eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم عرض تسلیت به محضر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد رفتی و خنده به کاشانه ی تو گشت حرام رختِ مشکیِ یتیمی به تن زهرا شد عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت حُکم بر خانه نشینیِ علی امضا شد بعدِ تو حرمت کاشانه ی حق حفظ نشد پای اولاد حرامی به حریمت وا شد دخترت پشتِ در و… آتش و دود و مسمار… خوب فرمانِ مودت به خدا اجرا شد خبر پر زدن فاطمه حیدر را کشت چند باری به زمین خورد علی تا پا شد روضه ها هست, بمانند… ولی عاشورا تشنه لب شاه غریبی که تک و تنها شد از بلندی فرس تا به زمین خورد شنید صحبت از غارت معجر ز سر زن ها شد زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو… گوش قاتل نشنید و قد مادر تا شد سر او تا که جدا شد زره اش را بردند زره اش هیچ… سرِ پیرهنش دعوا شد هرچه زینب پی انگشتر او گشت, نبود عاقبت دست کسی خاتم او پیدا شد اجرِ پیغمبری ات بود که مردم دادند ظلم هایی که پس از تو به ذَوِی القُربی شد ✍  http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هجرت خورشید.. از دلِ حُجره ی خورشید خبر می آمد بوی غم  ،بوی غریبی و سفر می آمد باغ در حادثه ای سرد،شکوهش پژمرد فصل پائیز، چه با شوق و تبر،می آمد در صفر بود،ولی ساز سفر برلب داشت ماه از پنجره،دنبال قمر می آمد زهر،در جام دلش بوسه به غمها می زد از دهانش غم واندوه جگر می آمد در دلِ طوس،عجب موج خروشانی بود خبر از حادثه ی،شومِ دگر می آمد ماه ،در بسترو ،لب در تب و چشمِ نگران از ره دور پسر سوی پدر می آمد آمد از راه ،به بالینِ  پدر،غم بارید آخرین عطر نفس های سحر می آمد آسمان از تب خورشید رخش چون گُل سرخ ََمَلکی سمت زمین  دیده ی تَر می آمد قسمت این بود که انگور بسوزد یک عمر کاش از سینه ی او شهد و شکر می آمد ✍. # بهار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ بِمُوَالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَکُمُ الْمَوَدَّةُالْوَاجِبَةُ آئینه روی مصطفایی فرزند بزرگ مرتضایی در عرش خدا ز روز اول منصوب بنام مجتبایی برکاسه ی ما حسن نوشتند تو صاحب این همه گدایی شد دامن تو ضریحِ سائل از بس که شما گره گشایی قبر تو اگر چه گشته ویران محروم زِ گنبد طلایی با نام تو آبرو گرفتیم تو مالک سرزمین مایی ایران حَسنیه ی جهان است تا کور شود چَشم بهایی اولاد تو صاحب حریمن در مملکت امام رضایی فرزند تو سیّدالکریم است دارد چه حریم با صفایی این بی حرمی دلیل دارد تو خاک نشین کوچه هایی در کوچه به چَشم خون گرفته میگفت یکی، حسن کجایی؟ در پیش تو مادرت زمین خورد کابوس تو شد عجب صدایی هم چادر و پوشیه، معجر شد پاره به ضرب بی هوای هم غیرت تو شده لگد مال با سیلی دست بی حیایی تو شاهد چادر سیاهی خاکی شده زیر دست و پایی تو شاهد گوشِ پاره بودی دنبال دو گوشواره بودی بر سینه شراره های غم خورد چون ضربه به غیرت حرم خورد در شهر مدینه وسط روز تشییع جنازه ات بهم خورد خون میچکد از کنار تابوت برپیکرتو تیر ستم خورد خونی شدن کفن، مدینه از پهلوی مادرت رقم خورد این تیزی تیرها کجا و آن میخ که بر قلب حرم خورد مادر به اشاره گفت فضه! در با چه شتابی به سرم خورد؟ دیدی کف پای یک حرامی بر چادر پاک و محترم خورد آخه در کرب وبلا میان گودال جسمی ست که نیزه دم به دم خورد زینب به حسین رسید اما یک ضربه لگد به هر قدم خورد فریاد زد ای حسین برخیز دستان عدو به معجرم خورد. ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
جسارت گشت بسیارُ ،محمد دیده گریان شد برای غربت آل نبی، عالم پریشان شد به اشک چشم شُستم، قبر خاکی امامی را که جسم اطهرش بعد از، شهادت تیر باران شد حریم ومرقدش را، شیعه با حُب چون بنا بنمود به دست فرقه ای بی دین، ز کین و ظلم ویران شد غبار بقعه شد پرچم،شعاع شمس شد سایه چراغ شام تاریکِ حرم مهتاب رخشان شد از این جرم و جنایت شیعه غم ها بر دلش ماندُ ضريح مجتبی زان پس، قلوب شیعه عنوان شد اگر چه قبر ویرانش سراسرحزن و ماتم زاست هر آن که در زد این در را، به یک شب چون سلیمان شد شکوه و جلوه ای دارد مزار خاکیش، آری برای دشمنش این جا ، همیشه رنج و زندان شد غریبُ، بی کسُ، بیمار و درمانده در این عالم به خوان لطف و احسان حسن تا حشر مهمان شد ز درب خانه اش کس نا امید هرگز نگردید است به لطفش تا کنون بیمارها، بسیار درمان شد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
 اشعار شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) زهر آتش شد و بر زخم دلی مضطر خورد جگری سوخته را تا نفس آخر خورد زهر سوزاند ولی بر جگرم هیچ نبود آه از آن زخم که بر سینه ی پیغمبر خورد زهر سوزاند ولی قاتلم عمری ست حسین پنجه ای بود که بر برگ گل پرپر خورد او مرا پشت سر چادر خود پنهان کرد تا نبینم چه بر آن چهره ی نیلوفر خورد ایستادم به روی پنجه ی پایم امّا دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد مادرم خورد زمین گرد و غباری برخاست دست من بود که با ناله ی او بر سر خورد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شمع فروزان بقیع کاش همچون لاله سوزم در بیابان بقیع تا شبانگاهی شوم شمع فروزان بقیع کاش سوی مکه تازد کاروان عمر من تا کنم بیتوته یک شب در شبستان بقیع کاش همچون پرتو خورشید در هر بامداد اوفتم بر خاک قبرستان ویران بقیع آرزو دارم بمانم زنده و با سوز حال در بغل گیرم چو جان، قبر امامان بقیع آرزو دارم ببینم با دو چشم اشکبار جای فرزندان زهرا را به دامان بقیع آرزو دارم بیفتم بر قبور پاکشان تا که گردم حایل خورشید سوزان بقیع آرزو دارم که اندر خدمت صاحب زمان قبر زهرا را ببوسم در بیابان بقیع آرزو دارم که همچون گوهر غلطان اشک از ارادت رخ نهم بر خاک ایوان بقیع اندر آنجا خفته چون قربانیان راه حق ای موید جان عالم باد قربان بقیع ✍مرحوم حاج سید رضا موید http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
پرواز آینه.درسوگ رسول‌الله ص برهم مزن آیینه،سکوت دو جهان را این بزم و ،شکوفاییِ زهرا ی جوان را پر گشته دل غمزده از  زخم  جدایی منشان،به سَرِ سفره ی غم،پاره ی جان را خندیده لب وچشمِ تو ،بر طلعت کوثر این دل چه کند ، حسرت لبخند گران را وقتی شده جاری نفست در نفس عشق بر باغ  دلش  باز مکن ،پای  خزان را اینجا ،سرو دندان شکند سنگ جهالت زهرا چه کند ،این همه جهل و خفقان را ای حضرت رحمت که شدی ،واصل معراج دریاب گل نرگسِ  تنهای زمان را لبریز شد از بوی تنت،جام گل سرخ عطرِ عرَقت،داده به گلها هیجان را جاری شده در چشم غزل چشمه ی اندوه دریاب،در ایوان غزل سوخته جان را بر خاتم انبیاء محّمد (ص)صلوات ✍. # بهار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم صبر کن سیر ببینم رُخ بابایم را چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم قسمت این بود ،که بالای سرش بنشینم چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم وقت جان دادن خود گفت: مقدّر این است دو مه و نیم دگر ، فاطمه را هم ببرم ای پدر! مادر مظلومهٔ من یار تو بود من پس از رفتن تو جان علی را سپرم با تن خسته و بازوی کبود از مسجد قول دادم که علی را به سوی خانه برم دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه گر بریزند همه اهل مدینه به سرم قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا تا که با دادن جان، جان علی را بخرم به فدای سر یک موی علی باد پدر گر میان در و دیوار دهد جان، پسرم جگرت سوخت به هر بیت که گفتی «میثم» اجر این سوختنت با احدِ دادگرم ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب شهر مدینه را به جگر، داغ مصطفاست خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم گر آسمان خراب شود بر سرت رواست گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم زیرا عزای قافله سالار انبیاست خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست اهل ولا، به هوش، که با رحلت نبی شهر مدینه یکسره آبستن بلاست قومی برای غصب خلافت شدند جمع یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست دار الولا محاصره، زهراست پشت در دود و شراره بر فلک از بیت کبریاست آتش زدن به خانه ریحانه رسول پاداش رنج های شب و روز مصطفاست آزردن بتول پس از رحلت رسول باللَّه قسم شروع جنایات کربلاست از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی تا حشر حقّ آل محمد به زیر پاست هر روز راس شاه شهیدان به روی نِی هر شب صدای ناله زهرا به گوش ماست «میثم»! قسم به میثمِ آزاده علی آزادگی ولایت سلطان اولیاست ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
پیامبر اکرم ص ای ملائک سوی یثرب همه پرواز کنید‌ شمع سان ناله ز سوز جگر آغاز کنید همه با هم به سما دست دعا باز کنید خون فشانید ز چشم و به خدا راز کنید مهر غم، نقش به بال و پرتان می‌گردد مرگ دور سر پیغمبرتان می‌گردد -- پیک غم از حرم خواجه اسری آید خبر از فاجعه محشر کبری آید کاروان اجل از جانب صحرا آید نگذارید در خانه زهرا‌(س) آید قاصد مرگ کجا، کعبه مقصود کجا ملک الموت کجا، خانه معبود کجا -- اجل استاده هراسان به در بیت رسول(ص) پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دخول لرزد از زمزمه او دل زهرای بتول (س) فاطمه سوی پدر آمده محزون و ملول کی پدر پیک غریبی است تو را میخواند؟ کیست کز هر سخنش قلب مرا لرزاند؟ -- گفت در پاسخ زهرا(س) پدر ای پاک سرشت دست تقدیر برای تو غم تازه نوشت پدرت می‌رود امروز به گلزار بهشت آسمان کوه بلا را به سر دوش تو هِشت فلک امروز پر از ناله جبرائیل است این غریبی که بود پشت در عزرائیل است -- این نه آن است که از کس بطلبد اذن دخول این اجل باشد و بر بردن جانهاست عجول اذن ناکرده طلب جز به در بیت رسول(ص) پاسداری کند از حرمت زهرای بتول(س) ای فدای تو و خون دل و اشک بصرت باز کن در که شود خاک یتیمی به سرت -- فاطمه (س) برد به بابا سر تسلیم فرود در کاشانه به سوی ملک الموت گشود چون به دارالشرف وحی، اجل یافت ورود به ادب روی به پیغمبر اسلام(ص) نمود کی تنت جان جهان گر دهی اذنم ز کرم آمدم روح تو در جنت اعلا ببرم -- گفت ای دوست کمی صبر و تحمل باید که مرا پیک خدا حضرت جبریل آید رنگ اندوه ز آیینه دل بزداید عقده از سینه پر غصه من بگشاید جبرئیل آمد و گفت ای به فدایت گردم باغ جنت را از