eitaa logo
اشتباهِ خوب"
324 دنبال‌کننده
606 عکس
45 ویدیو
4 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 https://daigo.ir/secret/6141690021
مشاهده در ایتا
دانلود
اشتباهِ خوب"
_
" آدم‌ها گاه می‌رنجانند، و گاه می‌خندانند. در هنگامِ رنجاندن، کلماتی تیز و برنده را با شدتی باور نکردنی در قلبِ دیگری فرو می‌کنند. ساعات‌شان را با سیاهی بر همدیگر تباه می‌کنند و روزِ شیرینِ عمر را با تلخیِ زخم‌زبان و سوء‌رفتار ، به شب می‌رسانند. و فردا ، یا اصلا در همان آخرین لحظات آن‌شب، همدیگر را درآغوش گرفته و از فهمیدنِ ناتوانی در تحمل دلتنگی و بی‌مهری و ندیده گرفتنِ یکدیگر ، بر پهنای صورت و دیگری به وسعت قلب، اشک می‌ریزند و پایان شب سیهِ رنجیدن و رنجاندن را سفید می‌گذرانند. حال به هنگامِ خنداندن، تمامِ شور و عشق را در چشم و صدا و لحن و دست‌ها نمایان می‌کنند ، گویی هیچ‌گاه غمی برای آنها نبوده و نیست. دنیا بر وفق مراد و بر صحت و سلامت پیش می‌رود و در این لحظه، تنها خندهٔ دیگری، امید را به وجودش یادآوری می‌کند. گاه از شدت این ابراز، روح، سرشار و لبریز از مهر، به تنش و هیجان و فوران وا داشته می‌شود و شگفت زده از این‌همه لطف است! اما در هر حالی که آدمی برای آدمی دیگر باشد، مگر عمر چند روز و ثانیه است؟ که دراین حال و حوالی این مسیرِ کوتاه سفر، نه لحظه ای ارزش رنجاندن دارد به هوای ابراز غم و دلخوریِ دل، و نه محبت و عشقی کفایت می‌کند برای دقیقه‌ای. برَنج ازین غمِ دوست‌داشتنی و عشق کن ازین دردِ بامعنا ، نرنجان کسی را و لبخند بزن، حتی در بدبیاری‌، که ارزشِ این راه تنها لحظه‌ای زیستن است ؛ زیستنی که برایش آمده‌ای، نه آن زندگی‌های سنگین و دست و پا گیر بلاتکلیفی و خوش‌نگار ولی توخالی. " - Abr . "𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
کاش تو ایتا هم میشد کوت کرد، اسپویلر زد، خط کشید و کاش تلگرام.
میبینم که تو میدون انقلاب پخت و پز داره اتفاق میوفته 🔥
این راستهٔ مرجعیتُ که رو صندلی‌های برعکس اتوبوس بشینی انگار یه ترن هوایی ۲ - ۳ کیلومتری نشسته باشی قشنگ بخصوص اگه پردیسان به مرکز قم باشی که سر پایینیه قلبت تو حلقته .
پشما—
. . . .
اشتباهِ خوب"
" امروز خداروشکر کمی باران بارید.. بارانی که قطره‌های کوچک و بی‌جانی داشت، ولی شیرین بود. در دلِ حیاط و دامنِ زمین آب می‌شد مثلِ قندی در دلِ من ، وقتی بعد از مدت‌ها آوایی از تو به گوشم می‌رسد و دیداری از تو زنده‌ام می‌کند ؛ همانطور که امروز پژمردگیِ گیاه ، با این ملاقات کوتاه ابر ، لبخند زندگی باز بر برگ‌هایش کشیده شد.. امروز احساسِ عجیبی داشتم از تنهایی ، از خودم بودن و تنها بودن با خودم ، اگر حتی فقط برای چند ساعت بود. دیدم‌اش که هنوز در رگ هایش کنارِ تلخی و دلگیری های اوایل بزرگسالی، آبیِ دوست‌داشتنیِ جوانی‌هایش هم جریان دارد. بعضی چیزها آزارم می‌دهد ، چیز‌هایی که میبینم و نمی‌بینند ، چیزهایی که درک میکنم و درک نمی‌کنند ، احساس میکنم و احساس نمی‌کنند ، و آسایش را تنها در خلوتِ خودم پیدا می‌کنم. " - Abr . "𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"