eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
من دست خالی آمدم،دست من ودامان تو سرتابه پا درد و غمم،درد من و درمان تو تو هرچه خوبی من بدم،بیهوده بر هر در زدم آخربه این در آمدم،باشم کنارخوان تو من ازهمه در رانده‌ام،من رانده ای درمانده‌ام یاخوانده یا ناخوانده‌ام،اکنون منم مهمان تو پای من از ره خسته شد بال و پرم بشکسته شد هر در به رویم بسته شد جز درگه احسان تو گفتم منم در می‌زنم،گفتی به تو سر می‌زنم من هم مکرر می‌زنم،کو عهد و کو پیمان تو؟ سوی تو روی آورده‌ام،ای خم سبو آورده‌ام من آبرو آورده‌ام،کو لطف بی‌پایان تو؟ حال من گوشه‌نشین،با گوشه ی چشمی ببین جز سایه ی پرمهرتان ،جایی ندارم جان تو من خدمتی ننموده‌ام،دانم بسی آلوده‌ام امابه عمری بوده‌ام،چون خار در بستان تو. شعر:حاج علی انسانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۲_بندشعر بند اول یم توحید! گوهر آوردی  شجر نور! نوبر آوردی  مه ذیقعده! چشم ما روشن  که ز خورشید بهتر آوردی  !نجمه ای مادر امام رضا  تو علی یا پیمبر آوردی  پسری بهتر از همه پدران  بهر موسی‌بن‌جعفر آوردی  حرم الله را چو بنت اسد  حجةالله اکبر آوردی  نام فرزند خود علی بگذار  تا ببینند حیدر آوردی  چارده روح پاک را امشب  در یکی پاک‌پیکر آوردی  این پسر مثل مادرش زهراست  پــارۀ پیکـر رسـول خـداست بند دوم آفرینش تن است و او جانش  پدر و مادرم به قربانش  چشم حور و ملک به ماه‌ رخش  دست جن ‌و بشر به دامانش  می‌زند بوسه موسیِ جعفر  بر سراپای همچو قرآنش  گوهر هفت ‌بحر نور است این  که بوَد چار درّ غلطانش  پورموسی که بحر عرض ادب  آید از طور، پور عمرانش  ملک هستی بوَد مدینۀ او  قلب امکان بوَد خراسانش  پی عرض سلام از دل کوه  سنگ آید به سوی ایوانش  می‌گریزد شتـر ز قربانگاه  تا که آرد بر این مزار پناه بند سوم بوی ریحان عطر و عود آید  روح توحید در وجود آمد  گوش جان را به لحن جبراییل  برهمه خلق این سرود آمد  که جمال خدا تجسّم یافت  غیب درکسوت شهود آمد  !با طلوع مه جمال رضا  هرچه پیدا نبود و بود آمد  "ماه احمد به دامن نجمه  با جمال خدا فرود آمد  ذات خالق به خویش تحسین کرد  خلقت آن لحظه درسجود آمد  عید میلاد ضامن آهوست  که به وی از خدا درود آمد  مرحبا نجمه احمد آوردی  هم علی هم محمّد آوردی بند چهارم به چنین ماه‌ و منظرش صلوات  به جمال منورش صلوات  نجمه آورده جان پاکی را  که به جسم مطهرش صلوات  هم ز خالق سلام بر پدرش  هم زخلقت به ‌مادرش صلوات  هم به ریحانه‌اش جواد درود  هم به معصومه خواهرش صلوات  هم ز پیغمبران سلامش باد  هم ز آل پیمبرش صلوات  هم به ‌آن هفت‌ یم‌‌که‌ دُرّش اوست  هم به آن چارگوهرش صلوات  هم حسین و حسن ثناگویش  هم ز زهرا و حیدرش صلوات  عقل در شرح و وصف او مانده  مصطفـی پـاره تنش خوانـده بند پنجم جلوۀ ابتدا امام رضاست  حسن غیب خدا امام رضاست  گشته دینش به نزد حق کامل  هر که را مقتدا امام رضاست  هم خداوندی‌اش به ملک خدا  هم رفیق گدا امام رضاست  آنکه روز جزا سه بار زند  زائرش را صدا امام رضاست  آنکه آنی ز مهربانی خویش  نیست از ما جدا امام رضاست  آنکه با زائرین خود پیمان  بسته از ابتدا امام رضاست  بعد موسی سفینۀ دین را  به