eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
خواهرا، در مرگ من افغان مكن شيون مزن اى برادر، پيش خواهر حرفى از مردن مزن خواهرا، آن كهنه پيراهن كه ميدانى بيار يوسفا، ديگر دم از آن پاره پيراهن مزن خواهرا، اين آخرين بار است ميدان ميروم از پى‌ام بيرون ميا، حرفى تو با دشمن مزن چونكه بر روى زمين ميافتم اندر قتلگاه صبر كن، زارى مكن، بر چهره و بر تن مزن چون به روى سينه‌ام دشمن نشيند صبر كن اى برادر، آتشم بر جان ازين گفتن مزن چون سرم را از قفا دشمن كند خواهر جدا لطمه بر رخسار خود در پيش مرد و زن مزن صبر كن چون آتش اندر خيمه‌ها مى‌افكنند كودكان را جمع كن يكجا، ولى شيون مزن زينت آلات زنان را دشمنان خواهند برد دخترانم را طلا بر گوش و بر گردن مزن خواهرا، چون تازيانه ميزنندت دشمنان صبر كن، هرگز مگو اين ضربه‌ها بر من مزن صبر كن اندر اسارت چون برندت كو به‌ كو برملا گريان مشو، افغان به هر برزن مزن گيرم اين قلب صبورم آهنين باشد(( حسين)) اينهمه پُتك گران بر فرق اين آهن مزن باد گلريز خزان در كربلا بنگر (حسان) شب‌نم اشكت بجز بر خاك اين گلشن مزن جانت بـه کویر تفته، دریا بخشید هفتاد و دو گل به متن صحرا بخشید با جلوه ی کربلای عاشورایی خون تو به رنگ سرخ، معنا بخشید شاعر: حسان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
السلام علیک یا قلب زینب الصبور ماجرای کربلا شرح بلای زینب است عصر عاشورا شروع کربلای زینب است  شرح صدر او نمی گنجد به فهم اهل دل صبر زینب آیت صبر خدای زینب است  رو "اَلم نَشرَح لَک صَدرَک" بخوان که این آیه را عشق گفتا بعد پیغمبر ثنای زینب است باغبان گلشن سرخ ولایت، اشک اوست  حافظ خون شهیدان گریه های زینب است  پرچم سرخی که عاشورا به خاک و خون فتاد  بر سرپا باز با صبر و رضای زینب است  کوفه و روز اسیری دیدن زینب، دریغ!  چون در و دیوار کوفه آشنای زینب است بهر اثبات ولایت رفت باید هر کجا . . . ورنه کاخ ظلم و بزم می ، چه جای زینب است؟ نی همین در شام و کوفه، بلکه در وادی عشق  هر کجا پا می گذاری جای پای زینب است کودکی ز آن کاروان افتاد از محمل به خاک شب کنار بسترش، زهرا به جای زینب است خطبه ی او افتخار ملت اسلام شد بانگ «الاسلام یَعلوا» ، در ندای زینب است پرچمش سرهای هفتاد و دو تن بر نیزه هاست  ای دریغا در کف دشمن لوای زینب است  چون توانایی به ترک جان نبودش سر شکست قتلگاه کوچک محمل، منای زینب است ای "مؤید" ما کجا و مدح آن دم آفرین؟ آل عصمت را سخن، در اعتلای زینب است شعر: زنده یاد سید رضا موید خراسانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
🔵⚫️ اعمال روز عاشورا 1⃣ خواندن زیارت عاشورا با ۱۰۰ لعن و ۱۰۰ سلام‌ 2⃣ سعى کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند: اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواریمان براى حسین علیه السلام وَجَعَلَنا وَاِیاکمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدى از خاندان محمد علیهم السلام 3⃣ شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند 4⃣ خواندن هزار مرتبه توحید در این روز فضیلت دارد و روایت شده که خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او کند . 