━━═━═━━━═━═━═━═━━━
┄┅✿﷽✿┄┄
#اربعین_حسینی
#قصیده
یک اربعین اندوه و هجران...
سحر چون پیک غم از در درآید
شرار از سینه، آه از دل برآید
درای کاروانی از وطن دور
به گوش جان ز دیوار و در آید
گمانم کاروان اهلبیت است
که سوی کعبهٔ دل با سر آید
گلاب از چشم هر آلاله، جاریست
که عطر عترت پیغمبر آید
پس از یک اربعین اندوه و هجران
به دیدار برادر، خواهر آید
همان خواهر که غوغا کرده در شام
همان ریحانهٔ پیغمبر آید
همان خواهر که با سِحر بیانش
به هر جا آفریده محشر آید
همان خواهر که کس نشناسد او را
به باغ لالههای پرپر آید...
اگر از کربلا، غمگین سفر کرد
کنون از گَرد ره، غمگینتر آید
نوای «وای وای» از جان زهرا
صدای «های های» حیدر آید
از این دیدار طاقتسوز ما را
همه خون دل از چشم تر آید
غمآهنگی به استقبال یک فوج
کبوترهای بیبال و پر آید
بیا با این کبوترها بخوانیم
سرودی را که شام غم سرآید:
«شمیم جانفزای کوی بابم
مرا اندر مشام جان برآید
گمانم کربلا شد عمه! نزدیک
که بوی مُشک ناب و عنبر آید
به گوشم عمه! از گهوارهٔ گور
در این صحرا، صدای اصغر آید
مهار ناقه را یک دم نگهدار
که استقبال لیلا، اکبر آید
ولی ای عمه! دارم التماسی
قبول خاطر زارت گر آید،
در این صحرا مکن منزل که ترسم
دوباره شمر دون با خنجر آید»
شعر: محمدجواد غفورزاده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 〗
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
┄┅✿﷽✿┄┄
#جامانده
#کربلا
کربلای عمر هرکس بیگمان خواهد رسید
روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید
عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان
ورنه در بستر به سَر عمرِ گران خواهد رسید
دست و پنجه نرم کردن با شهادت ساده نیست
هرکسی کربوبلایی شد، به آن خواهد رسید
نوکرِ ارباب، پیوسته دلش باشد جوان
پیر هم گردد به آقایش جوان خواهد رسید
غم مخور پای پیاده، کربلا روزی نشد
عاقبت یک روز ، جا مانده دَوان خواهد رسید
دستِ بی مهری نباید داد با ارباب، چون
دستِ پر مِهرش به دست دوستان خواهد رسید
آزمایشهای تو در تو ، به دل صیقل دهد
وانگهی روزی جواب امتحان خواهد رسید
اشک عاشق ، تازه روز اربعین گل میکند
آشنا باشیم زنگ کاروان خواهد رسید
ناله زینب کند کاری که بر «هل من معین»
پاسخ لبیک از کلِّ جهان خواهد رسید
گر بماند نزد حق یک روز از عمر جهان
طالب خون خدا، صاحب زمان خواهد رسید
شعر: حاج محمود ژولیده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 〗
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
┄┅✿﷽✿┄┄
#اربعین
#امام_حسبن_علیه_السلام
شرار آه
برگشتم ازسفر گل درخون طپيده ام
اي سرو سرفراز ببين قدخميده ام
وقتي دلم به خون جگر موج ميزند
گوئي كه من به جاي تودرخون طپيده ام
بابوسه برگلوي تورفتم زكربلا
باشوق بوسه اي به مزارت رسيده ام
شمعم كه ازشرارغمت آب گشته ام
گرقطره قطره برروي خاكت چكيده ام
ازكربلا به كوفه وازكوفه تابه شام
تنها به شوق ديدن رويت دويده ام
اززخم تازيانه ندارم شكايتي
زخم زبان زكوفي وشامي شنيده ام
ازجذبه نگاه توازروي نيزه بود
باخطبه ام حماسه اگرآفريده ام
داغ رقيه تودرآن شام غم نهاد
يك داغ ديگري به دل داغديده ام
باكلو له بار غم بسويت آمدم ولي
هرگز خلل نديدو نبيند عقيده ام
اين چامه اي كه گفت«وفائي»زقول من
تنها اشاره اي بود ازآنچه ديده ام
شعر: حاج سیدهاشم وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 〗
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
┄┅✿﷽✿┄┄
#نوحه
#اربعین_حسینی
بعد از چهل منزل اسارت
آمـــــدهام بهـــر زیــــارت
السلام علیک یا بن زهرا (2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای یوسف زهرا کجایی؟
گـــردیده زینب کربلایی
السلام علیک یا بن زهرا (2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دستهگلم، گریه و ناله
سوغاتیم،داغ سه ساله
السلام علیک یا بن زهرا (2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مـن فـاتح کـوفه و شامم
نشان سنگ لب بامم
السلام علیک یا بن زهرا (2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نـام تـو ذکر لب من بود
روح نمـاز شـب من بـود
السلام علیک یا بن زهرا (2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در راه تو از جان گذشتم
با خون پیشانی نوشتم
السلام علیک یا بن زهرا (2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بـر پیکـرت، ای نـور دیـده
آوردهام، ســـــر بــریده
السلام علیک یا بن زهرا(2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعر: حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 〗
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
┄┅✿﷽✿┄┄
#حضرت_سکینه__س_
#روضه
اگر خواهی پدر بینی وفای دختر خود را
نگه کن زیر پای اسب و بالا کن سر خود را
نهان از چشم طفلان آمدم دارم تمنّایی
که در آغوش گیری بار دیگر دختر خود را
نرفتی تا به پُشتِ ابرِ سنگ و خنجر و پیکان
به روی دامنت ای ماه بنشان اختر خود را
فروشد ناز اگر طفلی خریدارش پدر باشد
بزرگی کن، ببوس این دختر کوچکتر خود را
لبم از تشنگی خشک است و جوهر در صدایم نیست
برو در نهر علقم، کن خبر آبآور خود را
ز دورادور، میدیدم گلویت عمه میبوسید
مگر آماده کردی بهر خنجر، حنجر خود را
به همراه مسافر آب میپاشند و ناچارم
به دنبال تو ریزم اشک چشمان تر خود را
کنار گاهواره رفتم و دیدم که اصغر نیست
چرا با خود نیاوردی، چه کردی اصغر خود را؟
شعر: حاج علی انسانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 〗
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
..السلام علیک یا ابا عبدالله ع
🍁🍁" مرثیه اربعین"🍁🍁
من شاهد درد آشنای کربلایم
آزاده ای بر گشته از شام بلایم
من زینبم شور آفرین نهضت عشق
سرمست باده از میِ قالو بلایم
پرورده ی دامان کوثر هستم آری
من دُخت کبرای علی مرتضایم
سوز نی و سرّ نیستان ولایت
آید برون از نای من با های هایم
در نهضت سرخ حسینی از دل و جان
نقش آفرینی کرده ام با خطبه هایم
در کوفه غربت دیدم و در شام دشنام
با آن غریبستان غم ها آشنایم
در کربلا رنج هزاران ساله دیدم
قد کمان باشد گواه مدعایم
یک اربعین رنج اسیری دیده ام من
زین رو نمی آید به لب حتی صدایم
آری دوباره آمدم در وادی عشق
بهر طواف کعبه با سعی و صفایم
اینجا مزار کعبه ی دلها حسین است
نور هدی و شاه سر از تن جدایم
من این زمین لاله گون را می شناسم
این وادی عشق و جنون را می شناسم
اینجا سر پاک حسینم را بریدند
جسم شریفش را به خاک و خون کشیدند
شد آیه آیه جسم پاکش روی صحرا
پا مال اسبان شد همین جا نور طاها
این قبر شش گوشه مزار شاه عشق است
گرچه گل یاسش رقیه، در دمشق است
پائین قبرش جسم پاک اکبر اوست
این قبر کوچک روی سینه اصغر اوست
صوت اذان اکبر اینجا مانده در گوش
وقتی اذان می گفت می رفتم من از هوش
شد ارباً اربا پیکر اکبر در اینجا
از تیغ کین دشمنان و ظلم اعدا
اینجا گلوی نازک اصغر دریدند
با یک سه شعبه حلق پاکش را بریدند
قاسم همین جا زیر سمّ اسبها بود
صدپاره تن از ظلم قوم اشقیا بود
اینجا هوایش بوی عطر یاس دارد
تصویری از جانبازی عباس دارد
در علقمه آن روز غوغایی به پا شد
وقتی که دستان قمر از تن جدا شد
آمد کنار پیکرش زهرای اطهر
شیون کنان با اشک چشم و دیده تر
بانگ عطش می رفت اینجا تا ثریا
با آنکه مَهر مادرم بود آب دریا
جان دادم اینجا بر فراز تلّی از خاک
در قتلگه وقتی که دیدم جسم صد چاک
اینجا تمام خیمه ها را سوخت دشمن
می سوخت با هر شعله ای جان و تن من
من زینبم ام المصیبت های دوران
در سینه ام مانده هزاران درد پنهان
چشم فلک از این مصیبت هست خون بار
دارد " شقایق" چون دل من داغ بسیار
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث