eitaa logo
گلواژه‌هاے اهل‌بیت (؏)
2.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
887 ویدیو
117 فایل
🔰 #کانال_مداحی_شعر_آئینی 🔰 #نشر و #گسترش اشعار ناب آیینی 💢 #نشر_اشعار_بروز از #شاعران_شاخص_کشور کانال گلواژه هاے اهل‌بیت (؏) با حضور شاعران کشورے با جدیدترین اشعار آئینی، مداحی و مولودی مدیریت کانال: خادمةالزهرا(س)علیزاده @maddah_67 ایدی جهت تبلیغات👆
مشاهده در ایتا
دانلود
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ « اذن ورود » تو ای مرغ شباهنگم، به حسرت بال وپر وا کن صـدای کــوبۀ در شــد، برو زهـــرا تو در وا کن به نزد او ببر با خــود، سلام از من درود از من که این مهمان ناخوانده،گرفت اذن ورود ازمن.. حضــور او بُـوَد آری ، کلید قـفل در بسـتـه به هر جا می‌گــذارد، پا شـود بارِ ســفـر بسـتـه ولی می‌داند این مهمان ، که اینجا خـانۀ وحی است که دور شـمـع این محفـل ، پُر از پروانـۀ وحی است نشسـته بر لـب زهـــرا، دعـای عافیـت‌ سـوزی: خـدایا حرمـت ایـن در ، مـبادا بشـکـند روزی مدینـه در خیال خــود، غــم ما را تجســم کن میـان گـریۀ حســرت، تو با زهـــرا تبســـم کن مدینه! بعد پیغـمبر، چه محزون و غـم‌ انگیزی بهارت در سـفـر رفت و تو مهمـان‌دار پایـیزی مدینه بعـد پیغمـبر، ندیـدی روز خـوش دیگـر امان از بی‌وفـایـی‌ها ، امــان از چــرخ بازیگـر مدینه بـعد پیغمبر، مصیـبت سـر به هر سو زد خـودم دیدم کـه گلزارش،میان شعله می‌سوزد مـدینــه بعـد پیغمـبر ، تو با زهـــرا مـدارا کـن علی مظلوم و تـنها شـد، گره از کار او وا کـن مدینه بعد پیغمـبر، در این گلشن چه دیدی تو؟ صــدای قـلب زهــرا را، ز پشـت در شنـیدی تو شعر:محمد جواد غفورزاده 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲گلواژه‌هاے اهل‌بیت (ع) ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃༅࿇༅❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ «گل و شبنم» فاطمــه ای نـور چشــمان ترم کـم گــریه کن با دل ســوزان کــنـار بســتـرم کـم گــریـه کن دیده ات چون ابر باران دیده ای بارانی است نور دیـده پیش چشـمـان تـرم کـم گــریه کـن گرچه گل با شبــنم خود دیــدنی تر می شود تو ولی یاس بهشــتی منظـرم کــم گــریه کن گریه هایـت بـعد مـن فـریاد خواهد شد ولی پیش چشـمم ای گل غــم پرورم کم گریه کن تـو گلی و عـمـــر تـو از گل بـود کـــوتاه تـر زودتر از هـــر گل آیـــی در برم کـم گریه کن تاتوگریان می شوی هفت آسمان گریان شود صــبـر کـــن ای ابر باران آورم کـــم گریه کن تا نیفــتادی ز پا ای شـمــع جـمـع اهل بیـت پیش من در لحظـه های آخــرم کـم گریه کن دود و آتش چون بهشت وحی را در برگرفت در عــزای غنچــه ،ای نیلوفـــرم کم گریه کن رهبــر مظلوم ایـن امّـت چو درخانه نشست پیش چشم اشکبــارش دخــترم کم گریه کن هرچـه می خواهی «وفایی»گریه کن شب تا سحر تا که فــردا با تو گویـم در برم کــم گـریه کن شعر: حاج سید هاشم وفایی 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲گلواژه‌هاے اهل‌بیت (ع) ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃༅࿇༅❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌࿇༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅࿇═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ (تقدیم به پیشگاه رسول خاتم،پیامبر اکرم علیه و علی آله آلاف التحیة و الثنا) عالم نداشت رونق اگر مصـطفی نبود با نور حـق فضــــای جهان آشـنا نبود آدم اگر به عشــــق محمــد نمی رسید حتی بهشـــت در نظرش با صـفا نبود او آمد و تمــام جهــان بوی حق گرفت او آمـد و سیـــاهی غــم در هــوا نبود دلهابه یک کرشمه ی اوجان تازه یافت تا او نبـود ، هیـــچ رخــــی دلربا نبود قـــبل از ظهــور دولت او خلق روزگار آشفته بود و جامعه ای یک صدا نبود گر اونبود -این سخن من گزاف نیست- نامی دگــــر به روشــــنی از انبیا نبود او گر نبــــود معنــی حــج نا تمام بود مکه نبـــود و ســعی نبود و صفا نبود گم می شــــدیم در دل تاریکــی زمان گر او نـــبود ، هیــچ کسی رهنما نبود دنیا بهشت کوچکی از جنس مهر بود خدمت اگـــر به خــلق خـدا ادعا نبود در ذهن ما صفا و محبت رواج داشت راهی کـــبـود ، فاصله ی بیـن ما نبود او گر نداشت ذکر خـدا را به روی لب امـروز ، ذکــر دائـــــــم مـا ربنــا نبود رحمت بر آن سفیرمحبت که بی گمان یک گام بیش،فاصله اش با خـدا نبود او هر چه داشت درطبقی از صفا نهاد هر جا که بـود از غــم مردم جدا نبود او گر نبود،خلق ،علی را نمی شناخت او ناشـــناس بود اگــــر مرتضی نبود جز با دعـــای حضــــرت سلطان انبیا این سینه هابه عشق علی مـبتلا نبود ما را غلام دخـــتر خــود کـرده تا ابد او گــر نبـــود قـــبله ی ما کـربلا نبود شعر:استاد غلامرضا ظریف 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲ڪانال:گلواژه هاے اهل بیت (؏)نشر اشعار بروز ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃ ༅࿇༅ ❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ « اذن ورود » تو ای مرغ شباهنگم، به حسرت بال وپر وا کن صـدای کــوبۀ در شــد، برو زهـــرا تو در وا کن به نزد او ببر با خــود، سلام از من درود از من که این مهمان ناخوانده،گرفت اذن ورود ازمن.. حضــور او بُـوَد آری ، کلید قـفل در بسـتـه به هر جا می‌گــذارد، پا شـود بارِ ســفـر بسـتـه ولی می‌داند این مهمان ، که اینجا خـانۀ وحی است که دور شـمـع این محفـل ، پُر از پروانـۀ وحی است نشسـته بر لـب زهـــرا، دعـای عافیـت‌ سـوزی: خـدایا حرمـت ایـن در ، مـبادا بشـکـند روزی مدینـه در خیال خــود، غــم ما را تجســم کن میـان گـریۀ حســرت، تو با زهـــرا تبســـم کن مدینه! بعد پیغـمبر، چه محزون و غـم‌ انگیزی بهارت در سـفـر رفت و تو مهمـان‌دار پایـیزی مدینه بعـد پیغمـبر، ندیـدی روز خـوش دیگـر امان از بی‌وفـایـی‌ها ، امــان از چــرخ بازیگـر مدینه بـعد پیغمبر، مصیـبت سـر به هر سو زد خـودم دیدم کـه گلزارش،میان شعله می‌سوزد مـدینــه بعـد پیغمـبر ، تو با زهـــرا مـدارا کـن علی مظلوم و تـنها شـد، گره از کار او وا کـن مدینه بعد پیغمـبر، در این گلشن چه دیدی تو؟ صــدای قـلب زهــرا را، ز پشـت در شنـیدی تو شعر:محمد جواد غفورزاده 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲گلواژه‌هاے اهل‌بیت (ع) ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃༅࿇༅❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ «گل و شبنم» فاطمــه ای نـور چشــمان ترم کـم گــریه کن با دل ســوزان کــنـار بســتـرم کـم گــریـه کن دیده ات چون ابر باران دیده ای بارانی است نور دیـده پیش چشـمـان تـرم کـم گــریه کـن گرچه گل با شبــنم خود دیــدنی تر می شود تو ولی یاس بهشــتی منظـرم کــم گــریه کن گریه هایـت بـعد مـن فـریاد خواهد شد ولی پیش چشـمم ای گل غــم پرورم کم گریه کن تـو گلی و عـمـــر تـو از گل بـود کـــوتاه تـر زودتر از هـــر گل آیـــی در برم کـم گریه کن تاتوگریان می شوی هفت آسمان گریان شود صــبـر کـــن ای ابر باران آورم کـــم گریه کن تا نیفــتادی ز پا ای شـمــع جـمـع اهل بیـت پیش من در لحظـه های آخــرم کـم گریه کن دود و آتش چون بهشت وحی را در برگرفت در عــزای غنچــه ،ای نیلوفـــرم کم گریه کن رهبــر مظلوم ایـن امّـت چو درخانه نشست پیش چشم اشکبــارش دخــترم کم گریه کن هرچـه می خواهی «وفایی»گریه کن شب تا سحر تا که فــردا با تو گویـم در برم کــم گـریه کن شعر:استاد حاج سید هاشم وفایی 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲گلواژه‌هاے اهل‌بیت (ع) ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃༅࿇༅❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌࿇༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅࿇═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ (تقدیم به پیشگاه رسول خاتم،پیامبر اکرم علیه و علی آله آلاف التحیة و الثنا) عالم نداشت رونق اگر مصـطفی نبود با نور حـق فضــــای جهان آشـنا نبود آدم اگر به عشــــق محمــد نمی رسید حتی بهشـــت در نظرش با صـفا نبود او آمد و تمــام جهــان بوی حق گرفت او آمـد و سیـــاهی غــم در هــوا نبود دلهابه یک کرشمه ی اوجان تازه یافت تا او نبـود ، هیـــچ رخــــی دلربا نبود قـــبل از ظهــور دولت او خلق روزگار آشفته بود و جامعه ای یک صدا نبود گر اونبود -این سخن من گزاف نیست- نامی دگــــر به روشــــنی از انبیا نبود او گر نبــــود معنــی حــج نا تمام بود مکه نبـــود و ســعی نبود و صفا نبود گم می شــــدیم در دل تاریکــی زمان گر او نـــبود ، هیــچ کسی رهنما نبود دنیا بهشت کوچکی از جنس مهر بود خدمت اگـــر به خــلق خـدا ادعا نبود در ذهن ما صفا و محبت رواج داشت راهی کـــبـود ، فاصله ی بیـن ما نبود او گر نداشت ذکر خـدا را به روی لب امـروز ، ذکــر دائـــــــم مـا ربنــا نبود رحمت بر آن سفیرمحبت که بی گمان یک گام بیش،فاصله اش با خـدا نبود او هر چه داشت درطبقی از صفا نهاد هر جا که بـود از غــم مردم جدا نبود او گر نبود،خلق ،علی را نمی شناخت او ناشـــناس بود اگــــر مرتضی نبود جز با دعـــای حضــــرت سلطان انبیا این سینه هابه عشق علی مـبتلا نبود ما را غلام دخـــتر خــود کـرده تا ابد او گــر نبـــود قـــبله ی ما کـربلا نبود شعر:استاد غلامرضا ظریف 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲ڪانال:گلواژه هاے اهل بیت (؏)نشر اشعار بروز ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃ ༅࿇༅ ❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ « اذن ورود » تو ای مرغ شباهنگم، به حسرت بال وپر وا کن صـدای کــوبۀ در شــد، برو زهـــرا تو در وا کن به نزد او ببر با خــود، سلام از من درود از من که این مهمان ناخوانده،گرفت اذن ورود ازمن.. حضــور او بُـوَد آری ، کلید قـفل در بسـتـه به هر جا می‌گــذارد، پا شـود بارِ ســفـر بسـتـه ولی می‌داند این مهمان ، که اینجا خـانۀ وحی است که دور شـمـع این محفـل ، پُر از پروانـۀ وحی است نشسـته بر لـب زهـــرا، دعـای عافیـت‌ سـوزی: خـدایا حرمـت ایـن در ، مـبادا بشـکـند روزی مدینـه در خیال خــود، غــم ما را تجســم کن میـان گـریۀ حســرت، تو با زهـــرا تبســـم کن مدینه! بعد پیغـمبر، چه محزون و غـم‌ انگیزی بهارت در سـفـر رفت و تو مهمـان‌دار پایـیزی مدینه بعـد پیغمـبر، ندیـدی روز خـوش دیگـر امان از بی‌وفـایـی‌ها ، امــان از چــرخ بازیگـر مدینه بـعد پیغمبر، مصیـبت سـر به هر سو زد خـودم دیدم کـه گلزارش،میان شعله می‌سوزد مـدینــه بعـد پیغمـبر ، تو با زهـــرا مـدارا کـن علی مظلوم و تـنها شـد، گره از کار او وا کـن مدینه بعد پیغمـبر، در این گلشن چه دیدی تو؟ صــدای قـلب زهــرا را، ز پشـت در شنـیدی تو شعر:محمد جواد غفورزاده 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲گلواژه‌هاے اهل‌بیت (ع) ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃༅࿇༅❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ « اذن ورود » تو ای مرغ شباهنگم، به حسرت بال وپر وا کن صـدای کــوبۀ در شــد، برو زهـــرا تو در وا کن به نزد او ببر با خــود، سلام از من درود از من که این مهمان ناخوانده،گرفت اذن ورود ازمن.. حضــور او بُـوَد آری ، کلید قـفل در بسـتـه به هر جا می‌گــذارد، پا شـود بارِ ســفـر بسـتـه ولی می‌داند این مهمان ، که اینجا خـانۀ وحی است که دور شـمـع این محفـل ، پُر از پروانـۀ وحی است نشسـته بر لـب زهـــرا، دعـای عافیـت‌ سـوزی: خـدایا حرمـت ایـن در ، مـبادا بشـکـند روزی مدینـه در خیال خــود، غــم ما را تجســم کن میـان گـریۀ حســرت، تو با زهـــرا تبســـم کن مدینه! بعد پیغـمبر، چه محزون و غـم‌ انگیزی بهارت در سـفـر رفت و تو مهمـان‌دار پایـیزی مدینه بعـد پیغمـبر، ندیـدی روز خـوش دیگـر امان از بی‌وفـایـی‌ها ، امــان از چــرخ بازیگـر مدینه بـعد پیغمبر، مصیـبت سـر به هر سو زد خـودم دیدم کـه گلزارش،میان شعله می‌سوزد مـدینــه بعـد پیغمـبر ، تو با زهـــرا مـدارا کـن علی مظلوم و تـنها شـد، گره از کار او وا کـن مدینه بعد پیغمـبر، در این گلشن چه دیدی تو؟ صــدای قـلب زهــرا را، ز پشـت در شنـیدی تو شعر:محمد جواد غفورزاده 𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 📌درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،حذف نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاًجایز نمیباشد. |↲گلواژه‌هاے اهل‌بیت (ع) ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❃༅࿇༅❃༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─