خدا ناخدا امام رضاست  هر که باشد عقیده جز اینش  کفر محض است تا ابد دینش بند ششم ای ملایک کبوتر حرمت  چشم آدم به گندم کرمت  نه خراسان فقط،که ملک خداست  عالمی زیر سایۀ علمت  تو مسیحای آل فاطمه‌ای  که مسیحا دمد ز فیض دمت  حرم قدس کبریا گردید  به خراسان رسید تا قدمت  قاتلت را نمی‌کنی نومید  به جوادت اگر دهد قسمت  همۀ زندگانی‌ام این است  که دهم جان به‌ گوشۀ حرمت  هم ملک زائر تو، هم انسان  هم عرب سائلند، هم عجمت  هر که یک بار بر تو آرد رو  تو سه نوبت کنی زیارت او بند هفتم تو ولی خدای منانی  تو به کل وجود سلطانی  تو کلام خدا به نطق کلیم  تو به درد مسیح درمانی  بس که آقا و مهربان استی  ضامن آهوی بیابانی  ما همه قطره‌ایم و تو دریا  ما همه تشنه و تو بارانی  به خدا ای چراغ ‌و چشم نبی  که تو چشم و چراغ ایرانی  هر دلی برتو یک خراسان است  گرچه خود در دل خراسانی  کس نداند غریب طوس تو را  که تو خود ضامن غریبانی  من به کویت پناه آوردم  عـوض گـل، گناه آوردم بند هشتم سیدی هر چه بودم و هستم  به ضریح تو دست دل بستم  تو رئوفی و من زمین‌خورده  تو بلندی و من همه پستم  بس که بگرفته‌اید تحویلم  فکر کردم که از شما هستم  عهد بستم دگر گنه نکنم  باز هم عهد خویش بشکستم  عوض آنکه دست رد بزنی  باز بگرفتی از کرم دستم  روز اول اجازه‌ام دادید  بر شما خانواده پیوستم  آتش ار سوزدم نمی‌فهمم  بس که از کوثر تو سرمستم  نگـذاری برنـد در نـارم  به همه گفته‌ام رضا دارم بند نهم ای سرم خاک پای زائر تو  وی به جانم بلای زائر تو  دل همسایگان مشهدی‌ات  گشته زائرسرای زائر تو  التماس دعای خسته‌دلان  در هوای دعای زائر تو  کاش بودی هزارها حاجت  تا بریزم به پای زائر تو  بنشینم کنار جادۀ طوس  بلکه گردم گدای زائر تو  از ثنای تو عاجزم، لطفی  که بگویم ثنای زائر تو  بیشتر از هزار حج باشد  روز محشر، جزای زائر تو  !زائر توست ای تمام حسین  !برتـر از زائـر امـام حسین بند دهم طوس سینا و صحن تو همه طور  کعبه آرد طوافت از ره دور  زائرین تو «حجّهُم مقبول»  رهروان تو «سعیهم مشکور»  گشته درموج یک جهان طوفان  حرم قدس تو سفینۀ نور  من آلوده و رفاقت تو  این رفاقت چگونه آید جور؟  همه در حیرتم چگونه مرا  طلبیدی ز رأفتت به حضور؟  من گنهکار و تو امام رئوف  تو سلیمان و من سراپا مور  این گناه فزون و آن رأفت  کاش می‌گشتم از جمالت کور  چه کنم رأفتت به من رو داد  پـدر و مـادرم فـدایت بـاد بند یازدهم
گر عذابم هزار بار دهند  به که دور از توأم قرار دهند  چه شود خادمان دربارت  گر مرا هم ز لطف بار دهند؟  چه شود بر لبان تشنۀ من  فیض یک بوسه زین مزار دهند؟  دوست دارم که دور مرقد تو  زائرینت مرا فشار دهند  گوش جانم شنید خیل ملک  در حریم تو این شعار دهند  که در اینجا برات آزادی  هدیه بر هر گناهکار دهند  صورتت را بر این حرم بگذار  تا نجاتت ز قعر نار دهند  حرف جنّت بود گناه اینجا  از رضا جز رضا مخواه اینجا بند دوازدهم بی‌پناهم، پناه آوردم  ناله و اشک و آه آوردم  با وجود سفیدیِ مویم  بر تو روی سیاه آوردم  پر کاهی نداشتم با خود  حال، کوه گناه آوردم  به کسی چه که من گنهکارم  به امامم پناه آوردم  بار عصیان به پشت خود دارم  رو بر این بارگاه