eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
صفای سحر علی علیه السلام روشندلان که سیر صفای سحر کنند آیینه وار بر رخ جانان نظر کنند در جستجوی دولت بیداری دلند جمعی که ترک خواب بوقت سحر کنند از باد نیست مستی رندان که این گروه از خویش رفته اند که کسب خبر کنند فارغ ز رنج راه از آنند عارفان کز عالمی بریده و در خود سفر کنند دولت نگر که اهل نظر خاک راه را از فیض کیمیا نظر خویش زر کنند دست از اگر بدامن صاحبدلی رسد کاری بکن که مردم صاحب نظر کنند صد ره پادشاهی عالم نکوترست ما را غلام قنبر حیدر اگر کنند آنانکه بهره یی ز ولاش نبرده‌اند در روز رستخیز چه خاکی به سر کنند ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
{{اللهم ارحم امواتنا}} باید که یادی از گذران زمان کنیم درکار خیرهمًت خود امتحان کنیم یک حمد و سوره و صلواتی زجنس نور با صدق سینه بدرقه مُردگان کنیم ✍ [درشب وروزجمعه ; شادی حضرات ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین و ارواح طیبه علماء;شهداء وجمیع درگذشتگان سببی ونسبی رحم الله من یقرءالفاتحةمع الصلواة http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
(ترکیب پسوندهای و با کلمات مختلف) ترکیب پسوندهای و با کلمات مختلف دردسرزاست. گاهی خدمتگزار را خدمتگذار می‌نویسیم. حتی ادیبان و نویسندگان هم گاهی دچار این اشتباه می‌شوند. چه قاعده‌ای را برای درست نوشتن ترکیب کلمات مختلف با پسوند و به کار ببریم تا دچار اشتباه نویسی نشویم؟ اگر منظورمان قرار دادن یک شی فیزیکی یا مجازی و یا وضع کردن و یا تأسیس کردن بود باید آن را با "ذال نوشت، مثل : : کسی که قانون وضع می کند. : کسی که تأسیس می‌کند؛ مؤسس : کسی که بدعتی را وضع و ایجاد می‌کند : کسی بر دیگری اثر گذارد و وی از آن شخص ثاثیر پذیرد. : آپلود کردن بنابراین بدعتگزار، قانونگزار، بنیانگزار و بارگزاری است. معنی گذار در معانی زیر درست است: قرار دادن تأسیس و ایجاد کردن وضع کردن به نظر می رسد بهتر باشد معنی‌های مختلف گزاردن را حفظ نکنید و صرفاً به این نکته توجه کنید که اگر کلمه‌ی مورد نظر هیچ کدام از معانی بالا یعنی قرار دادن، وضع کردن، تأسیس کردن و ایجاد کردن را نداشت آن را با «ز» بنویسید نه «ذ». اما با وجود این معانی «گزاردن» را هم برای شما عزیزان می‌نویسیم. معمولاً در یکی از معانی زیر با کلمات مختلف ترکیب می‌شود : به جا آوردن و ادا کردن خرج کردن اجرا کردن و انجام دادن شرح دادن، تعبیر و ترجمه کردن و اما کلماتی که با این معانی مورد استفاده قرار می‌گیرند : نمازگزار، خدمتگزار، خوابگزار، حج‌گزار، خبرگزاری، کارگزار و سپاسگزار درست است. نمازگذار، خدمتگذار، خوابگذار، حج‌گذار، خبرگذاری، کارگذار و سپاسگذار است. حالا درست است یا ؟ اگر منظور کسی است خراج را ادا می‌کند یا به قولی مالیات می‌دهد باید نوشت . اما کسی که خراج یا مالیات را وضع می‌کند می‌شود . آموزش عروض وقافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie
غزل كسى كه فكر حساب و كتاب فردا نيست تلاش زندگی اش در مسير تقوا نيست بكوش در طلب خير اين دو روزه عمر هميشه گوهر فرصت تو را مهيّا نيست به اشك نيمه شب اقرار كن به جرم و گناه كه پاى ميز عدالت مجال حاشا نيست مخور فريب شكرخند راز ناك فلك وفاى عهد و مروّت ، مرام دنيا نيست ز آب و تاب جهان دست شُسته بايد رفت وگرنه جام اجل شربتى گوارا نيست صداى ناله ی مظلوم در تو بى‏تأثير دل است در قفس سينه ، سنگ خارا نيست نسيم عشق و محبت بهار باغ دل است بدون عشق گُل آرزو شكوفا نيست به نیم جو نمی ارزد تمام اعمالش کسی که در صدفش گوهر تولا نیست قسم به محسن ششماهه هیچکس در عشق برای حضرت مولا مثال زهرا نیست در التهاب قيامت كه اوج وانفساست اميدوار شفاعت (كميل كاشانى) است ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
💔 اسکناس! 💔 خوش به حالت ای که یک خروار داری اسکناس می کند فصل خزانت را بهاری اسکناس از غم دنیا و درد جهل و انواع مرض می رهی بالای هم چون می گذاری اسکناس در شگفتم زو چه بهتر می ستانی ای غنی کاین چنین در بانکها هی می سپاری اسکناس «علم بهتر یا که ثروت» یک جوک تکراری است علم هم داری اگر با خویش داری اسکناس نشئه جات مایع و جامد حرام است ای پسر هست در دنیا دوای هر خماری اسکناس توی خلوتخانه هنگام شمارش می دهد اغنیا را کیف آوای قناری اسکناس صید خود همچون غزال دشت سازد خلق را قدرتی دارد چو شیران شکاری اسکناس جن ز بسم الله گریزان ، مالدار از مالیات سایه ی ما چون که پیدا شد ، فراری اسکناس دست خود را زیر سر بگذار و اشهد را بگو ای که همچون ما در این دنیا نداری اسکناس بهتر از دهها و بل صدها کتاب نادر است گر دهی بر من به رسم یادگاری اسکناس می نهم بر دیده ، نازش می کشم ، می بوسمش نیستش با بنده حسن همجواری اسکناس صاحب املاک اگر باشم به دنیا ، جای اسب تا پزم عالی شود بندم به گاری اسکناس گاه باران ، گاه دوده ، گاه برف و گه تگرگ آسمان! یکدم نشد بر ما بباری اسکناس عیسی دوران اگر بودم ـ بلاتشبیه ـ زود می گرفتم از برای خود حواری اسکناس آدمی بر هر چه و هر کس سوار آمد ولی می کند خوش در جهان آدم سواری اسکناس کرده ام بر خاندان خود وصیّت بعد مرگ بر سر قبرم بخواند جای قاری اسکناس شرق را می گیرد و با غرب می کوبد به هم «خوش عمل» را گر کند یک بار یاری اسکناس! http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
اطلاع_رسانی 🟢 ، با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین و با نوای گرم آقا در آستان مقدس مسجد جمکران برگزار می‌شود. 🗓پنج شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴ بعد از نماز جماعت عشاء 💠 آستان مقدس مسجد جمکران @Jamkaran_ir
در وصف مداح واقعی (حریم روشنایی ) مدّاح دانی کیست آنکو مرد درد است با نفس خود پیوسته در حال نبرد است مدّاح یعنی در عمل مدّاح بودن دائم پی خودسازی و اصلاح بودن مدّاح یعنی دل به حرف عشق دادن دار شهادت را به دوش خود نهادن مدّاح یعنی آنکه حق را می‌ستاید دل‌های عاشق را تصاحب می‌نماید مدّاح با دل‌های مردم کار دارد با اشک جاری رونق بازار دارد مدّاح یعنی بی‌توقّع بی‌تملّق وابسته بر مولا جدا از هر تعلّق مدّاح یعنی شمع روشن در شب تار مدّاح یعنی سیم وصل دل به دلدار مدّاح اهل البیت اهل سیم و زرّ نیست زیرا به شرط مزد مدّاحی هنر نیست حیف است مداح علی مدّاح زهرا سودا کند سرمایه ی خود را به دنیا مدّاحی آنان که کار کردگار است گر بنده‌ای شد کارش این بس افتخار است مدّاحی آل عبا کار خدائی ست هر کس تواند کرد کارش کبریائی ست آن کس که با آئینه سنخیّت ندارد کی در حریم روشنائی پا گذارد مدّاح باید زیور ممدوح باشد دیدار او یادآور ممدوح باشد اینگونه مدّاح است در خطّ ولایت هر دم بر او روح القدس دارد عنایت مدُاحی آل عبا قیمت ندارد هر کس بر آن قیمت نهد عزّت ندارد مدُاح، روی بندگی تأکید دارد بر دست مولا دیده ی «امّید» دارد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_سکینه_س_مدح_و_مرثیه تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه‌ای آیینه‌دار حُسن حسینی، سکینه‌ای باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت چون عمه‌ات به صبر نداری قرینه‌ای در آسمان صبر فروزنده کوکبی بین تمامی اُسرا رکن زینبی دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است فریاد کربلای حسینی به سینه است در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا ایثار و استقامت و ایمان گزینه است هر چند درد و رنج اسارت کشیده‌ای تو خصم را به بند حقارت کشیده‌ای روی تو آفتاب تماشای باب بود آئینه‌ی تمام نمای رباب بود در منطق تو معجزه‌ی نطق مرتضی پیغام تو حیا و عفاف و حجاب بود از سنگ و تازیانه که در شکوه نیستی در قتلگه ز بردن چادر گریستی در مجلس یزید که قلبت کباب بود دیدی میان طشت طلا آفتاب بود نامحرمت به دور و غمت بی حساب بود بر چهره آستین و دو دستت حجاب بود فریاد و آه و اشک و غم از گریه‌ی تو سوخت حتی دل یزید هم از گریه‌ی تو سوخت گاهی صدای گریه‌ی اصغر شنیده‌ای گه ناله در شهادت اکبر کشیده‌ای گاهی به روی خار مغیلان دویده‌ای گه حنجر بریده به گودال دیده‌ای در هر بلیّه حمد الاهیت بر لب است الحق تو را مقاومت و صبر زینب است ای یادگار فاطمه! ای دختر حسین! همگام زینبینی و هم سنگر حسین در راه شام راهنمایت سر پدر منزل به منزلی تو پیام آور حسین هر خانه‌ای که هست رباب و سکینه‌اش باشد صفای روضه‌ی شهر مدینه‌اش تو مصحف حسین و بهشت است دامنت بر صفحه‌ی جمال فروزنده احسنَت پامال حرمتت شده از جور دشمنت با تازیانه آیه نوشتند بر تنت تو راز ناشنیده ز بابا شنیده‌ای تو قاصد پیام گلوی بریده‌ای ای پاکی و عفاف و حیا شرمسار تو دشمن حقیر منزلت و اقتدار تو پیوسته باد باغ شهادت بهار تو تا روز حشر گریه‌ی "میثم" نثار تو قلب حسین و چشم و چراغ مدینه‌ای سر تا قدم جلال و وقار و سکینه‌ای ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
در مقام معلم (شغل انبیا) ای که پیش خلق داری رتبه‌ای والا معلّم وی که داده بر تو شوکت خالق یکتا معلّم آری از آنجا که شغل انبیا را پیشه کردی حق تو را داده رسالت زانبیا بر ما معلّم بی‌سوادان در حقیقت کور و اعجاز تو نازم کاین همه بینا کنی از خلق نابینا معلّم گفته حق احیای یک تن هست احیای جهانی تو به سعی خود جهان را می‌کنی احیا معلّم جهل و نادانی حقیر و پیش پا افتاده ی تو دست و بازوی تو دارد علم را بر پا معلّم بحث‌ها قرآن ز تعلیم و تعلّم دارد امّا امر تعلیم و تعلّم در تو شد معنا معلّم شام جهل و غفلت از تو گشته همچون روز روشن شب پرستان جهان را کرده‌ای رسوا معلّم در کویر تشنه ی دل ابر رحمت از تو بارد ذرّه را خورشید سازی قطره را دریا معلّم بینشی پیدا نگردد جز ز راه کسب و تحصیل علم ،خود معنا ندارد بی تو در دنیا معلّم جز در اسلام مبین دین سراسر روشنائی در جهان قدر تو مجهول است و ناپیدا معلّم گر بدانی قدر خود را پیشه سازی دین و دانش خود، دعاگوی تو باشد رهبر دانا معلّم در دو دنیا رو سفیدی مظهر عشق و «امیدی» بر تن خود گر بپوشی جامه ی تقوا معلّم ✍ «امید» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
. سلام الله علیها السلام علی بنت الحسین (ع) ده پسر چون شیرهای بیشه ی نر داشتن یا هزار اطعام و فیض حجّ  اکبر داشتن شاخه ی خوشبوی گل را در برابر داشتن بهتر از اینهاست این نعمت که دختر داشتن باقیات الصالحات و ستر آتش دختر است بر پدرها یکدل و بی غلّ و بی غش دختر است خواست ابراهیم فرزندی وِرا یاری کند تا به همراهش برای کعبه حجاری کند گرچه اسماعیل دلدار است و دلداری کند دختری هم خواست تا بهرش عزاداری کند گرچه چشمان پسرها در مصیبت هم  تر است گریه ی دختر برای مرگ بابا خوشتر است بارش  باران به هنگام بهارش بهتر است اشک عاشق پیشه از هجران یارش بهتر است عشق اگر عشق است اصلا گریه دارش بهتر است سوگواری بهر هرکس در دیارش بهتر است گفتم اینها را بگویم در غریبی دختری گریه ها کرده است روزی پیش جسم بی سری دید جسمی را به روی خاک از افلاک سر دید از جسم کبوتر نیست باقی غیر پر بر زمین افتاده خورشیدش به صحرا بی قمر شیشه بشکسته است و تنها مانده عطری از پدر گرچه حال و روز دختر غیر جان کندن نبود بود در بند اسارت چاره بر ماندن نبود گفت با زینب (س) مگو که پیکر باباست او بر زمین افتاده اما شهسوار ماست او روی خاک افتاده اما حضرت دریاست او گم شده جسمش وَ یا کم ؟ جان من را کاست او ناله زد از جان که ناگه دخترک خاموش گشت از غم جانسوز بابا نیمه جان بیهوش گشت دید بابا را سکینه، حیف در رؤیای خواب تشنه لب، زخمی ، لبش خشکیده از فقدان آب روضه می خوانَد هنوز از ماتم طفل رباب بهر حال شیعیانش گفت بر او این خطاب با کلام دوست اینجا شعر من  تضمین شود بهتر اصلا وزن شعرم هم  کمی سنگین شود : مَا إِنْ شَرِبْتُمْ ماءَ عَذْبٍ فَاذْکرُونِی أَوْ سَمِعْتُمْ بِغَرِیبٍ أَوْ شَهِیدٍ فَانْدُبُونِی وَ أَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیرِ جُرْمٍ قَتَلُونی وَ بِجُرْد الخَیلِ بَعْدَ القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی لَیتَکُم فی یوْمِ عاشُورا جمیعاً تَنْظُرونی کَیفَ أَسْتَسْقی لِطِفْلی فَاَبَوْا أَن یرْحَمُونی و سَقَوهُ سَهْمَ بَغْی عِوَضَ الماءِ المَعینِ یا لَرُزْءٍ وَ مُصابٍ هَدَّ أرْکانَ الحَجِونِ وَیلَهُم قَدْ جَرَحُوا قَلْبَ رَسُولِ الثَّقَلَینِ فَالْعَنُوهُم مَا اسْتَطَعْتُم شِیعَتِی فِی کُلِّ حِینٍ ✍ 1404/06/05 وفات (ع)  حضرت (س)  . http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود بر چهره‌اش ز عصمت و عفت نقاب بود پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه آیینۀ تمام نمای رباب بود نامش که بود آمنه، مادر سکینه خواند کآرام بخش جان و دل مام و باب بود پیوند بست عشق حسین و رباب را یعنی سکینه حاصل این عشق ناب بود این دختر حسین به میدان کربلا با دختر بزرگ علی همرکاب بود در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود او را اگر حسین به همراه برده است نِی حُسن اتفاق که یک انتخاب بود در پاسخ عطش زدۀ نوگلان عشق آب ار نداشت دامن او پر گلاب بود لب‌های خشک و تشنۀ او را به هر سؤال یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود می‌کرد ناله‌اش جگر سنگ را کباب از بس دلش ز آتش غم‌ها کباب بود دشمن اگرچه معجر او برده است باز در پردۀ جلال خدا در حجاب بود از یاد قتله‌گاه و شهیدان سر جدا نقش ضمیر او شب و روز التهاب بود در یاد، داشت آن شب و روزی که از عطش طوفان خیمه زمزمۀ آب آب بود در یاد، داشت آن شب و روزی که اصغرش از آب و شیر مانده و در پیچ و تاب بود در یاد، داشت آن که رخ شیرخواره را آهسته بوسه می‌زد و او گرم خواب بود در یاد، داشت آن که به مقتل دوید و دید خورشید پاره پاره به روی تراب بود آن ناز پروریدۀ دامان افتخار کی جای او خرابه‌ی شام خراب بود در آفتابِ گرمِ بیابانِ راه شام سرهای روی نیزه سرش را سحاب بود ✍مرحوم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
تابیده است از دو نظر بر تو آفتاب هم دختر حسینی و هم دختر رباب هرچند "آمنه"ست و "امینه"، ولی حسین نام تو را سکینه‌ی خود کرده انتخاب درباره‌ی مقام بلند تو گفته‌اند: ممسوس در خداست شبیه ابوتراب در هر دوعالم از سر ارج و بها تو را شد "فخرة‌النسا" لقب از "سیدالشباب" از آن زمان که راویه‌ی "شیعتی" شدی دیگر برای شیعه گوارا نبوده آب در کربلا و کوفه و شام و مدینه هم شد قوت غالب تو فقط غصه و عذاب درد تو را شنیده‌ام از سهل‌ساعدی داغ تو را گرفته‌ام از مجلس شراب آتش گرفت سینه‌ی دشمن برای تو حتی دل یزید شد از داغ تو کباب "بس کن که ناله‌ات جگرم را کباب کرد!" این حرف را شنیده‌ای از فاطمه به‌خواب رویش سیاه باد و دودستش بریده باد هرکس که دست‌های تو را بسته با طناب هرچند گریه پلک تو را زخم کرده است هرچند رأس رفته به نی، برده از تو تاب یک رکعت از نوافلت اما قضا نشد گیرم هزاربار رسیدی به اضطراب با ما بگو که زینب مضطر چکار کرد؟ وقتی که سُم اسب گرفت از گلش گلاب... ای روضه‌خوانِ واقعه‌ی کربلا! بگو؛ با اشک خود چگونه به‌پا کردی انقلاب سرهای غیرتی سر نی سنگ خورده‌اند تا دشمن از شما نتواند برد حجاب ای بشکند دهان قلم‌های روزگار وقتی کم است نام تو در این همه کتاب شأن تو باشکوه‌تر از حرف‌های ماست هرکس دروغ بسته به تو خانه‌اش خراب! باشد دعای خیر تو تعجیل در فرج زیرا دعای خسته‌دلان هست مستجاب... ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