#ارتحال_امام_خمینی_ره
تقدیم غمت خونِ جگر لالۀ ما بود
بی مهر رخت سایۀ غم، هالۀ ما بود
هجران تو در دل شرر نالۀ ما بود
هر لحظه فراغت غم صد سالۀ ما بود
ای ماه که دادی همه را مهر خدائی
چون شد که دمیدی به شبستان جدائی
ای یاد جمال تو چراغ سحر ما
ای داغ تو تا شام ابد بر جگر ما
ای روی نهان از نظرت در نظر ما
حیف است که باشیم و نباشی به بر ما
هر صبح فراق تو به ما شام بلا بود
ایام غمت بر همه ایامِ بلا بود
ای ماه جماران که زهجرت چو هلالیم
یکبار برافروز و ببین ما به چه حالیم
سر تا به قدم محنت و اندوه و ملالیم
باید که بسوزیم و بگرییم و بنالیم
عمر است پس از مرگ تو شرمندگی ما
بی تو شده جان کندن ما زندگی ما
ای همدم یاران خدا جوی جماران
ای کعبۀ دل بیت تو در کوی جماران
ای گرد عزایت به سر و روی جماران
با یاد تو چشم همگان سوی جماران
بازآ که خزان بی تو بهاران دل ماست
بیت الحزن از غصه جماران دل ماست
ای رفته به دیدار خدا با دل آرام
آرامِ دلْآرام که گیتیست تو را، رام
از نهضت تو مانده به جا نهضت اسلام
با صبح قیامت، شب کفر است به اتمام
دیگر به وطن دیو ستم باز نیاید
از طبل ابر قدرتی آواز نیاید
آرام کز اعدای تو آرام ربودند
یاران همه از دور پیام تو شنودند
از مرکز الحاد بدین راه گشودند
در دامن کفر، آیت توحید سرودند
خورشیدِ قیامِ تو گرفته همه جا را
بخشنده پیامت به جهان نور خدا را
آرام که پیمان تو هرگز نشکستیم
آرام که پیوند وفا را نگسستیم
با غیر تو ما عهد نبستیم، نبستیم
آنیم که بودیم و همینیم که هستیم
کوبیم بت اهرمن اهرمنی را
داریم زتو چون تبر بت شکنی را
آرام که همواره پیامت سخن ماست
آرام که این جامه به پیکر کفن ماست
آرام که در خط تو هر مرد و زن ماست
آرام که بر بال ملائک وطن ماست
آرام که ایمن زبلا کشور ما شد
همسنگر تو خامنهای رهبر ما شد
در جنگ شرر بر سر ما ریخت چو باران
گردید وطن آتش و خون هشت بهاران
غلطید بخون از همه سو پیکر یاران
سوگند به سوز دلت ای پیر جماران
داغ تو که چون شعلهی آتش به درون بود
بر ما شررش از شرر جنگ فزون بود
شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#ارتحال_امام_خمینی_ره
در جام دیده اشک عزا موج میزند
در صحن سینه شور و نوا موج میزند
یک نینوا مصیبت و یک کربلا بلا
در دشتهای خاطرِ ما موج میزند
تا چشم کار میکند اندوه و انتظار
با یاد یار در همه جا موج میزند
در گوشه و کنار حسینیههای شهر
صدها هزار دست دعا موج میزند
هنگام اوج گیری «روح خدا» به عرش
فریاد خلق نوحهسُرا موج میزند
حسرت نگر که در عطرش بوسهی وداع
دریا جدا و دشت جدا موج میزند
در صحن غم گرفتهی فیضیه تا سحر
شوق حضور «روح خدا» موج میزند
در کوچهباغهای جماران نگر هنوز
انوار سیدالشهدا موج میزند
در ماتم حسین زمان هرکجا میرویم
حال و هوای کربوبلا موج می زند
موج بلند ناله، خروشید وای وای
طوفان گریه آمد و جوشید وای وای
رفت آنکه بود، میکده مست و خراب از او
