هدایت شده از بارید؛
کاش مقدارِ دردِ شکستنِ اعتماد
برابر باشه با شکستنِ دل.
کاش عدالت
این باشه.
اشتباهِ خوب"
-
کفش هارا که پوشید
رنگ غم گرفت تمام جهان را..
که از کم شدنِ هوای علی بود انگار
ترک خوردنِ سنگ و بال بال مرغان حیاط
آب حوض میلرزید
خاک هم می لغزید
امشب همه مشغول غرق شدن بودند
در موجِ سرمای راه رفتن های علی..
که ای کاش دیگر ادامه نمیداد رفتن را..
کاش همانجا مینشست
آب میداد به باغچه ی گل های پژمرده
از غمِ تنها به مسجد رفتن های علی..
کاش بلند میشد و نان میداد
به مرغابی های بیچاره ی پرکنده ی گریانِ علی..
کاش امشب هم به رسم هرشبَش
افطاریِ کفتر، دانه ی ارزن میکردَش علی..
کاش امشب را علی برگردد
مسجد امشب کفر ورزد بسته باشد ای کاش
از برای حفظِ جانِ حیدر، یا امیرَ المومنین
دربِ خانه که می گشود از هم
گرد و خاکی شد از نبودِ علی..
باد هم انگار سردش شده بود
ترس را دور خودش میپیچید
گویی انگار اون نیز میدانست
فرق است بین نماز امشب و شب های علی..
های و هویی بود؛اشک و آه و حزن و داد و التماس
آن علی رفت و تمامِ خانه، ما جان دادیم
زینبَش دست علی را میگرفت و واسطه میشد کاش..
کاش امشب را علی میماندَش
کاش صاحب خانه باز برگردد
کاش دلتنگیِ زهرا امشب
روز های دیگری میبُردش
کاش حیدر امشبی را خواب میماندَش سحر.. :))
-من.
علیرضا پناهیانhalet_khoobe-medium.mp3
زمان:
حجم:
4M
کسی اگه نگاهش به زندگی خوب نباشه
نمیتونه حال خودش رو خوب کنه :)...
اشتباهِ خوب"
01:52'
هنوز در سفرم..
خیال میکنم
در آبهای جهان قایقی است
و من، مسافر قایق.
هزارها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنههای فصول میخوانم
و پیش میرانم
مرا سفر به کجا میبرد..؟
کجا نشانِ قدم
ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشتهایِ نرمِ فراغت
گشوده خواهد شد؟
- سهراب سپهری