اشتباهِ خوب"
—
امروز یهجور دیگه و با یه عشق خاصی نگاه میکردم به همهچیز
به هرچیزی که امروز دارم و فردا معلوم نیست چجوری باشه
و لذتبخش بود، مثلِ تیکههای آخر چیپس که چون میدونی تهشه بیشتر بهت میچسبه.
اشتباهِ خوب"
POV: آبنباتچوبیای که تهش آدامس داره بهشته بهشته.
POV:
من فارسی حرف میزنم اونام فارسی
نمیدونم چطوریه که حرف همو نمیفهمیم.
صبح معمولاً وقتی خیلی دوستداشتنی و نازه که فقط خودم باشم. تعداد از یکنفر که بالاتر بره احتمالِخطا هم میره بالا.
[گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم.
دارویِ دردم گر تویی، در اوج بیماری خوشم! ]