eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.7هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. آبرومندی و آبروداری منبر ۲۰ دقیقه ای🕙 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلّیَ اللهُ عَلَى خَیرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین‏ ☑️مقدمه یکی از موضوعات اخلاقی مهم و دارای اولویت که باید در جلسات ایمانی از آن حرف زده شود موضوع آبرو و حرمت مؤمن است . ➖«آبرو» از دو کلمه «آب» و «رو» تشکیل شده است. در عربی « ما الوجه» به همان معنا به کار رفته است ؛ ➖ در قرآن و حدیث و کتب اخلاقی، تحت عناوین مختلف از قبیل عفت وتعفف ، وجه و وجاهت، حرمت مؤمن،  غیبت و بهتان در این خصوص بحث صورت گرفته است. ➖ از آن جایی که قرآن کریم، انسان را موجودی برخوردار از کرامت و شرافت ذاتی دانسته: «وَ لَقد کَرّمنا بَنی ءَادَم» پس  گرامی داشت انسان یک تکلیف الهی است که می طلبد افراد با ایمان همواره و به طور طبیعی درمقابل هر آن‌چه حرمت خود یا دیگری را تهدید می کند، عکس‌العمل‌نشان‌ دهند. ➖خداوند ملاک اعتبار و آبرومندی انسان را در تقوا دانسته است؛ » إنَّ أکرَمَکُم عِنداللّهِ أتقیـکُم.» گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است! ➖یکی از بالاترین سرمایه های انسان ها، آبرو است. هر انسانی از آشکارشدن ضعف ها و عملکردهای زشت خود در هراس است. از دست رفتن وجهه و آبرو، سرآغاز بسیاری از هنجارشکنی ها، بزهکاری ها و گناهان است. ➖ آبروداری در تعالیم اسلام هم تکلیف خود انسان است و هم حقی است که بر دیگران دارد. پس بحث آبرو را در دو محور آبرومندی و آبروداری میتوان تصور کرد به این معنا که انسان نسبت به حفظ آبروی خویش مکلف است و ما از این مهم با عنوان آبرو مندی تعبیر کردیم و از عبارت آبرو داری تکلیف اخلاقی و اسلامی حفظ آبروی دیگران را قصد کرده ایم . ➖ تکلیف اجتماعی در خصوص آبروداری در سه مرحله قابل تصور است چنانچه نقطه مقابل آن یعنی رذیله آبرو ریزی نیز در سه مرحله قابل تصور است؛ ➕ دغدغه آبروی افراد ➖نقشه کشی برای آبروی افراد ➕سعی در حفظ آبروی افراد ➖اقدام به آبرو ریزی افراد ➕ اقدام به اعاده حیثیت ➖ممانعت از اعاده حیثیت ☑️نکته ای تفسیری إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ کسانی که دوست دارند زشتیها( در مورد نوامیس افراد) در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است؛ و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید! ➖فیلسوف بزرگ جهان تشیع جناب ملا صدرا در توضیح آیه فوق نکته جالب نوشته اند؛ خداوند در این آیه نه برای تشییع فاحشه (آبرو ریزی) بلکه برای دوست داشتن تشییع فاحشه وعده عذاب داده است؛ چرا که کسی که قوه عاقله را در گناه به کار می برد قباحت کار ش نسبت به کسی که قوه شهوت و غضب را در گناه به کار گرفته بیشتر است چون قوه عقل برای خداوند عزیز و مقدس است و کسی که آن را در گناه به کار بگیرد قبحش بیشتر است. ➖به نظر می آید هر دوست داشتنی از مقوله نیت نیست تا گفته شود طبق احادیث برای نیت گناه، گناهی نیست، زیرا آن احادیث، مربوط به گناهانى است که عمل خارجى دارد، و نیت، مقدمه آن است مانند: ظلم، دروغ و غصب حقوق، نه گناهانى که ذاتاً جنبه درونى دارند و عمل قلبى محسوب مى شود، (مانند شرک و ریا و کتمان شهادت و حب و بغض). و برخی نیت ها زمينه گناه را فراهم مي کند و به روح و روان انسان صدمه مي زند و تاريکي در اطراف روان و روح انسان ايجاد مي کند. 