آوردم  خجلم از تو یا امام رضا  تیرگی بهر ماه آوردم  نگهی کن به صورتم مولا  گرد عصیان ز راه آوردم  خـار و آلـوده و تهــی‌دستم  هر که‌ام «میثم» شما هستم شعر:استاد حاج غلامرضاسازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بنام خدا دلِ ویرانه اَم با دست تو تعمیر میخواهد گنه، عفوِ قصور و بخششِ تقصیر میخواهد برای مدح و وصف تو، قلم تطهیر میخواهد کلامِ بی اثر، از حضرتت تاثیر میخواهد تو هستی جلوه ای اعلا، ز نورِ "دعوتُ الحسنی" مرا یک جلوه از رویت، برَد تا "قوسِ اَو اَدنی" رها کن "لَن تَرانی" را، نمایان کن جمالت را برای این دلِ حیران، مهیا کن وصالت را بنوشان بر قلوبِ تشنه، آن جامِ حلالت را نشان دِه باز بر ما، گوشه هایی از کمالت را بدونِ گوشه ی چشمی، نشاید از شما گفتن بدونِ دادنِ اِذنی، نباید از شما گفتن نگاه مستِ تو ما را خدایی میکند، یعنی طهورا جامِ تو دل را ولایی میکند، یعنی رضای قلب تو ما را رضایی میکند، یعنی جمالِ وجهِ تو حق را تداعی میکند، یعنی چو فردِ بی سر و پایی، گدایی میکند از تو به یُمنِ تو دو عالم را خدایی میکند از تو ندارم من به کف جود و عطا، اما شما داری ندارم من به دل مهر و وفا، اما شما داری ندارم من به سر شور و نوا، اما شما داری ندارم من به کس لطف و سخا، اما شما داری نداری تو علی موسی الرضا، من دارم ای آقا ز تو مهرِ علیِ مرتضا، من دارم ای آقا ولایت برترین سرمایه ی دین است و دارم من هدایت بهترین لطف است و با آن برقرارم من عطایت بی دریغ است و عطا جز تو ندارم من سرایت مهبطِ وحی است و این گوشه کنارم من که گفته بی پناهم، حضرتِ "کهف الورا" دارم طمع بر کس ندارم، تا که در عالم رضا دارم تو سلطانی، تو میزانی، تو اصلاً عین قرآنی ستونِ دینِ رحمانی، ولیِ امر سبحانی به هر دردی تو درمانی، طبیبِ هر دل و جانی چراغ راهِ گمراهان، امان و امن و ایمانی تو در قولِ رسولُ الله، نورِ چشمِ طاهایی تو دلبند امیرالمومنین، فرزند زهرایی تو ما را پرورش، زیرِ پر و بالِ خودت دادی تو ما را آب و گِل، از طینتِ آلِ خودت دادی بما از کودکی روزی، چو اطفالِ خودت دادی غذای سائلان را هم به منوالِ خودت دادی چنان خود را به جمعِ خادمان همسفره گردانی که گویی تو یکی از نوکران بیت سلطانی تو آقایی، تو مولایی، تو والایی، تو یکتایی تو سلطانِ سریرِ اِرتضا، فخرِ دو دنیایی رضایی، عالمِ آل محمد، سبط زهرایی چه رعنایی، چه زیبایی، چه شیدایی، چه غوغایی تویی شمس الشموسِ سوره ی والشمس و اَلرحمان ولی نعمت به ارضِ طوسِ ایرانی تو ای سلطان فقط یک آرزو داریم، اینکه محرمت باشیم جدا از خود مکن ما را، که عمری همدمت باشیم نه تنها زائرت، که مونسِ درد و غمت باشیم و چون "اِبنِ شبیبت" همنوای ماتمت باشیم مبادا ما محرم را نبینیم ای گلِ زهرا که آواره شده جدّ غریبت در دل صحرا حرم، امروز باشد در کنارش صاحبِ لشگر حسین و مسلم و عباس و قاسم با علی اکبر ولی فردای عاشورا ندارد محرمی خواهر امان از درد غربت، از بلای غارتِ معجر ندیده تا کنون ناموسِ پیغمبر اسیری را ندیده دخترِ سلطان، کنیزی را حقیری را شعر:حاج محمود ژولیده http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
