اشتباهِ خوب"
" یعنی امروز تا آخرین قطرهٔ ثانیههای باقی مانده به پایاناش ، چه رایحهای خواهد داشت؟
عطرِ باران؟ پاییز؟ آفتاب؟ چایِ دارچین؟ دستهایی حلقهشده در هم؟ بابونههای حیاط؟ کلوچهٔ گردویی؟ آویشنِ خشک شده؟ گلاب؟ شیر برنجِ گرم؟ لباسِ نوزاد؟ ابرهای سفید روی دامن آبی آسمان؟ شربتِ بهارنارنج؟ فلفلدلمهایِ رنگی؟ پپرونی؟ آبی؟ بنفشِ ارغوانی؟ پیانوی خاک خوردهٔ کلیسا؟ کاشیهای رنگارنگِ محراب مسجد؟ فرشِ قرمزِ گلدار؟ پروانه؟
یعنی در امروز ، تا آخرین قطرهٔ ثانیههای باقی مانده به پایاناش ، روی لبهایمان ، خندهای زیباتر از هر شکوفهٔ بهار ، نقاشی خواهد شد ؟ "
- Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
POV: چرا فقط من گرممه؟ نکنه باقی سیستم سرمایش از درون دارن؟
POV:
لطفا اینو به لیست بلندبالای حماقتام اضافه کنید:
پوشیدنِ کفش های احمقانه وقتی با اون میرم بیرون.
🌊\
صبح ، واقعاً قشنگ تر از چیزیه که فکر میکنی.
و من دوست دارم هر صبح که بیدار میشم بهت بگم: امروز هم تو از صبحتر زیباتری.
داداشِ من، روزهایی که داره میگذره کاغذهای یه دفترِ افتاده گوشهٔ اتاق نیست، روزهای زندگیِ توعه.
و من و تو هنوز منتظریم تا یه روز بهتر برسه ؟
تا یه معجزه رخ بده ؟
وخی و زندگیتو جمع و جورش کن.