🔴مجازات برای آبرو ریزی خداوند ،برای آبروریزی و متّهم کردن دیگران علاوه بر عذاب اخروی ، مجازات شلاق ، در نظر گرفته است؛ نظیر آیه حدّ قذف : «والّذینَ یَرمُونَ المُحصَنـتِ ثُمَّ لَم یأتوا بِأربَعةِ شُهداء فاجلِدوهُم ثَمـنینَ جَلدَةً و لاتَقبَلوا لَهم شَهـدةً أبداً و أولـئِک هُمُ الفـسِقونَ؛   و کسانی‌که به زنان شوهردار نسبت زنا می‌دهند؛ سپس چهار گواه نمی‌آورند، هشتاد تازیانه به آنان بزنید و هیچ‌گاه شهادتی از آنان نپذیرید و اینان خود فاسقند». ➖«قذف» اتهام  زنا و لواط است.قذف در لغت به معنای پرتاب کردن با سنگ، سخن و... است.گفته شده کسی که قذف می‌کند در واقع نسبت ناروایی به سوی دیگری پرتاب می‌کند. ➖در تفسیر نمونه، می نویسد: هدف از اجرای حد قذف حفظ آبروی انسان‌ها و جلوگیری از مفاسد اجتماعی و اخلاقی قذف است. اگر افراد فاسد در صورت اتهام و نسبت ناروا به دیگران، مجازات نشوند، آبرو و حیثیت مردم در معرض خطر قرار می‌گیرد و موجب بدبینی مردم نسبت به یکدیگر و فروپاشی خانواده‌ها می‌شود.(۱) 🔻 ادامه دارد 👇
اراهـــــکارهای حفــــــــــظ آبرو꧁ 🔻چنانچه در اوایل بحث گفته شد انسان هم برای حفظ آبروی خود هم برای حفظ آبروی افراد تکلیف دارد، در این قسمت نکاتی به عنوان راهکارهای حفظ آبروی خود و دیگران تقدیم می شود🔺 🔹پرهیز از مواضع تهمت انسان باید حرمت خود را پاس بدارد و به امید پرده پوشی دیگران، خویشتن را آماج تهمت و غیبت و سوءظن و تحقیر دیگران قرار ندهد. ➖امام صادق (ع)فرمود: «مَن دَخَلَ مَوضِعاً مِن مِواضِع التُهمة فَاتُّهِمَ لایلومَنَّ إلّا نَفسَه» هر کس به مکان تهمت خیز وارد شود و متهم شود، جز خودش کسی را شماتت نکند».(۲) 🔹تمرین رازداری ➖امیرمؤمنان(ع) فرمود:« سِرُّكَ أسِيرُكَ فإن أفشَيتَهُ صِرتَ أسِيرَهُ». راز تو اسیر توست . اگر آن را فاش كنى تو اسیر او خواهى شد .(۳) ➖و فرمود : «اُبْذُلْ لِصَدِيقِكَ كُلَّ المَوَدَّةِ و لا تَبذُلْ لَهُ كُلَّ الطُّمَأنِينَةِ» . هرچه محبّت دارى نثار دوستت كن ، اما هرچه اطمينان دارى به پاى او مريز .(۴) ➖به قول سعدی خامشی به که ضمیر دل خویش به کسی گویی و گویی که: مگوی ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد، نتوان بستن جوی ➖به فرموده امام رضا(ع) حفظ اسرار را باید از خدا آموخت ؛ «فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ...» ».خداوند بیش و پیش از هرکس، از اعمال، حالات، رفتار، عیوب و گناهان بندگانش باخبراست، اما ... حلم و بردباری و پرده‏پوشی و رازداری او بیش از همه ‏است.(۵) ➖خلاصه اینکه بی احتیاطی و بی مبالاتی و زیاده روی در سخن موجب تخریب آبرو و شخصیت انسان است. «إذا أرادَاللهُ بِعَبدٍ خِزیاً أجری فَضیحتَهُ علی لسانه»؛ اگر خدا رسوایی کسی را بخواهد او را به وسیله زبانش مفتضح می کند».(۶) 🔹پرهیز از ستیزه علی (ع) فرمود: «مَنْ ضَنَّ بِعرضِه فَلَیدَع المِراءَ»  هر کس به حفظ آبروی خود علاقه دارد، باید جدال را فرو گذارد».