که ندیده‌ام به دو دیده‌ام ، چو تو گوهری چو تو جوهری هله ‌ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل بَری چه در انبیا چه در اولیا ، نه تو را عدیلی و هم سَری به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی توئی آن که غیر وجود خود ، به شهود و غیب ندیده‌ای فَقرات نفس شکسته‌ای ، سُبحاتِ وَهم دریده‌ای همه دیده‌ای نه چنین بود شه من تو دیده‌ی دیده‌ای ز حدودِ فصل گذشته‌ای ، به صعودِ وصل رسیده‌ای ز فنای ذات به ذاتِ حق ، بُوَد اتّصال تو یا علی چو عقول و افئده را نشد ، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف همه گفته‌اند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف ز بیانِ وصف تو هر کسی ، رقم گمان زده مختلف فصحای دهر به عجز خود ، ز ادایِ وصف تو معترف بُلغای عصر به نطقِ خود ، شده‌اند لالِ تو یا علی تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین شده از وجودِ مقدّست ، همه سرّ کَنزِ خفا مبین تویی آن که از کُشِفَ الغطا ، نشود تو را زیاده یقین ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی ، بزن به دلیل این که به نورِ حق شده منتهی ، شرفِ کمال تو یا علی تو همان درخت حقیقتی ، که در این حدیقه‌ی دنیوی أنا ربّکم تو زنی و بس ، به لسان تازی و پهلوی ز بروق نورِ تو مُشتعل ، شده نارِ نخله‌ی موسوی ز تو در لسانِ موحّدین ، بُوَد این ترانه‌ی معنوی که انا الحق است به حقِ حق ، ثمرِ نهالِ تو یا علی تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی هله ‌ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی ز بروز جلوه ی ما‌خلق ، به مقام و رتبه مقدّمی به جلالِ خویش مُجلّلی ، ز نوالِ خویش مُنعّمی همه گنج ذاتِ مقدّست ، شده مُلک و مالِ تو یا علی تو چه بنده‌ای که خدائی ات ، ز خداست منصب و مرتبت احدی نیافت ز اولیا ، چو تو این شرافت و منزلت رسدت ز مایه‌ی بندگی ، که رسی به پایه‌ی سلطنت همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت شده ختم دوره‌ی عِلم و دین ، به کمالِ آل تو یا علی  تو همان مَلیکِ مُهیمنی ، که بهشت و جنّت و نه فلک پیِ جستجوی تو سالکان ، به طریقت آمد یک به یک  شده ذکرِ نام مقدّست ، همه وِردِ اَلسنه‌ی مَلَک به خدا که احمدِ مصطفی ، به فلک قدم نزد از سَمَک مگر آن که داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی تویی آن که تکیه‌یِ سلطنت ، زده‌ای به تخت مؤبّدی ز شکوه شأن تو بر مَلا ، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی به فرازِ فرقِ مبارکت ، شده نصب تاج مُخلّدی متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی تو نه آن شهی که ز سلطنت ، بود اعتزالِ تو یا علی به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان به پیاله‌ی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو می‌فشان ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان، دل بیهُشان نه منم ز باده‌ی عشق تو ، هله مست و بی‌دل و بی‌نشان همه کس چشیده به قدرِ خود ، ز میِ زُلالِ تو یا علی منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو می زنم  ره کوه و دشت گرفته ام قدم از برای تو می زنم  به همین نفس که تو دادی ام نفس از ثنای تو می زنم  شب و روز حلقه ی التجا به در سرای تو می زنم  نروم اگر بکشی مرا ز صف نعال تو یا علی تویی آن که سِدره‌ی مُنتهی ، بُودَت بلندیِ آشیان به مکان نیائی و جلوه‌ات ، به مکان ز مشرقِ لا‌مکان رسد استغاثه‌ی قدسیان ، به درت ز لانه‌ی بی‌نشان چو به اوج خویش رسیده‌ای ‌، ‌ز عِلوّ قدر و سُموشّان همه هفت کرسی و نُه طبق ، شده پایمال تو یا علی نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی نه همین بس است که خوانم اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی نه مراست قدرت آن که دم ، زنم از جلال تو یا علی تویی آن که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن چه کان و ما‌یکون فلک و زمین به اراده‌ات ، شده بی‌ سکون شده با سکون تویی آن مُصوّرِ ما‌خَلَق ، که من الظّواهر و البطون بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی تویی آن که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت تویی آن که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت نشناخت غیر تو هیچ‌کس ، ازّلیتت ابدّیتت تو چه مبدأ‌یی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی تو که بر سرائرِ معرفت ، به جمالِ اُنس مُخلّدی به شؤنِ فانیِ این جهان ، نه مُعطّلی نه مقیّدی بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی  زنده یاد فؤاد کرمانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴
پیشاپیش روز پدر مبارک باد شعر طنز دوباره روز پدر گشت جلوه گر جوراب  نصیب من شد از اسباب خشک و تر جوراب به روز مرد زنم آمرانه فرمان داد که هست هدیه زیبنده ی پدر جوراب از این جهت همه باشوق و ذوق آوردند به جای سکه و الماس و سیم و زر جوراب کریم و زلفعلی و غلمراد آوردند برایم از یمن و کابل و قطرجوراب ز گوشه  گوشه ی   ایران نصیب من کردند منیر و کوکب و گلبانو و قمر جوراب رسیده است برایم  سپید و سرخ و سیاه ز شوش و شمشک و کاشان و کاشمر جوراب هزار پا که نبودم که اینچنین آرند برای بنده زن و دختر و پسر جوراب مگر که ترشی جوراب مد شده که چنین شده به کوی و خیابان بخر بخر جوراب بیا ببین لگن و بقچه و کمد پرشد شما بگو به چه کار آید اینقدر جوراب چو دیدم اینهمه جوراب من شدم جوشی روم به جوی خیابان کنم دمر جوراب شعر نصرت الله بیکی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوبیتی خورشید ز شهر مکّه چون سر می‌زد در سینه،کبوتر دلم، پر می‌زد وقتی به حریم کعبه رفتم، دیدم هستی درِ خانهٔ علی، در می‌زد شعر محمد جواد غفورزاده شفق http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از ابوالفضل عامری
مدح امیرالمؤمنین‌ علیه السلام جان را به يک اشاره مسخّر کند علی! دل را به يک نظاره منوّر کند علی! ايجاد گل ز شعلهٔ آذر کند علی! يک لحظه سير عالم اکبر کند علی! بر کائنات جود مکرّر کند علی! او را سزد به خلق اميری و رهبری او آورد عدالت و قسط و برابری تيغش رسد به چرخ، گه رزم‌آوری با ذوالفقار حيدری و دست داوری يک لحظه فتح قلعهٔ خيبر کند علی! افلاک را مهار کند با نظاره‌ای بي‌مهر او به چرخ نتابد ستاره‌ای نبود به دهر منقبتش را شماره‌ای ابليس را به بند کشد با اشاره‌ای يک لحظه گر اشاره به قنبر کند علی! پيغمبری نبوده بدون ارادتش کعبه هنوز فخر کند بر ولادتش مسجد هنوز شاهد شوق شهادتش پروردگار فخر کند بر عبادتش چون بندگی به خالق داور کند علی! او ناخداست کشتی ليل و نهار را فرمان دهد هماره خزان و بهار را تقسيم کرده روز ازل خلد و نار را نبوَد عجب که خلق خداوندگار را با