اشتباهِ خوب"
_
"همگام با ریتمِ موسیقیِ توی گوشم، پا به زمین میکوبیدم. ساعت، مستقیمترین منظرهٔ مقابل چشمم بود، در انحلالِ سکوتی گوشخراش به سر میبردم، حتی باوجود صدای همهمهٔ افراد و لرزش ریلها .
زمان/ مترو/ زمان/ آدم/ مترو/ زمان/ و.. تیک و تاکِ قابل شمارشی بود که حسش میکردم، میدیدمش .
دوباره خیرهٔ ساعت سفیدرنگ شدم؛
هنوز هم به نتیجهٔ دقیقی در مورد خوب یا بد بودنِ تند و کند گذشتن زمان نرسیده ام..
[ سریع عبور کردنش فقط چشیدن طعم حسرتی تلخ از چشم به هم زدنی بودنِ زندگی بود و کند گذشتنش، شاید فرسایش ذرهذرهٔ وجود نام میگرفت.. ]
مگر زندگی چیزی بیشتر از آغاز و پایانِ بازههایی از آدمها و موقعیتهایشان، و نتیجهٔ تصمیماتی که از آنها میگرفتی بود؟
بازیِ سادهای که تنها باید در لحظه ، برای خوب رقم زدنش میجنگیدی، گاهی با دست کسی را گرفتن، گاهی با گفتن کلمهای کوتاه
و گاهی تنها با یک لبخند.. ؛
ناخواسته با وجود اخمی روی پیشونیم، لبخندی روی لبم کشیده شد و تیک و تاکِ آن لحظه، کودکی بود که مقابلم ، با دیدن این لبخندِ افتضاح، خندید ..! "
- Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخون صبحتو ممبر و عشق کن
اون صدا باید گرم باشه واسه یه روز دهن سرویسیِ جدید👍💗