━━═━═━━━═━═━═━═━━━ ┄┅✿﷽✿┅┄ امام_حسین_علیه_السلام شب جمعه شب زیارتی ارباب عزیز فاطمه جان جهان به قربانت سلام بر لب عطشان و چشم گریانت سلام بر تن مجروح و حلق مذبوحت سلام بر سر خونین و جسم عریانت سلام بر جگر خون و داغ های دلت سلام بر شرف و غیرت جوانانت سلام بر در دندان و غنچۀ دهنت سلام بر لب خونین و صوت قرآنت سلام بر علی اصغر که وقت جان دادن به خنده داد تسلاّ به قلب سوزانت سلام بر لحظات وداع اکبر تو که وقت رفتن او رفت از بدن جانت سلام بر دل زینب که پیش دیدۀ او عدو ز چار طرف کرد سنگبارانت سرت بریده شد امّا هنوز جاری بود به چهره اشک روان از دو چشم گریانت سلام باد به شیری که سایه بانت شد برون کشید به دندان ز سینه پیکانت عجیب نیست اگر خصم را کنی سیراب سجیّه ات کرم و عادت است احسانت شعر حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ ‌‌‌‌‌‌〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث‌‌‌‌‌‌ 〗 ━━═━═━━━═━═━═━═━━━
کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشّاق تو نازم که دو زمزم دارد هر کجا ملک خدا هست حسیّنیه تو است هر که را می نگرم شور محرّم دارد نه محرّم نه صفر بلکه همه دورۀ سال کعبه با یاد غمت جامۀ ماتم دارد روضه خوان تو خدا گریه کن تو آدم اشک، ارثی است که ذرّیۀ آدم دارد نازم آن کشته که تا صبح قیامت زنده است سلطنت همچو خدا در دل عالم دارد اشک در ماتم تو بسکه عزیز است حسین جای در چشم رسولان مکرّم دارد جگرم زخمی آن کشته که زخم بدنش هر دم از زخم دگر دارو و مرحم دارد می کند آتش دریای غضب را خاموش هر که در دیدۀ خود یک نم از این یم دارد روز محشر نفروشد به دو صد باغ بهشت هر که یک میوه ز نخل تر «میثم» دارد شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب جمعه جهت شادی ارواح طیبه جمیع گذشتگان و شهدا خصوصآ عزیزان سفر کرده از این جمع رحم الله من یقرالفاتحه مع الصلوات http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ولادت حضر ت فاطمه معصومه سلام الله علیها مبارک باد آمدی تا که جهان با تو منور باشد پدرت مثل نبی صاحب کوثر باشد با تو هر دختری از اوج فراتر باشد خاک قم از قدمت قیمت گوهر باشد تویی آن دختر دُردانه ی آل طاها حرم فاطمه در صحن تو باشد پیدا آمدی تا که پدر با تو سرافراز شود باب حاجات، بروی همه کس باز شود عشق بار دگر از نام تو آغاز شود حرکت قافله ات باعث اعجاز شود آمدی تا به جهان درس کرامت بدهی به دعاهای همه رنگ اجابت بدهی آمدی خواهر خورشید ولایت باشی زینب دیگری از نسل کرامت باشی نور چشم پدر و مهر هدایت باشی در کویر آمده و چشمه ی رحمت باشی چشمه سار کرم و لطف مدامی بانو فاطمه سیرت و معصومه مقامی بانو حرم قدسی تو مآمن هر شاه و گداست صحن آیینه ی تو آینه ی نور خداست شیعیان را حرم و گنبد تو قبله نماست تا قیامت بخدا مهر شما در دل ماست باب جنت به حریم تو گشوده است خدا غزل ناب تو را نغز سروده است خدا شب میلاد تو تا عرش چراغان شده است آسمان در قدمت آینه بندان شده است ماه در هاله ای از شرم تو پنهان شده است کامل از آمدنت ماه خراسان شده است دشت ها غرق "شقایق" شده از شوق وصال جان عالم بفدای تو و این اوج کمال حمید رضازاده " شقایق" کرمان http://eitaa.com/gom121