eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.7هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
◾️ کیفیت شهادت امام رضا(ع)؛ روایتی را شیخ مفید از عبدالله بن بشیر نقل کرده که عبدالله گفت: مأمون به من دستور داد که ناخن‌های خود را بلند کنم. سپس مرا خواست و چیزی به من داد که شبیه تمرهندی بود و به من گفت: این را به همه دو دست خود بمال. سپس نزد امام رضا ـ علیه‌السلام ـ رفت و به من دستور داد که انار برای ما بیاور؛ من اناری چند حاضر کردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار، من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانید و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار دو روز بیشتر زنده نماند.(۱) روایت دیگری را شیخ مفید از محمد بن جهم ذکر کرده که می‌گوید: حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ انگور دوست می‌داشت؛ پس قدری انگور برای حضرت تهیه کردند. در حبه‌های آن به مدت چند روز سوزن‌های زهرآلود زدند. سپس آن سوزن‌ها را کشیده و به نزد آن بزرگوار آوردند. آن حضرت از آن انگورهای زهرآلود بخورد و سبب شهادت ایشان شد.(۲) روایتی از اباصلت هروی نیز نقل شده که می‌گوید: مأمون امام رضا ـ علیه‌السلام ـ را فراخواند و آن حضرت را مجبور کرد از انگور بخورد، آن حضرت به‌واسطه آن انگور مسموم شد.(۳) 📚منبع (۱) الارشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۶۱ (۲) الارشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۶۲ (۳) اعلام الوری، فضل بن حسن طبرسی، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ج ۲، ص ۸۲ .
. ▪️ سخنان درشت مأمون به امام رضا (ع)؛ چون مأمو‌ن از زبان حضرت رضا (ع) شنید که می فرماید مرا به زهر ستم شهید خواهند کرد مأمون از شنیدن این سخنان گریان شد و گفت یابن رسول الله چه کسی می تواند شما را به قتل رساند؟ چه کسی یارای آن هست که تا من زنده هستم نسبت به شما بدی اندیشه کند؟ حضرت فرمود: «اگر بخواهم می توانم بگویم چه کسی مرا شهید خواهد کرد.» مأمون گفت: یابن رسول الله غرض شما از این سخنان آن است که ولایت عهد مرا قبول نکنی تا مردم بگویند که شما ترک دنیا کرده ای. حضرت فرمود: «به خدا سوگند از روزی که پروردگار من مرا خلق کرده است تا حال دروغ نگفته ام و ترک دنیا نکرده ام و غرض تو را می دانم.» مأمون گفت غرض من چیست؟ حضرت فرمود: «غرض تو آن است که مردم بگویند علی بن موسی الرضا ترک دنیا نکرده بلکه دنیا ترک او کرده بود، اکنون که دنیا او را میسر شد برای طمع خلافت ولایت عهد را قبول کرد.» مأمون در غضب شد و گفت پیوسته سخنان ناگوار در برابر من می گویی به خدا قسم که اگر ولایت عهد مرا قبول نکنی گردنت را خواهم زد. 📚منبع جلاء العیون، علامه مجلسی، ص ۹۳۶ .