5⃣ خواندن دعای عشرات 6⃣ اگر کسى در این روز نزد قبر امام حسین علیه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل کسى باشد که لشکر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در کربلا حاضر شده باشد . 7⃣ شایسته است که شیعیان در این روز امساک کنند از خوردن و آشامیدن بى آنکه قصد روزه کنند و در آخر روز بعد از عصر افطار کنند به غذایى که اهل مصیبت مى خورند مثل خرما و نان و امثال آنها نه مثل غذاهاى لذیذه و آنکه جامه هاى پاکیزه بپوشند و بندها را بگشایند و آستین ها را بالا کنند به هیئت صاحبان مصیبت و علاّمه مجلسى در زادالمعاد فرموده و بهتر آنست که روز نهم و دهم را روزه ندارند زیرا که بنى امیه این دو روز را براى بَرکت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى داشتند و احادیث جعلی بسیار در فضیلت این دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد کرده اند و از اهل بیت عَلیهمُ السلام در مذمّت روزه این دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است و ایضا بنى امیه علیهم اللَّعْنَةُ از براى برکت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخیره مى کرده اند . 8⃣ در آن روز آذوقه در خانه ذخیره نکند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد . 9⃣ هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگوید: اَلّلهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَینِ علیه السلام 🔟 شایسته است که شیعیان در این روز خود را مشغول کار های دنیا نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و در آخر روز عاشورا سزاوار است یادآوری از حال حرم امام حسین علیه السلام و دختران و اطفال آن حضرت که در این وقت در کربلا اسیر دشمنان و مشغول به حزن و گریه بودند و مصیبت هایی که بر آن ها گذشت که در خاطر هیچ آفریده ای خطور نکند و قلم را تاب نوشتن نباشد. 1⃣1⃣ خواندن زیارت وارث 📚 منبع؛ مفاتیح الجنان http://eitaa.com/golvajhehaye_roozeh •┈┈••✾•✾•✾••┈┈• 📌با نشـر لینڪ کانال ما در ثواب اهدافمان سهیـم باشید. ─‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃ ༅࿇༅❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌─
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از کربلای معلی صبح روز عاشورا (السلام علیك یا ابا عبدالله) حسین جان! ناله‌هایم را شنیدی به جسم خسته‌ام روحی دمیدی چو دیدی شوق تو در سینه دارم مرا با عشق ، سوی خود کشیدی سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
عصر عاشورا  آمدم در قتلگه تا شاه را پیدا کنم ماه را شرمنده از آن خلقت زیبا کنم گشته از باد خزان پرپر همه گل های من جستجو در بین این گل ها گل زهرا کنم دید تا عریان میان آفتابش گفت کاش خصم بگذارد بمانم سایبان بر پا کنم گر به خون، قانون آزادی نوشتی در جهان من هم او را با اسیری رفتنم امضا کنم تا شود ثابت که حق جاوید و باطل فانی است زین زمین تا شام غم برنامه ها اجرا کنم تا یزید دون نگوید فتح کردم زین عمل می روم تا آن جنایت پیشه را رسوا کنم می کنم با خاک یکسان کاخ استبداد کن تا دهان خود برای خطبه خواندن وا کنم تا کنی سیراب نخل دین، تو دادی تشنه جان من هم از اشک بصر این دشت را دریا کنم کاش بگذارند عدوان کای عزیز فاطمه در کنار پیکر صد پاره ات مأوا کنم بر تنت جان برادر نی سر و نی پیرهن دادخواهی تو نزد ایزد یکتا کنم گفت «انسانی» چو من نومید از هر در شوم روی حاجت را به سوی زینب کبری کنم (حاج علی انسانی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