بهر تو زینت کردم -- گفت ای پیک خدا حامل فیض و رحمت سخنی گو که ز قلبم بربائی محنت غم من نیست غم حور و قصور و جنت چه کند روز جزا خالق من با امت گفت جبریل که فرموده چنین معبودت آنقدر بر تو ببخشم که کنم خوشنودت -- ای بدوشت غم امت همه دم در همه حال برده بر شانه خود کوه غم و درد و ملال امت اجر تو عطا کرد به قرآن و به آل حُرمَتِ هر دو کنار حَرَمَت شد پامال کرده غصب فدک و حق علی (ع) را بردند پهلوی فاطمه‌ات (س) را ز لگد آزردند -- بر لب خلق هنوز از غم تو زمزمه بود شعله ها در جگر و اشک به چشم همه بود شهر از فتنه ایام پر از واهمه بود اولین اجر رسالت زدن فاطمه(س) بود گشت از حق‌کشی امت بیدادگرت کشتن محسن مظلوم تو اجر دگرت -- با سر انگشت خزان سخت ورق برگردید غنچه و لاله خونین تو پرپر گردید سومین اجر تو زخم سرحیدر گردید به حسن(ع) از همه کس ظلم فزون‌تر گردید بعد از آن زهر که بر نور دو عینت دادند اجرها بود که امت به حسینت دادند -- گرگ ها بر بدن یوسف تو چنگ زدند بر رخ چرخ ز خون دل او رنگ زدند دست بگشوده به پیشانی او سنگ زدند تهمت کفر به آل تو به نیرنگ زدند زین مصیبت همه دم سینه "میثم" سوزد بلکه تا حشر دل آدم و عالم سوزد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
"مرثیه رسول اکرم ص و امام مجتبی ع" آقا بیا که چشم خلایق زخون تر است روز عزای احمد و سبط پیمبر است شهر مدینه شعله ور از داغ مصطفاست چشم بقیع ز داغ حسن پر ز گوهر است داغی به وسعت غم هفت آسمان رسید بر سینه ای که مخزن اسرار داور است روز جهان سیاه شد از آه فاطمه عالم ز داغ ختم رسولان مکدّر است زهرا کنار بستر بابا به حال زار گریان کنار بستر او چشم حیدر است می سوزد از فراق پدر قلب دخترش آتشفشان سینه ی او پر ز اخگر است گشته یتیم فاطمه و ناله می زند این اشک غم نشانه داغ مکرر است بعد از نبی نشسته به دلها غم حسن آنکس که غربتش ز دو عالم فراتر است نامش غریب و قبر غریب و خودش غریب خونین جگر ز جور و جفا های همسر است وقتی که ریخت خون جگر را به تشت، غم زینب به ناله گفت که این داغ دیگر است آقا بیا که آخر ماه صفر رسید وقت عزای شمس فروزان خاور است از داغ جانگداز رضا ناله ها بلند گویا که در زمین و زمان صبح محشر است قلب از غم هجران بخون نشست آقا بیا که بی تو جهان زار و مضطر است ✍ کرمان ۱۴۰۴/۵/۳۱ https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh/#
شهادت_امام_رضا علیه السلام آمد از راه و کشید آرام عبا رویِ سرش یعنی امروز ست روزِ ناله‌هایِ آخرش هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت می کشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش او زمین می‌خورد و می خندید بر حالش عدو این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد حجرهٔ در بسته می داند چه آمد بر سرش بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدن خادمش دید و ولی هرگز نمی شد باورش یک بُنَیّ گفت و از کام پسر بوسه گرفت از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش کربلا بابا رسید امّا پسر افتاده بود قلبِ شاعر آب شد در این سه بیت آخرش هر چه قدر آغوش خود واکرد اکبر جا نشد تا که آخر در عبا پیچید جسم اکبرش تا قیامت هم نمی فهمند اهل معرفت از چه آمد دست بر سر بین لشگر خواهرش آنکه حتّی تارِ مویش را ندیده جبرئیل دست بُرده بر سرِ نعش علی بر معجرش ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