از وادیِ عشقات چندروزیست مرخصی گرفتهام .
روزها ، رو به روی آیینه مینشینم
اما
اینبار تورا نمیبینم ..
چهرهٔ دلنشینی دارد ؛ لبخند به لبهایش میآید [ مطمئنم ! ]
با اینکه هنوز آن را روی صورتَش ندیدهام .
چشمهایش اما غمی دارد
[ غمی که عطرِ تورا میدهد و چشمکِ نور درون شیشهٔ چشمانش ، اسم تورا روی بخارِ برخواسته از اشکهایش مینویسد .. ]
ببینم،
اصلا خبری از این آدمِ ساده و آرام میگیری؟
قلبِ سرخی دارد که گردگیریاش کرده
[ مشخص است ! ]
شفاف، و در برگیرندهٔ روحِ تو
آمادهٔ گرفتنِ آغوشَت ؛
یادَش کن ! ..
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
الان تایم تلفن صحبت کردنمو رکورد زدم
۱۱ دقیقه ( البته ۴ دقیقشُ گوشیو دادم یکی دیگه )
هدایت شده از اشتباهِ خوب"
صبح
طلوعِ آفتاب است
در نگاهِ تو ؛
و من
بزرگترین مزرعهٔ آفتابگردان :))
- صبح بخیر -
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"