(۷) 🔹استفاده از دارایی برای حفظ آبرو امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «إنَّ أفضَلَ الفعالِ صیانَةُ العِرض بِالمال»؛بهترین کارها، حفظ آبرو به وسیله دارایی است. در روایتی دیگر آمده است: «خَیرُ اموالِکَ ما وَقی عِرضَکَ»؛ بهترین اموال تو، آنهایی است که موجب آبرومندی تو شود.(۸) پیامبر(ص) در مقام ارزش و اهمیت حفظ آبرو می فرمایند: «ذُبُّوا عَنْ أَعْراضِکُمْ بِأَمْوالِکُمْ»؛ با اموال خود از آبروی خویش دفاع کنید».(۹) البته آبروداری به وسیله مال نباید به اشرافی گری، اسراف، تکلّف و تفاخر بینجامد. 🔹اجتناب از سوال منظور از سؤال در این عبارت گدایی است که به گدا سائل( سوال کننده) گفته می شود. ➖امام علی (ع) فرمود: «ماءُ وَجْهِکَ جامدٌ تقطره السؤال فَانظُر عِندَ مَن تَقطُرُه»؛ .آبروی تو[مثل یخ جامد و] محفوظ و پا برجاست. اما درخواست از دیگران، آن را قطره قطره فرو می ریزد، پس اندیشه کن که آن را نزد چه کسی می ریزی؟».(۱۰) دست طلب چو پیش کسان کنی دراز پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش ➖از امام صادق (ع) نقل شده: «شیعتُنا مَنْ لایسألُ الناس شیئاً و لَو ماتَ جوعاً»؛ شیعه ما، دست نیاز به سوی مردم دراز نمی کند اگرچه از گرسنگی بمیرد».(۱۱) 🔹اجتناب از اعتراف به گناه در دین محرف مسیحیت یکی از اعمالی که در کلیسا انجام میگیرد، اما در دین اسلام اعتراف به گناه نزد دیگران به دلیل اشاعه فحشا و ریخته شدن آبرو، جایز نیست. اعتراف به گناه فقط در پیشگاه خدا جایز بوده و در روایات برای این عمل آثار معنوی مانند آمرزش گناهان برشمرده‌اند. 🔹پرهیز از سو ظن اظهار سوءظن، عامل ریخته شدن آبروی مؤمن است. از همین رو اسلام بدگمانی و اظهار سوء ظن را حرام دانسته است؛ زیرا به صرف بدگمانی نمی توان آن را اظهار و آشکار کرد؛ چون موجب می شود تا این بدگمانی مسیر درست قضاوت و رفتار را به انحراف بکشاند. [حجرات/۱۲] البته باید توجه داشت که نهی از سوءظن به اعتبار اظهار و ترتیب اثر بر آن است، نه مجرد بدگمانی در قلب، زیرا اظهار سوءظن، حیثیت مؤمن را خدشه دار می کند و از همین رو در قرآن از آن نهی شده است. 🔹پرهیز از غیبت غیبت: چنانکه گفته شد غیبت، از عوامل هتک آبروی دیگران است لذا در اسلام و قرآن از آن نهی شده است. 🔹رهایی ازتعلقات دنیوی حضرت علی(ع) می فرماید:« ماصانَ الأعراضَ کالإعراضِ عَنِ الدُّنیا وَ سُوءِ الأَغراض»؛ مصون نداشته آبرو را هیج چیز به اندازه پشت پا زدن به علائق دنیا و دست کشیدن از اغراض انحرافی (۱۲) نکته ؛ این جمله از نظر فصاحت و زیبایی در اوج است، استفاده از سه کلمه شبیه به هم اما متفاوت ؛ اغراض،اِعْراض و أَعْراض. 🔹اعاده حیثیت اگر کسی به هر دلیلی آبروی خود را از دست داده داده باید یوسف طور، و مریم وار تلاش خود را بکند و با کارها و رفتارهای مناسب اعاده حیثیت نماید. 🔻 ادامه دارد 👇
🔻چند داستان در ارتباط با موضوع مورد بحث تقدیم می شود🔺 💠داستان پادشاه مصر خوابي مي بيند و تعبيري براي آن پيدا نمي كند. به اشاره بعضي از مشاوران خود، دستور مي دهد يوسف عليه السلام را نزد او بياورند، ولي وقتي فرستاده پادشاه نزد يوسف مي آيد، يوسف به او مي گويد: نزد پادشاه برگرد و از ماجراي زناني بپرس كه دستان خود را بريدند. بدين سان، موضوع آشكار مي شود و زليخا با اعتراف به جرم خويش، تصديق مي كند كه يوسف عليه السلام از راست گويان است. حضرت يوسف عليه السلام با اين حركت ثابت كرد كه اهل خيانت نبوده و به دفاع از حيثيت و آبروي خويش برخاسته است؛ زيرا آبرو، اصلي ترين سرمايه مؤمن به شمار مي رود. 