اشتباهِ خوب"
_
بازم خورشید تو قابِ پنجره ی اتاقم جا گرفت..
گرمای صبح به صورتم میخورد
و نور اجازه نداد تا چشمام بیشتر به "هنوز شب بودن" اصرار کنن..
[ لعنتی! ]
پتو رو کنار زدم و نشستم. دستی به سر و صورتم کشیدم و به ساعت نگاه کردم.. از همین الان شروع شد؛
انتظارِ رسیدنِ شب و سکوت و تنها شدن و شاید کمی آرامش با وجودِ کلی سردرد
و در نهایت، خوابیدن .
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
" کاش گاهی کاری بیشتر از لبخند زدن ، موسیقی فرستادن ، گوش کردن و نگاه کردن از من ساخته بود . "
- 29 نوامبر , 12:51a.m, Abr .
این تقدیمی واقعا قشنگ بود..
این چند ثانیه ی پیانو واقعا لمس کردنی بود*
متشکرم =))
اشتباهِ خوب"
_
ایستگاه به ایستگاه میایستد.
در باز میشود
میآیند.. میروند ؛
صندلیِ رو به رویم گاهی خالیست
و گاهی سرش دعواست.
به پاهایم خیره میشوم.
و بعد نگاهم به عقربه های شیشه ای که مچم را گرفته است، کشیده میشود.
بی مقصد
بی هدف
بی هیجان ، دغدغه ، انتظار
در گوشه ای از واگن
روی یک صندلیِ کنج
در انزوا به سر میبرم..
شاید در نهایتِ این قطار ، ایستگاهِ خانه ی تو در انتظارم باشد!
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
_
درست مثل آسمونی هستی که هرشب ، پرده ی تاریکی رو برام کنار میزنه و با ستاره هاش تو روشنایی غرقم میکنه.
شببو های سفیدی که وقتی آخر شبا تو خیابون قدم میزنم ،
عطرِ بویِ شبش
منو مست میکنه؛ مثِ بار اولی که خنده هاتُ دیدم .
اون خنده های سفیدی که زخم هامو خوب میکنه و جاش یه ستاره ی دنباله دار می چسبونه تا اگه بازم دردم گرفت
ببینمش و آرزوت کنم.
تو چشمک میزنی
و آسمون ِاین زمین پر میشه از اکلیل..
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"