شیرینی پیاله و شور شراب از او
برخاست چون خلیل به پیکار بت، فتاد
در شرق و غرب واهمه و اضطراب از او
لرزید کاخ سرخ و سپید از نهیب وی
یک شب نرفت دیدهی دشمن به خواب از او
با پا برهنگان زمین بس که داشت مهر
در آسمان شکفت گل آفتاب از او
در پَهندشت پاک هویزه گرفته است
گیسوی نخلهای جوان پیچ وتاب از او
روحی دوباره یافت از او نهضت حسین
جانی دوباره یافته اسلام ناب از او
یک عمر دل به گلشن زهرا سپرده بود
زان رو گرفت چهرهی گل رنگ و آب از او
دستی به ذیل آیهی «أمن یجیب» داشت
پیری که شد «دعای سحر» مستجاب از او
تا واپسین نفس به مناجات میل داشت
عمری مداومت به «دعای کمیل» داشت
رفتی و سر به سینهی سَینا گذاشتی
رو در بهشت حضرت زهرا گذاشتی
گفتی بهار بهمن خونبار شد که باز
رفتی و سر به دامن گلها گذاشتی
از یک چمن شقایق پرپر که بگذریم
یک دشت لاله را به تماشا گذاشتی
با اشک و آه و ناله، ز خاطر نمیرود
داغ غمی که بر جگر ما گذاشتی
تا شهپر ملائکه شد فرش راه تو
بر عرش افتخار و شرف پا گذاشتی
صف بستهاند امت مظلومت ای امام
از آن شبی که رو به «مصلّی» گذاشتی
ما از تو انتظار ملاقات داشتیم
واحسرتا که وعدهی فردا گذاشتی
دیدی که اهل کوفه نبودیم و نیستیم
ما را چرا تو رفتی و تنها گذاشتی؟
داریم مهر روشن و خوب تو را هنوز
باور نمیکنیم غروب تو را هنوز
واحسرتا که بعد تو ماندیم و زندهایم
با هم سرود هجر تو خواندیم و زندهایم
بعد از تو ای امید دل ای آرزوی جان
باور نمیکنیم که ماندیم و زندهایم
بر ما رواست سیلی امواج غم، که ما
سیل سرشک از مژه راندیم و زندهایم
دردا که بعد غیبت خورشید انقلاب
یک آسمان ستاره فشاندیم و زندهایم
ترسم که روز وصل خدا نگذرد ز ما
«شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم»
«ما را به سختجانی خود این گمان نبود»
این قدر چشم یاری از این نیمهجان نبود
شعر:محمدجواد غفورزاده(شفق)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
سالگرد رحلت امام خمینی(ره) تسلیت باد
(امام شهدا رفت)
صد حيف كه آن رهبــر پر مهــر و وفــا رفت
آن عـــارف صـاحبــدل و روشنــگر مــا رفت
آن پيــــر خــــردمنـــــــدِ دل آزردهى ایـــــام
بـا داغ درون از غـــم و انـــدوه و بـــلا رفت
آن مِهـــر جهـــانتــاب ز بـیمهـــرى گـــردون
چون بـــرق جهــانسوز ازيــن دار عِنـــا رفت
خــامــوش شده محفل عــرفــان و حقیـقـت
نــاگــاه چو آن مشعل پـر نــور و ضــیا رفت
پــژمـــرده شــده گـــل به گلســتان فضـیلـت
از بــاغ چـو آن بلبــل پــر شـور و نـــوا رفت
بغضی بــه گلــو جــای گرفتـهست که نـاگـاه
آن مظهـــر مهــر و شرف و عقــدهگشـا رفت
در مــاتــم مــرگـش نه فقط خــلق، عـــزادار
زیـرا بـه فلـک نـالــهی مــرغـــان هـــوا رفت
آن آيـتِ حــق ، حجـت دیــن ، اَفقـــهِ دوران
در "نیمـــهی خــــرداد" ز جمـــع فقهـــا رفت
آنـدم كه بـه تنـگ آمـده بـــود از غـــم امـت