. ◾️ حضور امام جواد(ع) بر بالین امام رضا(ع)؛ من (اباصلت) در وسط خانه محزون و ناراحت ایستاده بودم که ناگهان دیدم جوانی بسیار زیبا پیش رویم ایستاده که شبیه‌ترین کس به حضرت رضا(ع) است. جلو رفتم و عرض کردم: از کجا داخل شدید؟ درها که بسته بود، فرمود: «آن کس که مرا از مدینه تا اینجا آورد، از در بسته هم وارد کرد.» پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: «من حجت خدا بر تو هستم. ای اباصلت! من محمد بن علی الجواد هستم.» سپس به طرف پدر گرامیش رفت و فرمود: «تو هم داخل شو!» تا چشم مبارک حضرت رضا(ع) به فرزندش افتاد او را در آغوش کشید و پیشانی‌اش را بوسید. حضرت جواد(ع) خود را روی بدن امام رضا(ع) انداخت و او را بوسید. سپس آهسته شروع کردند به گفت‌وگو که من چیزی نشنیدم، اسراری بین آن پدر و پسر گذشت تا زمانی که روح ملکوتی امام رضا(ع) به عالم قدس پر کشید. امام جواد(ع) به تغسیل امام رضا(ع) پرداخت امام جواد(ع) فرمود: «ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.» گفتم: آنجا چنین وسایلی نیست. فرمود: «هر چه می گویم، بکن!» من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آن‌ها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم، حضرت جواد(ع) فرمود: «ای اباصلت! کنار برو، کسی که به من کمک می‌کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود: «داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.» من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم،‌ حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود: «تابوت را بیاور» عرض کردم: از نجاری؟ فرمود: «در خزانه تابوت هست» داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم. امام جواد(ع) پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد. ناگهان تابوت به سوی آسمان رفت. هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم: یا ابن رسول الله! الان مأمون می‌آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضا(ع) چه شد؟ فرمود: «آرام باش! آن بدن مطهر به زودی بر می‌گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی‌میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصی‌اش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصی‌اش در غرب عالم بمیرد.» در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست، سپس حضرت جواد(ع) بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود: «ای اباصلت! برخیز و در را برای مأمون باز کن.» ناگهان مأمون به همراه غلامانش با چشمی گریان و گریبانی چاک کرده داخل شد. همان طور که بر سر خود می زد، کنار سر مطهر حضرت رضا(ع) نشست و دستور تجهیز و دفن امام را صادر کرد. تمام آنچه را که امام رضا(ع) به من فرموده بود به وقوع پیوست. 📚منبع عیون اخبار الرضا، علامه مجلسی، ج ۲، ص ۲۴۲ .
📣 کمک امام رضا (ع) به زائران در راه مانده؛ محدث نوری رضوان الله عليه نقل می كند: يكی از خدمتگزاران حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام گفت: در شبی كه نوبت خدمت من بود، در رواقی كه به دارالحفاظ معروف است خوابيده بودم. ناگاه در خواب ديدم كه در حرم مطهر باز شد خود حضرت امام رضا عليه السلام از حرم بيرون آمدند و به من فرمودند: «برخيز و بگو مشعلی فروزان بالای گلدسته ببرند، زيرا جماعتی از اعراب بحرين به زيارت من میآيند و اكنون در اطراف طرق (هشت كيلومتری مشهد) بر اثر بارش برف راه را گم كرده‌اند برو به ميرزا شاه نقی متولی بگو مشعلها را روشن كند و با گروهی از خادمان جهت نجات و راهنمايی آنان حركت كنند» آن خادم می گويد: از خواب پريدم و فوری از جا برخاستم و مسئول خدام را از خواب بيدار كرده و ماجرا را برايش گفتم او نيز با شگفتی برخاست و با يكديگر بيرون آمديم در حالی كه برف به شدت می باريد مشعل دار را خبر كرديم و او به سرعت مشعلی روی گلدسته روشن كرد آنگاه با عده‌ای از خدام حرم به خانه‌ی متولی رفتيم و ماجرا را برايش شرح داديم سپس با گروهی مشعل دار به طرف طرق حركت كرديم نزديك طرق به زوار رسيديم. آنان در هوای سرد و برفی ميان بيابان گویی منتظر ما بودند از چگونگی حالشان جويا شديم گفتند: ما به قصد زيارت حضرت رضا عليه السلام از بحرين بيرون آمديم امشب گرفتار برف و سرما شده و از راه خارج گشتيم و ديگر نمی توانستيم مسير حركت را تشخيص دهيم تا اينكه از شدت سرما دست و پای ما از كار افتاد و خود را آماده‌ی مرگ نموديم. از مركب‌ها فرود آمديم و همه يك جا جمع شديم. فرش‌هايمان را روی خود انداختم و شروع به گريستن كرديم و به حضرت رضا عليه السلام متوسل شديم. در ميان مسافران مردی صالح و اهل علم بود. همين كه چشمش به خواب رفت، حضرت رضا عليه السلام را در خواب زيارت نمود كه به او فرمود: «برخيز! كه دستور داده‌ام چراغ‌ها را بالای مناره‌ها روشن كنند. شما به طرف چراغ‌ها حركت كنيد» همه برخاستيم و به طرف چراغ‌ها حركت كرديم كه ناگاه شما را ديديم 📚 منبع دارالسلام، عراقی میثمی، ج۱، ص ۲۶۷
. ◾️ ساعات پایانی عمر امام رضا (ع)؛ یاسر خادم می گوید: چون ساعتهای آخر روز وفات حضرت رضا (ع) رسید، بسیار ضعیف بود، پس از ادای نماز ظهر به من فرمود: «آیا غلامان و خدمتکاران غذا خورده اند؟» گفتم: آقا جان با این حالی که شما دارید، چه کسی در اینجا غذا می خورد؟ حضرت برخاست و نشست و فرمود: «سفره را بیاورید» خدمتکاران را کنار سفره نشانید و خود نیز کنار سفره نشست و از حال یکایک آنها تفقد کرد و سپس به دستور آن حضرت غذا برای زنها بردند و پس از غذا خوردن آنها، امام بیهوش شد و ضعف بر آن حضرت غالب گردید، از حاضران صدای شیون برخاست. مأمون (برحسب ظاهر) می گریست و اشک بر گونه هایش می ریخت و اظهار تأسف می کرد، او بالای سر حضرت بود که به هوش آمد و به مأمون فرمود: «با ابی جعفر (فرزندم محمدتقی) خوشرفتاری کن!…» امام پس از گذشتن پاسی از شب رحلت نمود. 📚منبع عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۴۱ .......... 🔳 آزار و اذیت امام رضا (ع) توسط مأمون؛ به قدری از ناحیه مأمون به آن حضرت ناراحتی روحی وارد شد که روز جمعه در مسجد جامع دست به دعا بلند می کرد و می گفت: «اَللّهُم اِنْ کانَ فَرَجِی مِمّا اَنَا فِیهِ بِالْمَوْت فَعَجِّلْ لِیَ السّاعَهَ» «خدایا اگر گشایش کار من در چنین وضع ناگواری که هستم با مرگ انجام می شود، هم اکنون در مرگ من شتاب کن» 📚منبع منتخب التواریخ، خراسانی، ص ۵۸۱ .
◼️ صله‌ امام رضا (ع) به يك شاعر با اخلاص؛ مرحوم حاج شيخ ابراهيم صاحب الزمانی از مداحان مخلص و مرثيه خوانان باسوز اهل بيت عليه السلام بود او سال‌ها پيش از شروع درس مرحوم آيه الله حائری بنيانگذار حوزه‌ علميه‌ قم، دقايقی چند روضه می خواند و آنگاه آيت الله حائری درس خويش را آغاز می كرد. او داستانی شنيدنی دارد كه از حضرت رضا عليه السلام برای مدح خويش صله دريافت داشته است! خود نقل می كرد كه يك بار مشهد مقدس مشرف شدم و مدتی در آنجا اقامت گزيدم. پولم تمام شد و كسی را هم برای رفع مشكل خويش نمی شناختم. از اين رو قصيده‌ای در مدح حضرت رضا عليه السلام سرودم و فكر كردم كه بروم و آن را برای توليت آستان مقدس بخوانم و صله بگيرم با اين نيت حركت كردم، اما در ميان راه به خود آمدم كه چرا نزد خود حضرت رضا عليه السلام نروم و آن را برای وی نخوانم؟! به همين جهت كنار ضريح رفتم و پس از استغفار و راز و نياز با