eitaa logo
اشتباهِ خوب"
325 دنبال‌کننده
606 عکس
45 ویدیو
4 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 https://daigo.ir/secret/6141690021
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید https://eitaa.com/u_know_me/5242 اومم حرفات قشنگ بود ، اما همه زندگیا که مثله هم نیستن که ... خیلیامون ناخواسته پر از قبول کردنِ مسئولیت شدیم .. میدونم منم یکی از همون خیلیام منم تو موقعیتا خودمو بخاطر مسئولیتا کنار کشیدم اما الان که از آینده بهش نگاه میکنم.. میبینم فقط فرصتایی بوده که از دست دادمش و حیفه.. خیلی حیفه رفقا 😀 وقتی مستعد باشی و با سهل انگاریت استعدادتو هدر بدی و عوضت یه بی استعداد بره بالا ، خیلی حیفه
هدایت شده از حرفِ ناشناس.
📪 پیام جدید تصمیم گرفته بودم غر نزنم دیگه غر نیست واقعا فقط حرفایی که رو دلم سنگینی میکنه خستم نمیدونم شایدم نباید درموردشون حرف بزنم چون احساس میکنم اونموقع اون موضوع اهمیتش از دست میده یا بی ارزش میشه... 115 روز میگذره که نیست و رفته میدونید چرا رفت چون فقط دوست بودیم من بهش وابسته شده بودم بعد از اینکه گفتم از رفتنش مترسم رفت... علاقه مند شدن من بهش باعث شده بود خط قرمز هاش بزار زیر پا گفت آدم علاقمند شدن به کسی نیست ولی بازم من احمق... اما میدونید اونم گفت خودش لو داد که دوسم داره من بعد از اینکه اون گفت دوسم داره دوسش داشتم بهش علاقه مند شدم ولی بهش ازم دل کند چون میگفت که اشتباه اون رها کرد رفت بعد از بحث جدال های زیاد...
هدایت شده از حرفِ ناشناس.
📪 پیام جدید من ازش خواستم بمونه ولی نموند چهار ماه بیست پنچ روز میگذره که من رها شدم.. خیلی احساس بدی دارم دلتنگی، پشیمونی حسرت دلتنگی دلتنگی دلتنگی و امیدواری... امید خیلی کشنده است گاهی به‌ام موافق نیستی؟ من هنوز امیدوارم برگرده ولی من دیگه براش مهم نیستم هیچ اهمیتی براش ندارم وگرنه اون میدونست که من چقدررر دلتنگش هستم حداقل یکبار بهم پیام میداد ولی اینکارو نکرد بلاکم نکرده ولی منم پیام ندادم.. خب اون من نمیخواد نمیخواد ادامه بده من غرورم شکست بهش گفتم التماسش کردم که بمونه ولی خب وقتی نمیخواد چرا دلم حالیش نیست که نباید دیگه مناظر آمدنش باشه چرا حالیش نیست نباید به دور اطرافیانش حسودی کنه چرا حالیش نباید شب تا صبح خواب بیدار تو صحنه چتش باشم آنلاین‌ چک کنم
هدایت شده از حرفِ ناشناس.
📪 پیام جدید یجوری شده مدتی حتی با فکرش بیدار میشم تو خوابم هم هست موقع بیدار ثانیه به ثانیه فکر خیالش ولم نمیکنه هیچ دیگه خوابم ندارم.. حتی گاهی صبح متوجه میشم بین خوابم میرم تو صحفه چتش تا صبح گوشیم همینجوری روشن تو صحفه چتش... من خیلی احمقم خیلی خرم حالم از خودم این احساساتم بهم میخوره سرشار از یه عالمه حس بدم اعتماد به نفس نداشتم پودر شده واقعا آخه کی دختر احمقی مثل من دوس داره کنکورم گند زدم امسال پشت کنکوری شدم ولی بازم هنوز نتونستم شروع کنم بخونم مثل یه احمق به تمام معنا نشستم برگرده سوم آبان تولدش پارسال من اولین نفری بودم که تولدش تبریک بهش گفت چقدر اون شب حرف زدیم خندیدیم ولی الان چی... من حتی حق ندارم بهش پیام بدم راهی برام نزاشته چرا اون نمی‌آید؟ کاش پنچشنبه برگرده من دیگه تحمل ندارم
هدایت شده از حرفِ ناشناس.
📪 پیام جدید امشب تولدش... منتظرم سه آبان بهش پیام بدم نمیدونم قرار چی بشه خیلی دو دلم ولی از طرفی قلبم میگه این مارو انجام بده هر چند منطقی نباشه میدونم براش مهم نیست اگر بودم این چهار ماه اندی حداقل یکبار شده به بهونه پیام میداد ولی نه منم پیام ندادم وای که چقدر عذاب بوده تحملش صدو بیست روز تحمل کردم صد و بیست روز شبانه روز بهش فکر کردم دلتنگ شده غصه خوردم... شاید امشب بهش پیام دادم به‌ام بد رفتار کنه شاید باعث بشه ازش متنفر بشم شاید اونجور بشه فراموشش کرد شاید نه نمیدونم هیچی نمیدونم کاش میتونستم ازش بدم بیاد اینجوری فراموش کردنش راحت تر بود خدا خستم دارم دیونه میشم
اشتباهِ خوب"
📪 پیام جدید تصمیم گرفته بودم غر نزنم دیگه غر نیست واقعا فقط حرفایی که رو دلم سنگینی میکنه خستم نمید
خب.. ببین، متوجه احساساتی که داری هستم/هستیم وابستگی و علاقمند شدن چیزای قشنگی‌ان که اگه از مرز بگذرن، دقیقا به همون مقداری که قشنگن، کشنه و سمی‌ میشن ..! ((حتی اگه هنوزم به نظر قشنگ بیان)) اتفاقی که چهار ماه پیش برای تو افتاده الان، یکی از بدترین اتفاقای عمرته حتی ممکنه تا سالهای دیگه هم.. اما یه روزی برات میشه سالروز ایثار، محبت و عشق.. تو الان بابت تصمیمی که اون یکطرفه واسه جفتتون گرفته و بریده و دوخته ناراحتی احساس میکنی توسطش خورد شدی احساس میکنی پس زده شدی ، طرد شدی و هر حس ناخوشایند دیگه‌ای ! ولی.. در حقیقت تو قبل از اینکه بیشتر غرق شی نجات پیدا کردی بچه =))
جملهٔ آخر منو الان کلیشه میخونی اما اگه واقعا بتونی خودتو آروم کنی و برای چند ثانیه نقش سوم شخص بگیری و اتفاقی که افتاده رو نگاه کنی میبینی اون (( حتی اگه اونطوری که گفتی درست باشه و از طرف اونم حسی بوده باشه )) ، زودتر تو شرایط سوم شخص رفته و بابت آیندهٔ خیلی تلخ تری که قرار بوده اتفاق بیوفته همین اول راهی این آینده ی بدترو از بین برده. حتی اگه خودشم موقع تصمیم گیری به همهٔ اینا فکر نکرده بوده اما تو خوش شانسی که این اتفاق افتاده اینو بهت قول میدم واقعااا بهت قول میدم
از امروز ، اون امیدی که داری رو بسپر به خاطراتت و همهٔ اینارو فقط یکی از صفحات زندگیت بدون که خوب یا بد گذشته و تجربش کردی وقتی میاد تو فکرت ، حسرت رو کنار بزار و فقط با یه لبخند مثل هزارتا چیز دیگه که به ذهنت میگذره ، چند ثانیه مرورش کن و بگذر و مشغول کاری که میکردی شو :)😀 بزار حداقل تصمیمی که گرفته شده هدر نشه سختی که دونفرتون بابت قطع ارتباط کشیدید ، هدر نره ! و به نتیجهٔ خوبش برسه ازین به بعد ازش بعنوان یه تجربه استفاده کن چون طعم تلخ این روابطو کشیدی و قطعا از حالا به بعدش سعی میکنی ارتباطات کنترل شده تری داشته باشی.. تا بازم بابت وابستگی و علاقهٔ افراطی زجر نکشی* سعی کن ازین تجربه شخصیتت رو رشد بدی نه اینکه هرروز خودت رو بیشتر توی چاله ای که معنی نداره فرو کنی و غرق شی. و کنکورت الان هیچییییی مهم تر ازون نیست (( کی میدونه؟ شاید حتی یکی از دلایل تموم کردن این رابطه نجات دادن سرنوشت درسیت بوده* )) لطفااا درستو شروع کن با اعتماد به نفس هم شروع کن چرا که باید الان خودت از همه بیشتر به خودت احتیاج داری*
و آخرین حرفمم خیلی دلی بزنم‌‌. ببین.. یجایی خدا تو نامه هایی که برات نوشته بهت گفته: [ میدونم.‌. شاید از خیلی چیزا و اتفاقایی که برات پیش میاد خوشت نیاد ولی باور کن اون برات خوبه و بعدا میفهمی :) و اینم میدونم که شاید از خیلیییی چیزا خوشت بیاد ، و نکنه فکر کنی من قدرتشو ندارم که اونارو بهت بدم :) نه، بهت قول میدم اونا حالتو بدتر میکنه فقط صبر کن و بهم اعتماد کن .. ] نامهٔ بقره، ۲۱۶. رو همین برو جلو اصلا ببین دیگه صاااااحب کلللل عشقای دنیا داره بهت قول میده ، به اون اعتماد نکنی به کی میخوای اعتماد کنی؟ به کی میتونی اعتماد کنی؟.. ادامهٔ این حرفارو میخوام همگی راجبش حرف بزنیم الان بهت بگم اسپویل میشه😂 شب ایشالااا
. . . . خب.. بچه‌ها میخواستم یچیزایی رو هم بهتون بگم یه گپ و گفت همینطورکی چون خیلییی دارم دور و اطرافم کساییو میبینم که درگیرن.. اقا بنام او
اصل مطلبمو همین جملهٔ اول میگم، ظرفِ وجودتو بزرگ کن . ظرفِ وجودِ خودتو بزرگ بدون و بزرگترش کن به چیزای کم راضی نباش و با چیزای کم پر نشو که فکر کنی دیگه کافیه و به چیزی نیاز نداری ..