بـا خطبــهی غــــرّا بـه مصـــاف اُمـــرا رفت
هـــرچنـــد بـه تبعيــــد شــد و دور ز ميهـــن
يـا پـــور گـــراميـش ، ازيـــن دار فنــــا رفت
مـأيـوس نشد لحظــهای از خيــزش و پيـكار
تـا سـايـهی ظـــالـــم ز سر ِ مــا و شمــا رفت
پــاشــيد ز هـــم سلـطـنت جـــور و جفـــا را
تا شـاه جفاپيشه پس از جــور و جفــا رفت
"دوران خوش آن بود كه با دوست بسر شد"
دردا و دريغــــا كــه ، امــــام شهــــــدا رفت
هيهـــات! كه زايــد پس ازیـن مـــادر گيــتی
مانند "خمیــنی" كـه بـه ديــدار خــــدا رفت
در مـــاتـــم او خــلق مصیـبت زده گــریـــان
هرچند که خندانلب و با میـل و رضــا رفت
شد "خــامنـــهای" ، رهبـــر ايــن امـّت دانـــا
زآن پس كه خمینی بهسوى عرش عـُلا رفت
الحــق كه نبـاشد به جـــز او رهبـــری آگـــاه
از بعــدِ امـــامــی، كــه ز جمـــع علمـــا رفت
در شعـرم اگر جمــع قوافی شده غــم نیست
جایی که ز اشعــار نَــویـن، قــافیــههــا رفت
مــــا را نبـُــــوَد مـســتی ايـّـــــام بهـــــــاران
تــا (ساقی) ميخــانهی حــق از بــر مــا رفت
سيد محمدرضا شمس (ساقی)
1378
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
در رثای رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره)
#پیـــر_مـــراد
تــا بـــه دامِ سـرِ زلــفِ تــو گــرفـتــــار شدم
دل پــریشـانتــر از آن طـــرّهی طـــرّار شدم
دلِ دیــوانــه چـو در حلقـــهی گیسـو بسـتی
پـای، در سلــسلـه ، سرحلقــهی احـــرار شدم
گرچه مجنــون تو بــودم به بیــابــان فـــراق
لیـــلیِ حسن تـــو را دیـــدم و هشـــیار شدم
یوسفا جــلوهی حسنت سر بــازار چه سود؟!
زآنکــه نــادیــده جمــال تـو خـــریــدار شدم
بـه خــــریـــداری آن حســن خـــداداد همــی
نقـدِ جان بر سر دست است و به بــازار شدم
قــدر وصــل تو ندانسـتم و بـودم در خــواب
وایِ مــن کــز پس هجـــران تـو بیـــدار شدم
دردنــوش مــیِ عشـق تــو شــدم ، از آغــــاز
گرچـه دور از خــم و خمخـانه و خَمّــار شدم
زاهـــد از روی و ریــا عشـق تـو را منــع نمود
کـز وی و زهـــد وی و صـومعــه بیـــزار شدم
غیـر عنّـــاب لبـت ، نیست شفــابخــش دلــم
چـونکــه بیمــــار از آن نـرگـس بیمـــار شدم
دسـت بــــردار چــو نبــــوَد سرِ بیــــدار ز تو
ســر بــهدارت شـــده مشــتاقِ ســرِ دار شدم
راهِ عــرفــان تـو پــوییــدهام ای عـــارف راز
کــه بــه یُمــنِ کــرمــت واقــفِ اســرار شدم
(شمس قم) پیرو آن پیرِ مراد است که گفت:
"من به خــال لبـت ایدوست! گـرفتــار شدم"
شادروان سید علیرضا شمس قمی
1368
https://eitaa.com/shamseqomi
سالگرد رحلت امام خمینی(ره) تسلیت باد
#امام_شهدا_رفت
صد حيف كه آن رهبــر پر مهــر و وفــا رفت
آن عـــارف صـاحبــدل و روشنــگر مــا رفت
آن پيــــر خــــردمنـــــــدِ دل آزردهى ایـــــام
بـا داغ درون از غـــم و انـــدوه و بـــلا رفت