💠داستان حضرت مریم(ع) به جهت اینکه در اوج عفت پیشگی بود از طرف خداوند برای یک امر شگفت انگیز و مهم برگزیده شد. فرشته خداوند، به صورت انسانی بر مریم نازل شد تا به او فرزندی به نام عیسی عنایت کند و مریم بدون این که تا پیش از آن با مردی تماس بگیرد، به عیسی حامله شد. آن گاه که درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید. از شدت نگرانی که نسبت به آبروی خود داشت گفت«يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا» ؛ ای کاش من از این پیش مرده بودم و از صفحه عالم به کلّی نامم فراموش شده بود. در آن بیابان مریم تنها و بی پناه و بدون یار و مددکاری که در هنگام وضع حمل به او کمک کند و باعث تسکین دردش شود. از قسمت زیر پای خود صدایی ملکوتی به مریم آرامش داد که غم مدار، پروردگارت از زیر قدم تو چشمه آبی جاری کرد. ای مریم شاخ درخت خرما را حرکت بده تا از آن برای تو رطب تازه فرو ریزد. و تناول کن و از این چشمه آب بنوش و چشم خود را به عیسی روشن دار. وقتی فرزند پاک را در آغوش گرفت باز به قدرت خداوند صدای ملکوتی از فرزندش شنید که « مثل او مثل آدم است بدون پدر به دنیا آمده است. اگر کسی از جنس بشر را که دیدی به او بگو که من برای خدا نذر روزه سکوت کرده ام و با هیچکس امروز هرگز سخن نخواهم گفت. بالاخره مریم با فرزند مقدس ش وارد شهر شد. و چون مردم، او را با نوزادش دیدند، زبان به سرزنش او گشودند و هرکس تهمتی زد و ناسزایی گفت. آنها در ملامت و سرکوب او شدت عمل به خرج دادند. برخی شرافت خاندانش را بخاطرش می آوردند و بزرگواری اصل و نسب او را تذکر می دادند. هنگامی که زنان قومش به مریم تهمت زدند، سخنان نوزاد تازه متولد شده اعاده حیثیت از مریم پاک بود که مردم با تعجب شنیدند که إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّاوَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا «من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است! و مرا -هر جا که باشم- وجودی پربرکت قرار داده؛ و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبّار و شقی قرار نداده است! و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولّد شدم، و در آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!» 💠داستان سعدی در گلستان آورده است: یکی از بزرگان از پارسایی پرسید: «نظر تو در مورد فلان عابد چیست که مردم درباره او سخن ها می گویند و در غیاب او، از او عیب جویی می کنند؟» پارسا گفت: «در ظاهر او عیبی نمی بینم و در مورد باطنش نیز آگاهی ندارم». 🔻 ادامه دارد 👇
💠داستان شیخ صدوق در کتابش روایت جالبی‌که حاکی از اتهامات ناروا به پیامبران پاک و معصوم می‌باشد را نقل می‌کند؛ شخصی به نام علقمه به حضرت صادق از اتهام زنی های مردم گلایه می‌کند و عرضه می‌دارد:یابن رسول اللَّه! مردم ما را به گناهان بزرگى نسبت دهند و ما از این دلتنگ هستیم . حضرت در مقام دلداری و تسلای او می‌فرماید: « یا عَلْقَمَةُ إِنَّ رِضَا النَّاسِ لَا یمْلَكُ وَ أَلْسِنَتَهُمْ لَا تُضْبَطُ» ای علقمه! رضایت مردم را نمی‌توان به دست آورد و زبان مردم قابل کنترل نیست. سپس ادامه می‌دهند:« وَ كَیفَ تَسْلَمُونَ مِمَّا لَمْ یسْلَمْ مِنْهُ أَنْبِیاءُ اللَّهِ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ». شما چگونه می‌توانید سالم بمانید از آنچه پیغمبران خدا و فرستادگان و حجت های خداوند سالم نماندند. در ادامه به برخی از اتهامهای ناروا به پیامبران اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:« أَ لَمْ ینْسُبُوا یوسُفَ إِلَى أَنَّهُ هَمَّ بِالزِّنَا»آیا به یوسف صدیق اتهام نزدند که او قصد زنا کرده بود؟! اَ لَمْ ینْسُبُوا أَیوبَ إِلَى أَنَّهُ ابْتُلِی بِذُنُوبِهِ آیا به ایوب پیامبر نگفتند که او به عقوبت گناهانش مبتلا شده بود؟! أَ لَمْ ینْسُبُوا دَاوُدَ إِلَى أَنَّهُ تَبِعَ الطَّیرَ حَتَّى نَظَرَ إِلَى امْرَأَةِ أُورِیاءَ فَهَوِیهَا وَ أَنَّهُ قَدَّمَ زَوْجَهَا أَمَامَ التَّابُوتِ حَتَّى قُتِلَ ثُمَّ تَزَوَّجَ بِهَا ، آیا حضرت داود را متهم نكردند كه دنبال پرنده‏اى رفت تا زن اوریا را دید و عاشق او شد و شوهرش را جلو تابوت فرستاد تا كشته شد و آن زن را گرفت. «أَ لَمْ ینْسُبُوا جَمِیعَ أَنْبِیاءِ اللَّهِ إِلَى أَنَّهُمْ سَحَرَةٌ طَلَبَةُ الدُّنْیا» آیا همه انبیاء را متهم نكردند كه جادوگرند و دنیا طلب؟! « أَ لَمْ ینْسُبُوا مَرْیمَ بِنْتَ عِمْرَانَ إِلَى أَنَّهَا حَمَلَتْ بِعِیسَى مِنْ رَجُلٍ نَجَّارٍ اسْمُهُ یوسُفُ» آیا مریم دختر عمران را متهم نكردند كه از مرد نجارى بنام یوسف آبستن شده «أَ لَمْ ینْسُبُوا نَبِینَا مُحَمَّداً إِلَى أَنَّهُ شَاعِرٌ مَجْنُونٌ أَ لَمْ ینْسُبُوهُ إِلَى أَنَّهُ هَوِی امْرَأَةَ زَیدِ بْنِ حَارِثَةَ فَلَمْ یزَلْ بِهَا حَتَّى اسْتَخْلَصَهَا لِنَفْسِهِ» آیا پیغمبر ما را متهم نكردند كه شاعر و دیوانه است متهمش نكردند كه عاشق زن زید بن حارثه شده و كوشید تا او را بدست آورد. (۱۳) 💠داستان پيامبر (ص) روزي با جمعي نشسته بود، شخصي درآمد و گفت: «يا رسول‌الله در فلان خانه مردي و زني به فساد مشغول‌اند.» فرمود: «ايشان را طلب بايد داشت و تفحص كردن.». چند كس از صحابه در احضار ايشان دستوري خواستند، هيچ يك را اجازت نداد. امير المؤمنين علي (ع) درآمد و فرمود: «يا علي تو برو ببين تا اين حال راست است يا نه؟» علي (ع) بيامد. چون به در خانه رسيد، چشم بر هم نهاد و در اندرون رفت و دست بر ديوار مي‌كشيد تا گرد خانه بگرديد و بيرون آمد. چون پيش پيغامبر رسيد، گفت:« يا رسول‌الله گرد آن خانه برآمدم، هيچ كس را در آنجا نديدم.» برخی در ادامه داستان نوشته اند.(۱۴) پيامبر (ص) فرمود كه يا علي انت فتي هذه الامه تو، جوانمرد اين امتي.(۱۵) ــــــــــــــــــــــــــــ 📎پی نوشتها ۱. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۰۱. ۲.امالی صدوق،ج۱،ص۴۹۷. ۳.غرر الحكم ، حدیث شماره۵۶۳۰ ۴. غرر الحكم حدیث شماره۲۴۶۳. ۵.کافی، ج ۲، ص ۲۴۱. ۶.میزان الحکمة، ج ۸،ص۴۹۸. ۷ّ.نهج البلاغه، حکمت۳۵۴. ۸.کافی، ج۴،ص۴۹ ۹. نهج الفصاحه، ش ۱۶۱۶. ۱۰ نهج البلاغه، حکمت۳۴۶. ۱۱.وسائل الشيعة،ج۶،ص۳۰۹ّ ۱۲.فهرست غرر، ص ۲۴۲ّ. ۱۳.نقل از کتاب المجالس و المواعظ ۱۴.متقی هندی، علی، کنز العمال، ج ۵، ص۴۴۲. ۱۵.کاشانی، کمال الدین عبد الرزاق،تحفة الاخوان فی خصائص الفتیان،ص۲۴۶. ۱۵.تنقیح المقال، ج۱۰، ص۳۱۳ 🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺 .