اشتباهِ خوب"
_
" از زير سنگ هم شده پيدايم كن!
دارم كم كم اين فيلم را باور مى كنم
و اين سياهى لشكرِ عظيم، عجيب خوب بازى مى كنند.
در خيابان ها ، كافه ها، كوچه ها
هى جا عوض مى كنند وُ همين كه سَر برگردانم، صحنه ى بعدى را آماده كرده اند..
از لا به لاى فصل هاى نمايش بيرونم بكش! برفى بر پيراهنم نشاندهاند كه آب نمى شود..
از كلماتى مثل خورشيد هم استفاده كردم
نشد!
و اين آدم برفىِ درون
كه هى اسكلت صدايش مى كنند
عمق زمستان است در من ؛
اصلاً از عمقِ تاريكِ صحنه پيدايم كن!
از پروژكتورهاى روز و شب
از سكانس هاى تكرارىِ زمين، خسته ام!
دريا را مچاله مى كنم ، مىگذارم زير سر ،
زُل مى زنم به مقواى سياهِ چسبيده به آسمان
و با نوارِ جيرجيرك، به خواب مى روم.
نوار را كه برگردانند، خروس مى خواند.
از زير تخت هم شده پيدايم كن!
مى ترسم؛
مى ترسم چاقويى در پهلويم فرو كنند
يا گلوله اى در سرم شليك،
و بعد بگويند:
[ خُب، نقشت اين بود.] "
- گروس عبدالملکیان
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
_
چه نورست این؟
چه تابست این ؟
چه ماه و آفتابست این ؟
مگر آن یار خلوت جو زِ کوه و غار میآید !
اشتباهِ خوب"
تقدیمیِ مشترک؛ |tags| این پیام رو فور کنید و لینکتون+اسم+تایپmbti تون رو بفرستید تا فوآد: سناریو
آقا خیلی دوسشون دارم
حس خوبی میدن
کاش میدونستم فرد مورد علاقهٔ خودمم کنار قبرم چی میگه*
اشتباهِ خوب"
تقدیمیِ مشترک؛ |tags| این پیام رو فور کنید و لینکتون+اسم+تایپmbti تون رو بفرستید تا فوآد: سناریو
[ برای دیدنِ تقدیمیهاتون ]
امیدوارم همونی بوده باشه که میخواستی*
و خوشحال میشم اگر همچنان توی چنل ببینمتون 🌊