خدا، قصيده‌ی خود را خطاب به روح بلند و ملكوتی آن حضرت خواندم و تقاضای صله كردم. ناگاه ديدم دستی با من مصافحه نمود و يك اسكناس ده تومانی در دستم نهاد. بی درنگ گفتم: سرورم! اين كم است ده تومانی ديگر داد باز هم گفتم: كم است تا به هفتاد تومان كه رسيد، ديگر خجالت كشيدم تشكر كردم و از حرم بيرون آمدم . كفش‌های خود را كه می پوشيدم ديدم آيه الله حاج شيخ حسنعلی تهراني جد آيت الله مرواريد، با شتاب رسيد و فرمود: شيخ ابراهيم! گفتم: بفرماييد آقا! گفت: خوب برای آقا حضرت رضا عليه السلام مدح می گويی و صله می گيری. صله را به من بده بی معطلی پول‌ها را به او تقديم كردم و او يك پاكت در ازای آن به من داد و رفت وقتی گشودم ديدم دو برابر پول صله است يعنی يكصد و چهل تومان. 📚 منبع کرامات الصالحین، شریف رازی، ص ۲۱۶
. 🏴 شهادت امام رضا علیه السلام؛ امام رضا (ع) به اباصلت فرمود: «فردا من بر این فاجر (فاسق یعنی مأمون) وارد می شوم، اگر با سر برهنه بیرون آمدم با من سخن بگو که جواب سخنت را می دهم و اگر با سر پوشیده بیرون آمدم با من سخن مگو. اباصلت می گوید: فردای آن روز شد، امام لباس بیرونی خود را پوشید و در محراب عبادتش نشست و در انتظار بود که ناگهان غلام مأمون آمد و به امام گفت: امیرمؤمنان شما را خواسته هم اکنون خواسته او را اجابت کن امام عبا و کفش خود را پوشید و برخاست و به خانه مأمون روانه گردید و من پشت سرش رفتم، تا اینکه امام نزد مأمون رسید، دیدم مقداری انگور و میوه های دیگر در جلو مأمون است و در دست مأمون خوشه انگوری بود که قسمتی از آن خورده بود و قسمتی از آن باقی مانده بود، وقتی که مأمون حضرت رضا (ع) را دید، برخاست و با احترام خاصی با حضرت معانقه کرد و بین دو چشم آن حضرت را بوسید و کنارش نشانید و سپس همان خوشه را که در دستش بود به آن حضرت داد و گفت: ای پسر رسول خدا! انگوری بهتر از این انگور ندیده ام بفرمائید بخورید. امام فرمود: «چه بسا انگوری که در بهشت است بهتر از این است.» مأمون گفت: از این انگور بخور. امام فرمود: «مرا از خوردن آن معاف دار.» مأمون گفت: حتماً باید بخوری، مبادا از اینکه نمی خوری می خواهی ما را به چیزی متهم کنی، با آن همه اخلاصی که از من می بینی! مأمون آن خوشه را از حضرت گرفت، چند دانه آن (که می شناخت مسموم نشده) خورد و بار دیگر آن خوشه را به امام داد و مبالغه کرد که بخور. امام (ع) سه دانه از آن انگور را خورد، پس از چند لحظه حالش دگرگون گردید، و بقیه آن خوشه را به زمین افکنده و همان دم برخاست که برود، مأمون گفت: کجا می روی؟ امام فرمود: «اِلی حَیْثُ وَجَّهْتَنِی، به همانجا که مرا فرستادی» امام در حالی که سرش را پوشانده بود (عبا بر سر افکنده بود) بیرون آمد، من طبق سفارش قبل امام، با او سخن نگفتم تا وارد خانه اش شد و فرمود: «در را ببند» در بسته شد، سپس به بستر خود خوابید و من در حیاط خانه، غمگین و ناراحت ایستاده بودم، ناگهان جوان خوش سیما و پیچیده مویی را دیدم که بسیار به امام رضا (ع) شباهت داشت، به طرف او شتافتم و گفتم: در بسته بود از کجا وارد شدی؟ فرمود: «همان خدایی که در این وقت از مدینه مرا به اینجا آورد، او مرا از در بسته وارد این خانه کرد.» گفتم: تو کیستی؟ فرمود: «اَنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکَ یا اَباصَلْتٍ» «ای اباصلت من حجت خدا بر تو هستم، من محمدبن علی هستم» سپس به طرف پدرش رهسپار شد و داخل حجره گردید و به من فرمود: «تو نیز وارد خانه شو.» وقتی که امام رضا (ع) او را دید، از جای جست و دست بر گردن جوانش انداخت و او را در آغوش خود چسبانید و بین دو چشمش را بوسید و او را در بستر خود وارد کرد. امام جواد (ع) خود را به روی پدر افکند و پدر را می بوسید، در این حال امام رضا (ع) راز و اسراری با او گفت که من نفهمیدم… و در این حال امام هشتم (ع) در آغوش پسر از دنیا رفت. 📚منبع عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۴۴ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
◾️ تواضع و فروتنی امام رضا (ع)؛ کلینی از مردی بلخی روایت کرده است: من در سفر خراسان همراه امام (ع) بودم، روزی هنگامی که سفره گسترده شد، امام (ع) از همه خدمتکاران خواست تا در کنار او بر سر سفره بنشینند. عرض کردم، فدایت شوم، بهتر بود سفره آنان را جدا می کردی؟ فرمود: «ساکت باش! همانا پروردگار و پدر و مادر همه ما یکی است و پاداش هم به اعمال است»(۱) روزی امام (ع) در حمام پس از تقاضای فردی که آن حضرت را نمی شناخت، تن او را کیسه کشید. هنگامی که دیگران امام (ع) را به او معرفی کردند، شرمنده شد و به عذرخواهی از آن حضرت پرداخت. امام (ع) در حالی که او را کیسه می کشید، دلداری اش داد و فرمود: «عیبی ندارد»(۲) 📚 منبع (۱) کافی، شیخ کلینی، ج ۸، ص۲۳۰ (۲) مناقب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۳۶۲ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #حکایات #امام_رضا 1⃣زنده شدن نقش شیرانِ روی پرده با اشاره #امام_رضا_علیه_السلام !👇 ✅شیخ صدوق نقل
. 📣 جود و بخشش امام رضا (ع)؛ مردی به حضور امام رسید و عرض کرد: من از دوستان شما خاندان هستم هم اکنون از سفر مکه باز می گردم و پولم را گم کرده ام. در صورتی که شما کمکی به من بفرمایید پس از بازگشت به وطنم آن مبلغ را از جانب شما صدقه خواهم داد. امام (ع) به اندرون رفت و پس از لحظاتی بازگشت و از بالای در، بدون آنکه در را بگشاید مبلغ دویست دینار به او داد و فرمود: «این مبلغ را بگیرد و برای خود مبارک بدان و از طرف من هم صدقه مده و فورا بیرون رو که نه من تو را ببینم و نه تو مرا.» پس از آنکه سائل بیرون رفت، یکی از حاضران که از سخنان و رفتار امام (ع) به شگفت آمده بود پرسید: با آنکه مبلغ زیادی به وی دادید چرا خودتان را به او نشان ندادید؟ فرمود: «برای آنکه نمی خواستم ذلت سؤال را در چهرۀ او مشاهده کنم؛ مگر نشنیده ای که پیغمبر (ص) فرمود: کسی که پنهانی انفاق کند معادل با آن است که هفتاد حج انجام داده باشد.» 📚منبع بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۴۹، ص۱۰۱ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
📋 جلسه سوم " #سخنرانی ایام اربعین، بین راه نجف به کربلا" 📆 یکشنبه‌ ۱۲ شهریور‌ماه ۱۴۰۲ موضوع: یاد مرگ
. 📣 ثواب زیارت امام رضا (ع)؛ حمدان نقل می کند که بر امام جواد علیه السلام وارد شدم و عرض کردم: کسی که پدرت را در طوس زیارت کند چه برایش قرار داده شده است؟ ایشان فرمودند: «من زار قبر ابی بطوس غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» «هر کس پدرم را در طوس زیارت کند، گناهان گذشته و آینده اش بخشیده می شود» حمدان می گوید: بعد از این واقعه، نزد ایوب بن نوح بن دراج رفتم و فرمایش امام را برای او نقل کردم، او گفت من هم این مطلب را از ایشان شنیده ام و نیز مطلب دیگری شنیدم که برایت نقل می کنم. از امام علیه السلام شنیدم که فرمود: «من زار قبر ابی بطوس غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر فاذا کان یوم القیامة نصب له منبر بحذاء منبر رسول الله صلی الله علیه و آله حتی یفرغ الله من حساب الخلائق» «هر کس قبر پدرم را در طوس زیارت کند، گناهان گذشته و آینده او بخشیده می شود و روز قیامت منبری مقابل منبر پیامبر صلی الله علیه و آله برای ایشان نصب می شود تا اینکه خدا به حساب خلائق رسیدگی کند.» همچنین علی بن مهزیار نقل می کند که خدمت امام جواد علیه السلام عرض کردم: ما لمن اتی قبر الرضاء علیه السلام؛ برای کسی که قبر امام رضا علیه السلام را زیارت کند چه ثوابی قرار داده شده است؟ امام فرمودند: «الجنة والله؛ قسم به خدا! پاداش او بهشت است.» 📚منبع کامل الزیارات، ابن قولویه قمی، ص۳۰۴ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۹۹، ص ۴۰ ......... 📣 حرم امام رضا (ع) قطعه ای از بهشت؛ قالَ الإمام الجواد(عليه السلام): «إنَّ بَيْنَ جَبَلَي طُوس قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ النّار» امام جواد (عليه السلام) فرمودند: «همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه ای می باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود ـ و با معرفت زيارت كند ـ ، روز قيامت از آتش در امان خواهد بود.» 📚منبع عيون اخبارالرّضا، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۵۶ ......... 📣 فضیلت زیارت امام رضا (ع)؛ از حضرت رضا (علیه السلام) شنیدم که فرمودند: «هر کس از دوستانم مرا زیارت کند در حالی که حقم را بشناسد، روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.» در روایتی دیگر، حسن بن فضال از آن حضرت این گونه نقل کرده است: «من مسموم و کشته و در غربت دفن خواهم شد و این مطلب را از طریق پدرم، به نقل از پدرش و اجدادش، از امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می دانم. آگاه باشید هر کس مرا با غربت و دوری سرایم زیارت کند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود و کسی که ما شفیع او باشیم، اگر چه به اندازه جن و انس گناه داشته باشد، گناهان او بخشیده خواهد شد» 📚منبع من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۲، ص۵۸۳ امالی، شیخ صدوق، ص۱۱۹ عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، ج۲، ص۲۶۳ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
📋 جلسه سوم " #سخنرانی ایام اربعین، بین راه نجف به کربلا" 📆 یکشنبه‌ ۱۲ شهریور‌ماه ۱۴۰۲ موضوع: یاد مرگ
📣 فضیلت زیارت امام رضا(ع) در بیان امام صادق(ع)؛ شیخ صدوق از حمزة بن حمران نقل کرده است که: حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: «نوه ی من در سرزمین خراسان در شهری به نام طوس کشته می‌شود. هر که او را زیارت کند در حالی که معرفت به مقام او دارد با دستان خودم در روز قیامت او را گرفته و به بهشت خواهم برد حتی اگر گرفتار گناهان کبیره باشد.» راوی می گوید گفتم: فدایت شوم معرفت داشتن به حق او یعنی چه؟ فرمودند: «بداند که او امام واجب الاطاعة و شهید است. هر که او را با این معرفت زیارت کند خداوند به او پاداش ۷۰ هزار شهید همانند شهیدانی که در رکاب پیامبر به حقیقت شهید شده‌اند خواهد داد.» 📚منبع مقتل معصومین، جمعی از محققین، ج٣، ص٣۶٢ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #شهادت_امام_رضا 🔳 وداع امام رضا (ع) با اهل و عیال خود؛ ابن بابویه به سند معتبر از وشاء روایت کرد
. 📣 خبر شهادت امام رضا (ع) توسط خودش؛ شیخ صدوق از محول سیستانی نقل کرده است که: وقتی چاپارها خبر گسیل داشتن امام رضا علیه السلام را آوردند من در مدینه بودم. آن حضرت برای وداع با پیامبر(ص) به مسجد رفت و چندین بار وداع می نمود و تا درِ مسجد می آمد و مجددا برمی گشت و صدای گریه اش بلند می‌شد. من قدم پیش گذاشته و سلام دادم آن حضرت پاسخم را داد و من -شاید به خاطر دعوتی که از حضرت شده است- به او تهنیت گفتم فرمود: «رهایم کن من از جوار جدم بیرون برده می شوم و در غربت می میرم و در کنار هارون دفن می شوم» راوی می‌گوید من در پی حضرت روان شدم و همانگونه که فرموده بود واقع شد. 📚منبع مقتل معصومین، جمعی از محققین، جلد٣، ص٣۶٩ .