اشتباهِ خوب"
_
" یادآوری اون روز و اون خاطره ی پارک برام شیرینه ؛
وقتی اون روز فقط به عشق بستنی خوردن با دوستام اومدم اون پارکی که تو از خستگی نشسته بودی روی یه نیمکتش و هوا می خوردی ،
فکرشم نمیکردم یه روزی توی آینده با تو ،
توی همون پارک راه برم و با بستنی خوردن کنارت وجودم پر بشه از لذتی که تا حالا حسش نکرده باشم.
اون روز بستنی به دست داشتیم توی پارک راه میرفتیم ..
نفهمیدم کِی و چجوری اسکپِ بستیم از روی نونم افتاد جلوی پام.
گوشم پر شده بود از صدای خنده ی دوستام ،
قیافم تو هم بود ،
اما نگاهم کشیده شد به سمت چهره ای که با لبخند داشت نگاهم میکرد ..
[ وجودم پر شد از لبخندهایی با طعم دارچین و گلِ بابونه .. ]
همینطور که یه صدایی توی وجودم فریاد می کشید " دیوونست یارو؟ "
اومدی جلو و نشستی جلوی پام ،
دقیقا کنار بستنی ای که روی زمین ریخته شده بود و [ گفتی " حیف شد ، بستنیِ خوبی بود ؛ ] و براش فاتحه خوندی ..
[ اره تو دیوونه بودی و هستی ]
خوبه که الان هستی و
قدم میزنیم و
بستنی می خوریم =) .. "
[ بابونهباطعمدارچین =) ]
همینطوری ، صرفا جهت سر رفتنِ حوصله.
#ناشناس
اشتباهِ خوب"
" یادآوری اون روز و اون خاطره ی پارک برام شیرینه ؛ وقتی اون روز فقط به عشق بستنی خوردن با دوستام ا
حتی سبک نوشتاریتم شبیهمه
بنازم بابونهٔ با طعمِ دارچین 😂🤍
گوشیم ۱۱ درصد برقا قطع تا دوساعت دیگه شاید
عالیه چرا که دیروزم ۴ ساعت قطع شد بازم دم ظهر تو گرما👍
دکتر قرارمان این بود؟👈👉🎀
اشتباهِ خوب"
📪 پیام جدید عزیزم زنده ای؟ #دایگو
برقا که اومد میام اعلام میکنم زندم*
اشتباهِ خوب"
_
" عجیب که هرکسی، از جاندارانِ همنوعِ اطرافش طلب میکند که گونهای از انسان ایفا کند که ظاهر کنندهٔ خصلتِ روشنِ انسانیت باشد ؛
آیینهای از صلح ، عشق ، دوستی و ایثار ..
اما براستی ، خود آیینه است؟
خویشتن را روشن ساخته که آرزوی طلوعِ روشناییِ اطرافش را دارد؟
یا اینکه همگی در انحنایِ انحطاطی میرانند که هرشخص خودش را کوهی از نور میداند و مبدأ و خطِ ذهنیتاش خودش است ،
تنها نمیخواهد رک و راست بگوید پرستشتان را سمت من بگردانید ؟
هرروز تعداد برگهای سبز زمین کمتر میشود نه به آن دلیل که موجوداتی هستند که توجهی به این ندارند ؛
که موجوداتی هستند که مرکز توجه، وجودیتِ خودشان است ..
حتی به قیمتِ غرق شدنِ ستاره های کوچکِ ارزش و انسان؛ و به خواب رفتنِ آرزوهای پاکِ روشن . "
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"