" سالگرد رحلت آخرین پیامبر جهان است. اگر روضهای گوش ندادید، شاید همین یک جمله بتواند اندوهی در دلتان بکارد برای از دست دادن مرد شریف و بزرگواری که
در دستانِ مقدسش، کلماتِ قدسی را معجزه کرد و قرآن را به یادگار گذاشت !
[ برای او که دنیا را از جهل نجات داد و خود قربانی جهل مقدسِ ظالمین شد. ]
برای او که نسلِ سببی و نسبیاش تا قیامت مظلوم است ..
[ و چون شمعی برای روشن نگهداشتن روشنفکری میسوزد. ]
اللهم صل علی محمّد و آل محمّد "
اشتباهِ خوب"
_
" بیصدا خیره به بازتاب کنندهٔ چهرهام بودم؛ آیینه. دوباره حصاری بیرنگ دورم کشیده شده است که بیتابانه دستانِ دورِ تورا میطلبد، که نزدیکی طلب کنند و سکوتِ این تنهاییِ ندیدنی را در هم بشکند ..
[ و چه حیف که اینبار انتظاری برای آمدنت نیست ؛ چرا که بهتر از هرکسی میدانم شاید تا آیندههای دور ، دیدنی نخواهی شد .. ]
همینثانیه جملهای به ذهنم رسید،
کجایی تو؟
کهام من؟
جغرافیای ما کجاست؟ -شاملو-
کجایی تو ؟
عادتم شده است در سکوت نشستن و خیره شدن به آیینه. دست زیر چانه میزنم و به چشمهایم نزدیکتر میشوم.
آنقدر که در سیاهیِ غمگیناش لحظهای غرق میشوم و سر عقب میکشم؛
در خیالم چیزی میچرخد
[ چرا همیشه در همان مواقعی که بیشتر از همیشه به حرف زدن کسی با خودم محتاجم ، از هر شرایطی خلوتترم؟ ]
منتظرت خواهم ماند و شاید هیچوقت حرفی ازین روزهایم و انتظاراتم نشود. "
- نامه هایی به تو¹³, ۱۵ شهریورماه, Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
هدایت شده از -چایِپرتقال-
تمامِ این تابستان را
صرف نگهداری اشک و بغض کردهام
تا وقتی پاییز رسید،
ناگهانیترین گریستنها را با یادت آغاز کنم.