امام حسین ع شهادت روز یازدهم پاره پاره حنجرت را بوسه باران می کنم عضو عضوِ پیکرت را بوسه باران می کنم . خاکِ اینجا ای برادر بوی زهرا می دهد قتلگاهِ اطهرت را بوسه باران می کنم . گیسوانم را به خونَت می زنم، قربانی ام این مِنا و مَشعرت را بوسه باران می کنم . نقشِ نعلِ اسبها بر سینه ات اُفتاده است قبله ی پیغمبرت را بوسه باران می کنم . دخترت افتاده روی پیکرِ بی راسِ تو گیسوانِ دُخترت را بوسه باران می کنم شعر رضا رسول زاده http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
روز عاشورا کیست این مردی که رو در روی دنیا ایستاده؟ در دل دریای دشمن بی‌محابا ایستاده؟ لرزه می‌افتد به جان خیل دشمن از خروشش وز نهیبش قلب هستی، نبض دنیا ایستاده می‌گذارد پای بر فرق شط از دریادلی‌ها وه چه بشکوه و تماشایی‌ست دریا، ایستاده! گر چه زینب زیر بار داغ‌ها از پا نشسته تکیه کرده بر عمود خیمه‌ها، تا ایستاده او که دارد فطرتی نازک‌تر از آیینه حتی در مصاف خصم چون کوهی ز خارا، ایستاده با غریو «ما رأیتُ فِی البَلا اِلا جَمیلا» پیش روی آن همه زشتی، چه زیبا ایستاده! از قیام کربلا این درس را آموخت باید: ظلم را نتوان ز پا انداخت، الا ایستاده این پیام تک‌سوار ظهر عاشوراست یاران: مرگ در فرهنگ ما زیباست، اما ایستاده! استاد محمدعلی مجاهدی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
«اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا ثارَاللّٰهِ وَابنَ ثارِه» وقتی‌که خاک آغشته با خون خدا شد سِرّ نهان «عشق»، آن جا بر مَلا شد هفتاد و دو لاله، به دشت خون تپیدند خورشید عالمتاب را بر «نیزه» دیدند دیدند یک سر بر فراز نی درخشان دارد تلاوت می‌کند «آیات قرآن»... «آیات حق» تا بر فراز نی، درخشید بانگ شهادت در میان دشت، پیچید زآن ماتم عظما که در عالم به پا شد لوح و قلم، گریان به دشت نینوا شد ارض و سما از این اَلَم در خون نشستند انس و مَلَک، در ماتمی بی‌چون نشستند ظلمی چنین، حتی خدا هرگز ندیدہ «خورشیدِ دشتِ کربلا» را سر بُریدہ این ‌سر، که بر معراج نیزه نغمه‌‌خوان است فرزند «زهرا» وُ «امیر مؤمنان» است آری که شد خون خدا بر دشت جاری بستان دین «مصطفی» شد آبیاری دشتی که شد میعادگاہ شیعه امروز شد قتلگاہ «اصغرِ» شش‌ماهه دیروز آتش کشد از هر طرف بر دل زبانه یاد آوری از «کربلا» در هر زمانه! سوزانده عالم را ، شرار «ظلم اعدا» دردا که تا محشر بُوَد این شعله بر پا سوز از شرار آهِ «سالار شهیدان» لب‌‌تشنه اما مست، از دیدار جانان زیرا به جرم پاسداری از «ولایت»... دست یزید آغشته شد بر این جنایت کشتند و پیش چشم یاران، سر بُریدند عشق و شهامت را به چشم خویش دیدند نامردمی کردند با آن «شاہِ عطشان» آن قوم کافرکیشِ در ظاهر مسلمان نفرین بر این قوم ستمکارِ سیه‌روز لعنت بر این نامردمان عافیت سوز بنگر دمی بر اهل‌‌بیت از این مصائب شد ناشکیبی بر شکیبی نیز قالب بر گفته هایم چوبه‌ی محمل، گواہ است عشق است استاد و مپندار اشتباہ است «زینب» به همراهِ یتیمان در عزا شد در «خیمه‌ی آلِ عبا» محشر به‌پا شد اهلِ حرم، گریان از این داغ شرربار گشتند اسیر چنگ جلّادان خونخوار از مثنوی پُل می‌زنم بر یک غزل آه تا که شوم با کاروان عشق، همراه خار مغیلان در رَہ و «طفل سه ساله» داغی به دل دارد به صحرا همچو لاله طوفان غم را می‌توان احساس کردن در صورت غمگین این طفل سه ساله شب پیش رو دارد مگر این ماہ تابان؟ کاین‌سان خرامان می‌رود با استحاله گویی خبر دارد که شب، پایان ندارد چون ماهِ شامِ غم که دورش بسته هاله شاید که می‌داند دگر «بابا» ندارد؟ چون می‌کند بی او سفر با پای ناله آری اسیری می‌رود شهزادہ‌ی عشق این گلرخ محنت کش حیدر سُلاله وای از دمی که «رأس بابا» را ببیند در تشتی از خون با دوچشم غرق ژاله آیا گناہ این «گل پژمان» چه بودہ؟ آیا چنین حکمی که دارد در رساله؟ آیا چنین مهمان‌نوازی دیدہ چشمی؟ از کودکی غمگین و بی بابا ، مُحاله! باری دگر، از این غزل، با آه و ماتم رو می‌کنم بر مثنوی و گویم از غم: ای لعن و نفرین تا همیشه بر شما باد کی می‌توان گفتا شما را آدمیزاد ؟ شرم از رسول الله و از مولا نکردید؟ ای نانجیبان! از «خدا» پروا نکردید؟ چون کاختان با خشت خون گردیده بنیان دیری نمی‌پاید که خواهد گشت ویران امّیدوارم «وارث خون شهیدان» مهدی موعود آید و با تیغ عریان گیرد «تقاص کربلا» را با دلی خون... تا شاید این آتش رَود از سینه بیرون هرچند این غم تا ابد در سینه‌ی ماست در سینه‌ هامان داغ فرزندان زهراست وقتی که از غم، خون چکد از دیده‌ی ماه (ساقی) نگرید خون چه‌سان زین داغ جانکاه سید محمدرضا شمس (ساقی) 1386 @shamssaghi
🍁سوگنامه اسارت🍁 پایان روز واقعه بود و شبی سیاه بر شاهدان مانده ز طوفان کربلا کشتی بخون نشسته و مصباح کائنات صد پاره تن فتاده به گردابی از بلا بعد از غروب حادثه اهل سقیفه باز آتش به دامن حرم قدسیان زدند در غارت شبانه شیاطین شتافتند داغی دوباره بر دل آزادگان زدند دشتی پر از غزال رمیده ز شعله ها بر روی خارهای بیابان دویده اند در آن شب سیاه ، ...هراسان و بی پناه یک جای امن در دل صحرا ندیده اند کابوس شوم شام غریبان چو شد تمام "خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار" یک قتلگاه جسم ستاره بدون سر یک کهکشان اسیر ، .. همه سینه داغدار آغاز راه بود و اسیران هراسناک از اینکه بود همرهشان شمر و حرمله رفتند از حریم شهیدانِ بی کفن با دستهای بسته و پای پر آبله بر هر سریر نیزه سری مثل آفتاب روشن نموده بود شب بی ستاره را تصویری از شُکوه وَ بالنَّجمِ یَهتَدون هادی شدند راه پر از سنگ خاره را هرگز کسی ندیده شود آسمان اسیر یا آنکه روی نی .. سر شمس و قمر کنند کوهی بَرند بر سر بازار و بعد از آن نا مردمان به هلهله در وی نظر کنند ای آسمان که دست ترا بسته ریسمان باید فلک ز غصه ی تو جان بدر کند آتشفشان سینه ات ای کوه اقتدار داغ ستاره های سحر... شعله ور کند خون می چکد ز چشم قلم بر اسارتت هر واژه در بیان غمت لاله گون شده از رنج زخمهای دلت ای اسیر عشق در این چکامه قافیه هم رنگ خون شده طبع "شقایق" از غم تو دم گرفته است در روضه ای که وصف تن پاره پاره است طاقت نداشت روح غزل در مصیبتت وقتی که سینه از غم تو چهار پاره است حمید رضازاده " شقایق" کرمان http://eitaa.com/gom121
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا