eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
💖 نقاشی عشق💖 بومِ نقاشی به دستم بود و طرحِ پَر کشیدم با قلم مویِ خیالم، نقش در دفتر کشیدم دیدم امّا این قلم مو ، رنگی از جوهر ندارد منّت از مژگان و ناز از دیدگان تَرکشیدم کم کم از دشتِ شقایق صحنه ای ترسیم کردم با گلاب اشک خود، باغ گُلی پَرپَر کشیدم یک جهان شیدایی و یک آسمان عشق و محبّت یک بهشت آزادگی را ، ساده با جوهر کشیدم گر چه در باور نمی گنجد ولی در دشت و صحرا عطر زهرا و شمیمِ مهربانی های پیغمبر کشیدم یک بیابان العطش بین دو دریای خروشان آهِ سردی از نهادِ ساقی کوثر کشیدم سوره ای سرشار از هشتاد و چهار آیات عزّت صورتی قرآنی ازهفتاد و دو یاور کشیدم نغمهٔ "الموت احلیٰ من عسل" را نقش برلب انعکاسی از یقین، تصویری از باور کشیدم با سرود دلکش "هیهات منا الذلة " کم کم پرچمی در ابرو باد از کاکل اکبر کشیدم در کنارعلقمه ، پهلوی نخلستان عاشق مَشک آب و تک سواری تشنه در دفتر کشیدم دست های ساقی لب تشنه را آنجا ندیدم " جام آبی" با نمادِ دستِ آب آور کشیدم یک چمن گُل، یک نیستان ناله را وقتی که دیدم روی موج دجله نقش ساقی و ساغر کشیدم بانگ " هل من ناصر"ی پیچیده در هفت آسمان ها شهسوار عشق را ، تنها و بی یاور کشیدم سینه ام آتش گرفت از آه و جانم بر لب آمد روی دستِ باغبان تا غنچه ای پَرپَر کشیدم صحنه تودیعِ اهل بیت وحی آمد به یادم ساقِ پایِ اسب را در دست یک دختر کشیدم آتش لب های تشنه، برق تیغ و برق دِشنه جلوه های دل فریبی از گُل و خنجر کشیدم دجله ای از اشک حسرت روی " تلّ زینبیه " حجله ای رنگین کمان از صبر یک خواهر کشیدم عصر عاشورا ، میان موجی از گُلهای پَرپَر زیر تیغ خارها ، تصویر نیلوفر کشیدم در میان خیمه های سوخته در رقص آتش با کبوترهای سرگردان ، به هر سو سر کشیدم چهره ی خورشید را از مشرق سر نیزه تابان ماه را در بستری از خاک و خون، بی سر کشیدم در شبی مهتاب و ابری ، با سرانگشتان لرزان برقِ چشمِ ساربان و نقش انگشتر کشیدم در تنوری غرقِ در نور خدایی ، در دلِ شب قرص ماهی را نهان در خاک و خاکستر کشیدم پا به پای کاروان در سایه سار " دیر راهب " آهِ سرد از دل کشیدم ، جلوۀ دلبر کشیدم خطبه ی زینب قیامت کرد در حال اسارت شام را چون رستخیز و کوفه را محشر کشیدم پیش چشمِ زینب آزاده در کاخ ستمگر خیزران و قاری قرآن و تشت زر کشیدم تا همرنگ شد با سینه سر خان مهاجر بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🕌 شعر رضوی سلطان خراسان ( از زبان یک کارگر زحمت کش ایرانی ساکن مشهد ) سخت است کسی سخت پریشان شده باشد از فقر شبی سربه گریبان شده باشد با درد کم وغصّه ی کم نیست خیالی سخت است اگر درد فراوان شده باشد. یک لحظه نگاه طرب افزای تو کافیست تا قمری دل مست و غزل خوان شده باشد. در باغ پر از لطف تو این قمری زخمی برشاخه ی احسان تو مهمان شده باشد. هی زخمی و هی جان به لبش آمده هر روز در پیش تو باز آمده درمان شده باشد. چشمی که به دنبال شفا هست محال است از چشم شفا بخش تو پنهان شده باشد. شیرین گذرد تلخی دوران به کسی که همسایه ی سلطان خراسان شده باشد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
✅ محفل ادبی پروانه ها 🦋 ❇️با حضور استاد دکتر محمدعلی مجاهدی 📆 زمان:سه شنبه 28مرداد 1404 ⏰ساعت 17الی19 📍مکان: یخچال قاضی ، مجتمع فرهنگی و هنری یادگار امام ، جنب بیت امام 🔸 ‼️حضور برای عموم آزاد است.        (خواهران و برادران) ✅ رسـانــه بـاشــیـد🌹 📢اخبار شعر استان قم را در این کانال پیگیری کنید. 👇👇👇 @etelaresanieanjomanqom 🔶 📡اخبار دبیر خانه دائمی شعر و ادبیات آیینی را در این کانال پیگیری کنید. 🟠ایتا👇👇👇 eitaa.com/Poem_And_Hagiology_Secretariat 🔵 تلگرام 👇👇👇 https://t.me/Poem_And_Hagiology_Secretariat ⭕
(صحبت گل) جانانه در کنار ، ولی غم‌گسار نیست سوزم ز درد و با من‌اش از قهر کار نیست دستم به زلف پرشکن او نمی‌رسد بخت وصال و دولت بوس و کنار نیست بس آزموده‌ایم در این دیرِ دیر گرد دردی کشنده‌تر ز غم انتظار نیست آنجا که پای صحبت گل در میان بوَد ما را غمی ز سرزنش نیش خار نیست از کام و نام بهره ندارد به روزگار آن کس که بیقرار سر زلف یار نیست با خلق روزگار به مهر و وداد باش کس را خبر ز پیچ و خم روزگار نیست دامن مکش ز دست (وفا) از سر غرور فرداست کز من و تو نشان جز غبار نیست ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_حسین_علیه‌السلام با نام و یاد هنرمند ولایی زنده‌یاد منِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس گـریستم همه‌ی جاده را اتــــوبان را نگاه خسته‌ی من تا به آسمان بــــرسد کشانده است به دنبال خویش باران را ولی نخواسته در بین راه سوزاندم دل اهالی محروم چند استان را بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنم ولــو به قــدر نگـاهی تمام آنان را نگـاه‌های پر از حسرت کشاورزان میان دشت، تکان‌های دست چوپان را و آن غـریبه که در قهـوه‌خانۀ سرِ راه همان که خم شد و بوسید تکه‌ی نان را همان که نام تـو را برد زیر لب وقتی که روی میزِ غذا می‌گذاشت لیوان را همان که گفت ببینم تو زائری؟ گفتم: خدا بخــواهد... آهی کشید قلیان را همان که گفت به آقا بگو غلط کردم بـگـو بـبـخشد، راننــــدۀ بیابان را بگـو از آنچه که می‌داند او پشیمانم خودش نشان دهد ای کاش راه جبران را چقدر بغض، چقدر آه با خود آوردم و التماس دعاهای مرزداران را خلاصه این که به قول رفیق شاعرمان "چقـدر سخت گذشتیم مرز مهـــران را" نجف شروع زمین بود و ابتدای سفر نجف به روی سر من گرفت قــرآن را مرا گرفت در آغوش، موکب اول منِ دچار تحیـر، منِ پریشان را دراین طریق فقط‌میزبان به سجده‌شده‌ست که تـوتیـا بکنـد خاک پای مهمان را فقط حسین به آغوش هم رسانده چنین بـرادران تنی را، عـراق و ایـران را چه با غــرور نشاندند روی سینه خود عمودها همه تصویری از شهیدان را قدم قدم غم تو زنده می‌کند دل را خدا زیاد کند این غم فراوان را یکی گرفته پدر را به روی دوش خودش یکی کشانده به سویت عصازنان جان را چه جذبه‌ای‌ست در آغوش تو که اینگونه کشانده‌ای به تماشا جهان حیـران را زمین به سوی تو برخاسته است، می‌خواهد به ما نشان بدهد رستخیـز انسان را در ازدحام تو گم کرده‌ام خودم را هم در ازدحام نـدیدم عمـود پایان را تو را گرفته در آغوش خویش شش‌گوشه چنان که جلد طلاکـوب، متن قــــرآن را از این حرم به حرم های دیگری راه است اگر که باز کنی چشمِ غـرق باران را دوباره داغ دلم تازه شد کنار ضریح خـــدا کند که بسازیم قبـر پنهان را برای حضرت زهـرا ضـریح می‌سازیم و دست فرشچیان طرح می‌زند آن را من از امام رضا کربلا طلب کردم و اینک از تو طلب می‌کنم خراسان را ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بسم الله الرحمن الرحیم ترک: نمازصبح، نورصورت را ازبین می‌برد. ترک: نمازظهر، برکت رزق را ازبین می‌برد. ترک: نمازعصر، طاقت بدن را ازبین می‌برد. ترک: نمازمغرب، فایدهِ فرزند را ازبین می‌برد. ترک: نمازعشا، آرامش‌خواب را ازبین می‌برد. ... از عزرائیل پرسیدند: تا بحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدمی را میگرفتی؟ عزرائیل جواب داد: یک بار خندیدم، یک بار گریه کردم و یک بار ترسیدم. ."خنده ام" زمانی بود که  به من فرمان داده شد جان مردی را بگیرم،اورا درکنار کفاشی یافتم که به کفاش می گفت: کفشم را طوری بدوز که یک سال دوام بیاورد! به حالش خندیدم و جانش را گرفتم.. "گریه ام" زمانی بود که به من دستور داده شد جان زنی را بگیرم، او را در بیابانی گرم و بی درخت وآب یافتم که درحال زایمان بود.. منتظرماندم تا نوزادش به دنیا آمد سپس جانش را گرفتم.. دلم به حال آن نوزاد بی سرپناه درآن بیابان گرم سوخت و گریه کردم.. "ترسم" زمانی بود که خداوند به من امر کرد  جان فقیهی را بگیرم، نوری از اتاقش  می آمد  هرچه نزدیکتر می شدم نور بیشتر می شد و زمانیکه جانش را می گرفتم  از درخشش چهره اش وحشت زده شدم.. دراین هنگام  خداوندفرمود : می دانید آن عالم نورانی کیست؟ او همان نوزادی ست که جان مادرش را در بیابان بعد از زایمان گرفتی. من مسئولیت حمایتش را عهده دار بودم، هرگز گمان مکن که با وجود من، موجودی  درجهان بی سرپناه خواهد بود.. بگذریم دوست داری حافظه ات زیاد بشود؟ ۱-مسواک بزن ۲-روزه بگیر ۳-قرآن بخون می دانید خداوند از چه چیز هایی بیزار است؟ ۱-خوابیدن بدون نیاز ۲-خوردن در حال سیری ۳-خندیدن بی جا می دانید چه کسی ثواب شب زنده داران و عبادت کنندگان را می برد؟ کسی که با وضو می خوابد اگر دوست داری رزق و روزی ات زیاد بشود؟ ناخن هابت را روز جمعه بگیر . و اما اعمالی که موجب بی برکتی و فقر می شوند : 1. غذا خوردن بدون شستن دست. 2. غذا خوردن بدون گفتن بسم الله. 3. غذا خوردن در تاریکی 4. غذا خوردن درحالت تکیه 5. نوشیدن درحالت ایستاده 6. خوردن نوشیدن درحالت جنابت .7. استفاده از ظروف شکسته. 9. قطع کردن نان با دندان 10 .خوابیدن  بعد نماز صبح  تا طلوع خورشید. 11 .خوابیدن بین مغرب و عشاء 12. ادرارنمودن زیردرخت 13. ادرار نمودن درحالت ایستاده 14. ادرار نمودن  درحمام 15. جارو زدن منزل موقع شب 16 .شانه کردن زنان سر خود را  درحالت ایستاده 17 .دعا نکردن  برای پدر مادر 18 .کوتاه کردن ناخن  با دندان 19. صدا زدن پدر مادر با اسم آنها 20. گذاشتن تار عنکبوت در خانه توجه هرکس درموقع اذان به موسیقی و ترانه  گوش دهد... نمی تواند  هنگام مرگ شهادتین بگوید بروح بلندو ملکوتی شهدا صلوات http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
دلا مقابل بیگانگان خموش مباش زبان به کام بچرخان همیشه گوش مباش به عرق ملی خود پایبند باید بود به روی جرم و جنایات پرده پوش مباش وطن به قیمت خون شهید آباد است پی رضایت دشمن وطن فروش مباش به یاد خاطره های شهید راه وطن به جنب و جوش در آ سست و بی خروش مباش کنار خانه ی همسایه گرفتارت به فکر خوش گذرانی و عیش و نوش مباش بکوش تا که ز دوشی تو بار برداری وگر نه مرحمتی کرده بار دوش مباش در آر اگر می‌توان ز پایی خار مُیَّسَرت نشود ، خار در گلوش مباش ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
السلام علیک یا رسول الله " آخرین عروج " احمد میان بستر و حیدر کنار اوست اشک غمش گواه دل بی قرار اوست زهرا کنار بستر بابا به حال زار می نالد از فراق و دلش سوگوار اوست این بانگ ارجعی ست که پیچیده در فضا چشم انتظار مقدم او کردگار اوست افتاده در شماره نفس های مصطفی ص این آخرین نفس ز دم احتضار اوست کسب اجازه می کند از محضرش اجل جان ها فدای آنکه اجل ریزه خوار اوست خون می چکد ز چشم فلک در مصیبتش عالم تمام مضطرب و داغ دار اوست خورشید تابناک هدایت غروب کرد بعد از نبی علیست که آیینه دار اوست قرآن و عترش که چراغ هدایتند روشنگر صراط و گران یادگار اوست اما چه کرد امت پیمان شکن ز جهل با وارثان آنکه فلک وامدار اوست غصب خلافت علی و قصه ی فدک بی حرمتی خلق به بیت کُبار اوست نامردمی نگر که پس از رحلت نبی ص کشتند کوثری که همه اعتبار اوست راه سقیفه شد ره شرک و نفاق و ظلم اما غدیر خم ره پروردگار اوست مدح رسول اکرم و قرآن و عترتش دارد به لب و این افتخار اوست ✍ https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh/#
زبانحال عبدالله جعفر 🕳 (زینب من که چنین پیر نبود  زینب من که زمین گیر نبود ) زینبم دیده به راهت بودم آرزومند نگاهت  بودم رفته بودی ز برم سوی سفر ای مسافر ز سفر گو چه خبر ؟ قامتت از چه کمانی شده است گل باغ تو خزانی شده است ؟! بگشا لب تو بگو یارت کو پاسخم ده که علمدارت کو زینبم نور دو عین تو کجاست باز کن لب که حسین تو کجاست جان من آمده است برلب من بی برادر شده ای  زینب من ؟ بی حسین آمده ای با ناله شده پرپر ز تو هجده لاله سر او را به روی  نی دیدی حنجر خونی او  بوسیدی وا حسینا شده ورد لب من تسلیت زینب من زینب من بچه هایم به فدای یارت فانی کرب و بلای  یارت جان  به فدای زینب شده مرثیه سرای  زینب ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
💥💥 سوره مزمل : از قرآن هر چقدر برایتان میسر بود ، بخوانید پیامبر اکرم ص فرمود : إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي .... 💓لطفا جهت انس گرفتن عزیزان خود با قرآن کریم آنها را به کانال قرآن کریم دعوت بفرمائید 👇👇👇 https://eitaa.com/Quranekariem
🌹در این قطعه از بهشت جام ِجهان نماست، در این قطعه از بهشت آرامِ جان ماست در این قطعه از بهشت فوج فرشتگان به نیایش نشسته‌اند آوای «ربّنا»ست در این قطعه از بهشت آیینۀ شكوه ِ«كلیم» است و «کوه طور» آن نور و آن صداست، در این قطعه از بهشت هر دل كه زنده است به انفاس موسوی هم‌صحبت خداست، در این قطعه از بهشت خورشید شاهد است، كه نقش كتیبه‌ها «والشمس والضحی»ست، در این قطعه از بهشت عطر مدینه، نور نجف، رنگ كاظمین اشراق كربلاست، در این قطعه از بهشت هرگاه سعی در طلب معرفت كنی هم مروه، هم صفاست، در این قطعه از بهشت عشاق، در «طواف حرم» موج می‌زنند حجّ من و شماست، در این قطعه از بهشت جان ِجهان كجاست؟ در این عرش آستان محرابِ دل كجاست؟ در این قطعه از بهشت در چشم عارفان سحرخیز، آسمان آبی‌تر از دعاست، در این قطعه از بهشت صدق و صفا، خلوص و یقین، عشق و آرزو باران واژه‌هاست، در این قطعه از بهشت فولاد، پای پنجره‌اش آب می‌شود اسرار كیمیاست، در این قطعه از بهشت روشن‌تر از ستاره، به مژگان نشسته است اشكی كه بی‌ریاست، در این قطعه از بهشت جای دگر، سراب فریب و غمِ فناست سرچشمۀ بقاست، در این قطعه از بهشت در خلوتِ خیالِ خود از خویشتن بپرس از ما «رضا» رضاست، در این قطعه از بهشت؟ ما را به باغ و گلشن و صحرا چه حاجت است؟ تا حجّت خداست، در این قطعه از بهشت اذن ورود ما به حرم چیست غیر اشک؟ وقتی قرار ماست، در این قطعه از بهشت زائر در این حریم مطهر، غریب نیست بیگانه، آشناست، در این قطعه از بهشت تذهیب‌نامۀ عمل عاشقان، »! امضای مرتضاست، در این قطعه از بهشت ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
.مرثیه امام مجتبی ع. داغ جانسوز تو آتش زده این عالم را غربتت سوخت دل و جان بنی آدم را بر دلت زهر جفا زخم زده یا دشمن؟ این چه زخمیست که شرمنده کند مرهم را همدم خانهٔ تو دشمن جانت بوده این چه لطفیست که رسوا نکنی همدم را بحر موّاج کَرم بودی و افسوس زخلق قدر نشناخت کسی ، لطف و عطای یم را تالی خُلق عظیمی و نکردی محروم از عطا و کَرمت ، محرم و نامحرم را کلّ دارایی خود را به فقیران دادی کرده حیرت زده این لطف و عطا حاتم را شرح جُود تو همین بس که خودت بخشیدی به گمانم حرم و گُنبد و آن و پرچم را جگرت پاره شد از زهر جفای همسر زد شرر داغ غمت، جان و دل خاتم را خون شده قلب ز غم غربت تو قلب زینب نتواند که کِشد این غم را ✍ https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh/#