پاییز که می شود
همه چیز میافتد
برگ از درختان
و هوای "تو" در دلم••!🌱
@goolanar
#مکتب_حاج_قاسم
📌 باید به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم!
آنکس که باید ببیند، میبیند...!
(حاج قاسم سلیمانی)
@goolanar
•🌱☕️•
این کار خدا بوده که یکباره بیُفتد
در تُنگِ بلورِ شب من مثل تو ماهی!
#میثم_قاسمی
@goolanar
از هر زمان به تو نزدیکترم
وقتی که دلم تنگ ولی با
یاد تو شاد است
🍃🍃حُسنا
@goolanar
#بهداشت_معنوی
هــــر لحظه این را به یــــاد داشته باش
که انـــدازه ی مشــــکلاتت
از قــــدرت خداونـــــد
خیلــــی کوچکـــــترند
پس با خودت زمزمه کن
لاحول ولا قوه الا بالله
#به_آسمان_نگاه_کن
@goolanar
🌟🌟حدیث روزانه 🌟🌟
امام هادی ( علیه السلام):
نارضایتی پدر و مادر کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند.
@goolanar
سالروز شهادت حمیدسیاهکالی مرادی
#خاطره ای از زبان همرزم حمید اقا🌷
میگفت آنقدر آتیش سنگین بود تو #العیس که نمیشد سرت رو بالا بیاری هر کسی رو میدیدی داره به یه سمتی تیراندازی میکنه داشتن شهر رو دور میزدن معلوم نبود کی به کیه اون وسط زکریا#شهید شده بود الیاس خبری ازش نبود مسعود یه گوشه از شهر مجروح شده بود صدای دادو بیداد بچهها میومد چند نفری رفته بودیم حمید رو بیارم عقب رسیدم بالا سرش آتیش سنگین بود سینهخیز رفتم کنارش نمیشد بلند شی یه تیکه طناب دستم بود حمید رو بستم به پاهام سینهخیز میکشیدمش عقب تمام ساعد دستم زخم شده بود آوردم پشت یه ساختمون یه نفربر خبر کردیم بیاد حمید رو ببریم عقب هنوز کموبیش جون داشت موج انفجار داغونش کرده بود نفربر اومد پشت ساختمون حمید رو اومدیم سوار کنیم نمیشد چون بدنش داغون بود مجبور شدیم با سنبه سلاح بدنش رو ببندیم تا صاف بشه بزاریم داخل نفربر بازم نشد یکی از بچه ها خوابید زمین حمید رو گذاشتیم روی اون نمیخواستیم بیشتر آسیب ببینه هنوز نفس میکشید هر دوشون رو بلند کردیم گذاشتیم داخل نفربر چند دقیقه ای طول کشید نفربر هم اوضای خوبی نداشت اومد حرکت کنه رفت وسط کوچه خاموش شد یا خدا وسط کوچه رو به روی دید دشمن بودیم گفتم که دیگه الانه همه با هم بریم رو هوا راننده نفربر داشت تمام تلاش خودش رو میکرد گلوله بود که میخورد بدنه نفربر ولی خب اثر نداشت بعد از دو دقیقه روشن شد و ما رو برد عقب انتهای شهر تحویل آمبولانس دادیم و ما برگشتیم جلو...
شادی روحشون صلوات 💔🍃
@goolanar