امام حسین علیه السلام:
فَكَاَنّ الدّنيا لَم تَكُن وَكَاَنّ الاخِرَةَ لَم تَزَل
لطفاً به بند اوّل سبابه ات بگو
یک ذره صبر و حوصله اش بیشتر شود
از بُخل زنگ خانهی من سکته میکند
دستت اگر کمی متمایل به در شود
در میزنی که وارد تنهاییام شوی
امّا بعید نیست زمانی که میروی
در از خودش جلای وطن ،گفته مثل من
در جست وجوی در زدنت در به در شود
گفتی بیا و سر بکش از استکان من
لا جرعه سرکشیدم و گس شد زبان من
گفتم بیا و دست بکش از دهان من
این زهرمار عرضه ندارد شکر شود
این بچه لاکپشت نگونبخت سالهاست
از تخم در می آید و سوی تو میدود
امّا مقدّر است که در آخرین قدم
یعنی در آستانه ی دریا دمر شود
دستت مبارک است که چک میزند به گوش
دستت مبارک است که می آورد به هوش
عیسای دستهای مبارک بزن مرا
تا مردهای به زنده شدن مفتخر شود