آن مِهـــر جهـــانتــاب ز بـیمهـــرى گـــردون
چون بـــرق جهــانسوز ازيــن دار عِنـــا رفت
خــامــوش شده محفل عــرفــان و حقیـقـت
نــاگــاه چو آن مشعل پـر نــور و ضــیا رفت
پــژمـــرده شــده گـــل به گلســتان فضـیلـت
از بــاغ چـو آن بلبــل پــر شـور و نـــوا رفت
بغضی بــه گلــو جــای گرفتـهست که نـاگـاه
آن مظهـــر مهــر و شرف و عقــدهگشـا رفت
در مــاتــم مــرگـش نه فقط خــلق، عـــزادار
زیـرا بـه فلـک نـالــهی مــرغـــان هـــوا رفت
آن آيـتِ حــق ، حجـت دیــن ، اَفقـــهِ دوران
در "نیمـــهی خــــرداد" ز جمـــع فقهـــا رفت
آنـدم كه بـه تنـگ آمـده بـــود از غـــم امـت
بـا خطبــهی غــــرّا بـه مصـــاف اُمـــرا رفت
هـــرچنـــد بـه تبعيــــد شــد و دور ز ميهـــن
يـا پـــور گـــراميـش ، ازيـــن دار فنــــا رفت
مـأيـوس نشد لحظــهای از خيــزش و پيـكار
تـا سـايـهی ظـــالـــم ز سر ِ مــا و شمــا رفت
پــاشــيد ز هـــم سلـطـنت جـــور و جفـــا را
تا شـاه جفاپيشه پس از جــور و جفــا رفت
"دوران خوش آن بود كه با دوست بسر شد"
دردا و دريغــــا كــه ، امــــام شهــــــدا رفت
هيهـــات! كه زايــد پس ازیـن مـــادر گيــتی
مانند "خمیــنی" كـه بـه ديــدار خــــدا رفت
در مـــاتـــم او خــلق مصیـبت زده گــریـــان
هرچند که خندانلب و با میـل و رضــا رفت
شد "خــامنـــهای" ، رهبـــر ايــن امـّت دانـــا
زآن پس كه خمینی بهسوى عرش عـُلا رفت
الحــق كه نبـاشد به جـــز او رهبـــری آگـــاه
از بعــدِ امـــامــی، كــه ز جمـــع علمـــا رفت
در شعـرم اگر جمــع قوافی شده غــم نیست
جایی که ز اشعــار نَــویـن، قــافیــههــا رفت
مــــا را نبـُــــوَد مـســتی ايـّـــــام بهـــــــاران
تــا (ساقی) ميخــانهی حــق از بــر مــا رفت
سيد محمدرضا شمس (ساقی)
1378
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مرثیه رحلت امام "ره "
مِهر تابان آمد و درس کرامت داد و رفت
کوه را از هیبتش نقش صلابت داد و رفت
مثل خورشید درخشان سینه شب را شکافت
بر دل تاریک ما نور سعادت داد و رفت
مثل باران سحرگاهیِ فصل خشکسال
خاک سرد و مُرده را رنگ طراوت داد و رفت
با کلام مُعجزش در مکتب آزادگی
درس آزادی و ایمان و شجاعت داد و رفت
وارث روح غدیر و امتداد نور حق
طرح زییایی دوباره از ولایت داد و رفت
در کلاس معرفت بر دانش آموزان خود
درسی از ایثار و صبر و استقامت داد و رفت
از دل گهواره ها بانگ اجابت می شنید
او به سربازان خود درس شهامت داد و رفت
رهبر و آموزگار عشق و عرفان و قیام
با قیام خود نشان، راه شهادت داد و رفت
آسمانی بود ودنیا چون برایش تنگ بود
دل به پروازی بلند و بی نهایت داد و رفت
عمر او طی شد به رنج انتظار روی یار
مژده خورشید را، او با صداقت داد و رفت
بعد خود سُکّان این کشتی طوفان دیده را
در کف سید علی بهر هدایت داد و رفت
خون شد از هجران او قلب شقایق های دشت
روح دریایی او درس سخاوت داد و رفت
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
۱۴۰۲/۳/۱۴
http://eitaa.com/gom121
"سالگرد رحلت امام خمینی(ره) تسلیت باد"
(امامِ تنها)
اماما ، گر تو را گفتند تنهایی نه تنهایی
که هستی جامع الافراد و جمع الجمعِ تنهایی
زعیما خواند از آن تنها تو را فرزند دلبندت
که با تنهاییات مجموعهی تنها تو تنهایی
وحیدا پیش خورشید رخت چون اختران، امت
چو بی نورند پندارند تنها نور بیضایی
فریدا نیست مانندت که فرد و بیهمانندی
تویی تنها و بر تنها به تنهایی تو اولایی
محیطا چون محیطی بر نقاط حیطهی وحدت
محاط اندر تو شد دنیا ، تو گرداگرد دنیایی
منیرا نور وحدت تابد از شرق کمالاتت
تو ماه برج ایمانی تو مِهر وحدت آرایی
مرادا نیستی تنها و امت از خلوص دل
مریدانند و ایشان را دلیل و راه بگشایی
علیما اعلمی بر عالمان اندر علوم دین
که دایم رهنما بر زمرهی آیات عظمایی
فقیها افقه دوران تویی در فقه و در فتوا
که بر جمع فقیهان جهان استاد فتوایی
ولیّا چون ولایت را نمودی وجههی همت
ولایت در فقاهت باشدت الحق که مولایی
حکیما پرتو معنا ز الفاظت بوَد ساطع
تویی استاد حکمت مرحکیمان را تو معنایی
خبیرا باخبر از هر معمایی و در عالم
بهجا باشد اگر گویم کلید هر معمایی
بشیرا هم بشیری هم نذیر بینظیرستی
تو جمع البین اضدادی چو عیسایی چو موسایی
صَدیقا صدق و پاکی هست حاکی از ولای تو
یقین دارم به سِلک معرفت نور توّلایی
تقیّا معنی اتقیکم از جهدت بوَد ظاهر
ز کردارت عیان باشد که عندالله اتقیایی
شجاعا اشجع الناسی تو و اعجوبهی قدرت
به اوج قلهی سَطوت همای عرش پیمایی
دلیرا چون به دریای توکل دل زدی یکسر
بهسان حیدر کرار اندر صفّ هیجایی
خلیلا بسکه در هم کوفتی بتهای طاغوتی
ز ابراهیم ، سبقت گیر در اسقاط بتهایی
تو اندر آتش نمرودیان رفتی خلیل آسا
سلامت آمدی بیرون چو پاکی و مصفایی
تویی نصّ حدیث "اَفضلٌ مِن اَنبیا" زیرا
که مصداق حدیث و وارث یاسین و طاهایی
تویی بنیانگذار انقلاب ناب اسلامی
تو در هم کوب بتهای بتر از لات و عزّایی
به امرت پهلوی دیو یهود از تخت ساقط شد
که تو واقف از آن دیو یهود بی سر و پایی
اگر فرمان دهی امت کند جانها به قربانت
چو ابراهیم در قربانی ما حکم فرمایی
بوَد ملّت یکی ذرّه ، تو خورشید جهان آرا
بوَد امّت یکی قطره ، تو دریادل چو دریایی
ز بعد غیبت مهدی و ماقبل ظهور وی
تو تنها یاور صددرصد مخلوق دنیایی
به هر صورت به هر حالت تو را تنها توان گفتن
ولی تنها به علم و حلم و فقه و فضل و تقوایی
نه ایران بل مسلمانان گیتی از دل و از جان
به مولاییت دارند افتخار از بسکه والایی
به تنهایی تویی دارا همه خوبی خوبان را
به هر حسنی تویی احسن ز هر عالی تو اعلایی
به وصفت (شمس قم) عمری اگر مدح و ثنا گوید
از آن مدح و ثنا برتر هزاران را تو دارایی
کنون عالم نمیبیند نظیر فکر حق جویت
به حق جویی و حق بینی و حق گویی تو یکتایی
شادروان سید علیرضا شمس قمی
1359