يک نگاه خويش ابوذر کند علی! گردون به پيش تيغ علی افکند سپر از حمله‌اش قضا و قدر ميکند حذر شمشير فتح داور و شير پيامبر روز از سران فتنه بگيرد به تيغ، سر شب در خرابه با فقرا سرکند علی! هنگام بذل دست بوَد دست داورش گر کوهی از طلا بود و کوهی از زرش اول نهد طلا به کف سائل درش نبوَد عجب به دست غلام ابوذرش اين گوی خاک را به جهان زر کند علی! هر جا خدا خداست علی هم بوَد امير خورشيد را توان کشد از آسمان به زير از بس که بود ديو هوا در کفش اسير حتی شکم ز نان جوين هم نکرد سير با آنکه سنگ را در و گوهر کند علی! در آسمان لوای امامت بپا کند در خاک، با خدا دل شب التجا کند در جنگ، حفظ جان رسول خدا کند در رزم تيغ خويش به دشمن عطا کند در مهد، پاره پيکر اژدر کند علی! طاقی که تا قيام قيامت نيافت جفت جان را هماره در ره اسلام ترک گفت از جبرئيل نغمهٔ «الا علی» شنفت در ليلة المبيت به جای رسول خفت تا جان خود فدای پيمبر کند علی! شاهی که هست و بود به دستش مسخر است با يک فقير زندگی او برابر است از بس که در خلافت خود عدل‌گستر است سهم عقيل را که بر او خود برادر است با سهم يک فقير برابر کند علی! روزی که از خطای همه پرده ميدرند روزی که خلق تشنه به صحرای محشرند دل‌ها ز تشنگي چو شررهای آذرند آنان که مست جام تولّای حيدرند سيرابشان ز چشمهٔ کوثر کند علی! دارد ز قلب خاک حکومت بر آسمان بر دستش اختيار مکان داده لامکان گردد به گردش نگهش محور زمان دست خداست با سر انگشت ميتوان افلاک را هماره مسخّر کند علی! دين يافت از ولادت شير خدا کمال بی مهر حيدر است مسلمان شدن محال عالم به او و او به خدا دارد اتکال در عين بندگی به خداوند ذوالجلال اعجاز، همچو خالق داور کند علی! آدم سرشته شد گلش از خاک پای او کس را چه زهره تا که بگويد ثنای او مداح او کسي است که باشد خداي او اکسير معرفت طلب از کيميای او شايد مس وجود تو را زر کند علی! دنيا نديده مثل علی راست قامتی در هر دلی بپاست ز شورش قيامتی هر نقطه را بوَد ز ولايش علامتی هر لحظه ريزد از سر دستش کرامتی جود از نياز خلق، فزون‌تر کند علی! دل از خيال منظر حسنش صفا گرفت بايد از آن جمال نشان خدا گرفت حق از نخست، عهد ولايش ز ما گرفت روزی که تيرگي همه جا را فراگرفت ما را شراب نور به ساغر کند علی! روز جزا که هست همان روز سرنوشت هرکس به حشر می دروَد هر چه را که کشت بخشنده ميشوند همه کرده‌های زشت رويد ز شعله‌های جهنم گل بهشت گر يک نگه ز دور به محشر کند علی! مهر قبول توبه آدم به نام اوست موسی به طور همسخن و همکلام اوست از قله‌های وَهم فراتر مقام اوست امر قضا به حکم خدا در نظام اوست تا در نظام خود چه مقدّر کند علی! مدح علی است کار خداوند ذوالجلال اينجا تمام عالم خلقت کرند و لال بی لطف او به کس نبوَد قدرت مقال «ميثم» چو دم زنی ز ثنای علی و آل هر دم تو را عنايت ديگر کند علی! شعر حاج غلامرضاسازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 گزارش خبرگزاری صدا و سیمای استان قم از خاطرات عالم خدمتگزار، جانباز سرافراز، حاج شیخ ابوالقاسم اقبالیان علیه الرحمه از مبارزین قبل از انقلاب ومدافعین بعداز انقلاب وبسیجیان هشت سال دفاع مقدس 🔸۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۹ شادی ارواح طیبه جمیع پدران و گذشتگان و شهدا خصوصآ عزیزان سفر کرده از این جمع صلوات http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم