.
#روضه_متنی
#شب_شام_غریبان محرم
مناجات امام زمان(عج)
══════════════════
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبيها وَ بَعْلِها وَ بَنيها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ والعن اعداعهم بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ای گیسوی هماره پریشان کربلا
از آقایی دارم میگم که این همه سال از هر بنده ای که روز زمین هست بیشتر برای امام حسین گریه کرده
کسی همانندش نیست که گریه کرده باشه برای ارباب
لذا وقتی خسته میشی، مخصوصا شب یازدهم، خیلیا زحمت کشیدن، اگه فک کردی خسته شدی بگو چکار کردم برای گریه امام زمان؟
برای آقام چکار کردم؟
ای گیسوی هماره پریشان کربلا
ای چشمه همیشه خروشان کربلا
در هر قنوت یومیه خون گریه کرده ای
با سرخی عقیق سلمان کربلا
هر یک فراز ناحیه صد مقتل آتش است
از اعظم مراسیه دیوان کربلا
گفتی لَعَن دُوَنَکَ یا جدی الغریب
گفتی که جان فدای تو بی جان کربلا
آقا جانم
آب خوش از گلوی تو پایین نرفته است
با یاد خشکی لب عطشان کربلا
آه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه سلطان کربلا
آقا
صفین اگر که مصحف قرآن به نیزه دید
بر نیزه رفت قاری قرآن کربلا
#مناجات_امام_زمان
#شام_غریبان_امام_حسین
۱👇
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #شب_یازدهم_محرم #مناجات_امام_زمان_علیه_السلام 🔸مه مبارک در ابر آرمیده بیا 🔸امید آخر دلهای داغدی
.
|⇦•رو به هر کس زدم..
#قسمت_اول #روضه_امام_حسین علیه السلام اجرا شده #شب_شام_غریبان۱۴۰۳ به نفسِ سید رضا نریمانی
●━━━━━━───────
رو به هر کس زدم مرا پس زد
هیچ کجا کوی آشنا نشود
اشک اگر آبرو نگه دارد
راز من با تو بر ملا نشود
ما محرم گرسنه ی اشکیم
کاش چشمی کم اشتها نشود
گریه کن همنشین معصومی است
تا قیامت از او جدا نشود
زهد بی حبّ تو فقط ضرر است
پس کسی بی تو با خدا نشود
پرچمت اعتبار منزل ماست
بی تو این خانه ها بنا نشود
وادی طور ما حسینیه هاست
نطق ما هر کجا که وا نشود
وا مکن از سر خودت ما را
سفره ی شاه بی گدا نشود
*امشب سفره دهه اول رو جمع می کنن کی قراره سفره رو جمع کنه؟ خیلیا میگفتن امشب شب آخره به مادر بگو، بی بی جان این نوکرا یازده شبه برا حسینت گریه کردن، همه ی ما یه درد مشترک داریم دردمون کربلا اربعینه*
دوای درد مرا هیچ کس نمیفهمد
مگر کسی که شب جمعه کربلا رفته
بی پناهم پناه من زهراست
دستم از چادرش رها نشود
تعزیه دار روضه ی تو رضاست
او نگرید عزا عزا نشود
حج نوکر طواف شش گوشه ست
مکه خوب است کربلا نشود
کل عالم به پات جان بدهد
باز حق غمت ادا نشود
ته گودال رفت و آمد بود
روی جسمت برو بیا نشود
دختر کوچک تو نخوابیده
کاش دورت سر و صدا نشود
کاش آقا تو بی کفن نشوی
کاش سهم تو بوریا نشود
هم از بابت کودکان خاطرت جمع
هم از بابت کاروان خاطرت جمع
به زینب سپردی اگر دختران را
دلت قرص آسوده جان خاطرت جمع
به جانت قسم آخر انگشترت را
بگیرم من از ساربان خاطرت جمع
اسیریم بعد از تو و دشمن از ما
نخواهد شنید الامان خاطرت جمع
نترسم ز بی حرمتیها برادر
نبازم ز زخم زبان خاطرت جمع
قسم خورده ام بانگ مظلومیت را
رسانم به هفت آسمان خاطرت جمع
شبیه علی از جمل فاتحانه
برون آیم از امتحان خاطرت جمع
بود قصه ات تا أبد در میان
شود پرچمت جاودان خاطرت جمع
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شب_یازدهم_محرم
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شام_غریبان
#شام_غریبان_امام_حسین
#سید_رضا_نریمانی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
#قسمت_دوم #روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین اجرا شده #شام_غریبان #امام_حسین ۱۴۰۳به نفسِ سید رضا نریمانی
●━━━━━━───────
*بریم ببینیم تو این لحظه ها و ساعتها کربلا چه خبره؟ کسی خبر داره؟ بچه بودم یادمه شام غریبان بعضیا با شمع میومدن توروضه ، برام سوال بود،بعد فهمیدم آخه امشب این بچه ها نه جا داشتن نه سر پناه داشتن، همه جای صحرا تاریکه ، نه نور و چراغ داشتن فقط دو سه تا خیمه ی نیم سوخته بود که بی بی همه رو جمع کرد زیر این خیمه ها ، همه ی بچه ها رو بی بی یکی میخوابونه، دست سر همه میکشه همه رو نوازش می کنه، همه رو یکی یکی روپاهاش می خوابونه، همچین که خوابیدند یه آماری گرفت دید یکی دو تا از این بچه ها کمند.صدا زد خواهرشو، ام کلثوم بیا خواهرم، ببین این بچه ها کمشدن یا چشمای من ضعیف شده میشه تو هم بشماری؟ آدم که داغدیده ست حواسش نیست.حواسم نیست همه ی حواسم به گوداله، ببینم کسی میره روی داداشم یه چیزی بندازه؟ بی بی هم شمرد دید یکی دو تا از بچه ها کمند. تازه با همه ی خستگیش، اینهمه از صبح تا حالا داغ دیده،اینطرف و اونطرف دویده، خسته شده، زنه.. زنها ضعیف تر از مردان، گرچه اگر مرد هم بود دیگه از پا می نشست ، تازه وقتی دید بچه ها کمند گفت بلند شو خواهرم بریم تو این صحرا بگردیم تو این تاریکیها؟ آره بریم ببینم این بچه ها کجا رفتن.تو این تاریکیا هی دارن صدا میزنن، بچه هارو نمیتونن پیدا کنن تا اومدن دیدن زیر بوته ها دوتا بچه دست گردن هم انداختن.همچین که یه تکونشون داد دید دوتایی با هم افتادن، هر جفتشون جون داده بودن، نمیدونم زیر دست و پای اسبها جون داده بودن،نمیدونم از ترس جون دادن، یا وقتی گوشوارشونو کشیدن جون دادن. ولی یکی دیگه از بچه ها هنوز کمه تو تاریکیها دنبالش میگشتن یه مرتبه بی بی صدا زد خواهرم من میدونم این بچه کجا رفته، کجا رفته خواهرم؟ از صبج هی نگاهش به گودال بود. همچین که باباش لبهاش بهم میخورد هی میگفت جگرم، به من میگفت عمه کاش می شد یکم برا بابام آب میبردیم. اومدن تو تاریکیها با هزار مکافات گودالو پیدا کردن دیدن این بچه خودشو انداخته رو بدن بی جان باباش، دست گذاشت رو شونه ی این بچه، دخترم عزیز دلم! اینجا چی کار میکنی؟تو این دل شب گودالو از کجا یادگرفتی اومدی،صدا زد عمه خیلی دلم هوا بابامو کرد. خیلی دلم برا بابام تنگ شده، چجوری گودالو پیدا کردی؟ عمه جان! هی زیر لب میگفتم أبه، تو این صحرا هی صدا می زدم بابا، این طرف میرفتم میگفتم بابا، یه مرتبه دیدم یه صدای آشنایی میاد میگه داره میگه إلیّ ، دیدم صدای آشناست. دی م صدا، صدای بابامه بیا دخترم، تا اومدم جلو دیدم از حنجر بریده ی این بدن داره صدا میاد دخترم بیا تو بغل بابا. اما کار اینجا تموم نشد اینجا بهونه ی باباشو گرفت خودشو هرجوری بود رسوند به باباش، اما یه جای دیگم من سراغ دارم، اینجا دختر خودشو رسوند به باباش، یه جا هم تو خرابه، هی صدا می زد بابا، بابا...یه مرتبه دیدن یه سربریده تو طبق گذاشتن جلوی دختر، این سر و مقابلش گرفت ...*
نکنه روبرومی خودتی یا عمومی
نشناختمت هنوزم خودت بگو کدومی
صورت نصف نیمه حال سرت وخیمه
به همه گفتم این سر تموم زندگیمه
منو زدن، دشمنت سرم ریخت
منو زدن، صورتم بهم ریخت
تورو زدن، نیزه ها و خنجر
تو رو زدن، به پیش چشم مادر
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_شام_غریبان
#شام_غریبان_امام_حسین
#سید_رضا_نریمانی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
@babolharam_netFadaeian_Shab11Moharam1403_01.mp3
زمان:
حجم:
49.64M
|⇦•رو به هرکس زد..
#روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده #شب_شام_غریبان ۱۴۰۳به نفسِ سید رضا نریمانی
.
|⇦•ساربان خواست...
#روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده #شام_غریبان۱۴۰۳به نفسِ سید رضا نریمانی
●━━━━━━───────
ساربان خواست که انگشتریت را ببَرد
دید بایست که انگشت تو را هم ببُرد
سارقی خواست که غارت بکند پیروهنت
دست انداخت گریبان تو را هم بدرد
دیگری داشت به سر نقشه ی عمامه ی تو
گفت شال کمرت را ز چه با خود نبرد
آن یکی گفت که در کوفه کسی حتما هست
زره پاره و خونین تو را هم بخرد
اخنس انگار مهیای سرت بود ولی
شمر می خواست خودش از بدنت سربِبُرد
گفت قاتل به سنان بن انس با وحشت
چه کنم خنجر اگر حنجر او را نبرد
*میدونم خیلی خسته ای، ولی هیچکدوم خسته تر از زینب نیستیم همه ی این صحنه ها رو بی بی داره میبینه..*
آخرالامر به رزازی تو تن دادند
گشت ده مرکب تازه نفس از روی تو رد
خوب از حال که رفتی به روی سینه نشست
گفت جز من چه کسی گندم ری را بخورد
جرعه ای آب ندادند و بریدند سرت
تشنه لب هیچ کسی سر ز غریبی نبرد
ای وای پر از زخمه ای وای دلم خونه
دنیا برام امشب، شام غریبونه
باید برم ولی دلم جا می مونه
پیش تن تو، توی صحرا میمونه
باور نمی کنم ازت جدا میشم
تنهاترین تنهای کربلا میشم
برادرم برادرم چاره چیه بدون تو باید برم
برادرم برادرم پاشو داداش قرآن بخون پشت سرم
این لحظه ی آخر، خیلی نفس گیره
دارن میگن پاشو دارن میگن دیره
*یکی داره فریاد می زنه میگن بریم دیگه دیر شده*
سرت تمومراه دور و برمه
ای سایه ی سرم سایه ت رو سرمه
دلواپس معجر دخترات نباش
تو قافله خودم مراقبم داداش
تو درد و درمون منی
آرامش دل پریشون منی
تو درد و درمون منی
بی کفن کرب و بلا جون منی
*همچین که خیمه ها رو آتیش زدن، آقا دستور دادن "علیکنَّ بالفرار"همه ی این زن و بچه تو صحراها می دوند همه دارن فرار میکنن، به سمتی پناه میبرن.دومن یکی از این بچه ها آتیش گرفته ،میگه دیدم دنبالش کردم آتیش دومنشو خاموش کنم هر چی میدید من میدوم دنبالش ، این دخترم از ترس فرار می کرد یه جا نفسش گرفت، خسته شد ایستاد گفت: آقا! من چیزی ندارم هم گوشواره هامو بردن هم النگوهاموهم خلخال،چیزی ندارم دنبال من گذاشتی، گفت می خوام آتیشتو خاموش کنم گفت مگه آب داری؟ آری آب آزاد شده گفت: میشه یکم آب به من بدی؟ آبوریختم تو ظرف گرفتم جلوی بچه، دیدم ظرف آبو گرفت هی داره این طرفو اون طرفو نگاه میکنه. دنبال چیزی می گردی؟ گفت شما می دونی گودال قتلگاه مقتل بابام کدوم طرفه؟چی کار داری؟ آخه دیدماون لحظه ی آخر که شمر نشسته بود رو سینه ش، این لبهاش مثل دو تا چوب خشک بهم میخوره، هی صدا میزنه جگرم..ای حسین....*
داداش!
جلوی نامحرما معذبم من زینبم خواهر تو
جلوی نامحرما معذبم، چی بگم از حنجرِ تو
* از قدیم رسم بوده شب آخر می رفتن درخونه ی مادر و میزدن، منم دنبال راه گریزی میگردم بریم مدینه، امشب خیلی این بچه ها رو زدن، خیلی عمه ی ما رو زدن، از بس کتک خورده بودن خوابشون نمی برد یکی میومد می گفت عمه، پهلوم درد می کنه، یکی میگفت عمه صورتم خیلی میسوزه، یکی میومد میگفت عمه بازوم خیلی درد می کنه، تو کوچه هم همینجور شد در خونه ی مادر مون همینجور شد. امام صادق فرمودند: خدا رحمت کنه اونایی که برا مادر ما فاطمه بلند بلند گریه می کنند. همچین که مادر اومد پشت در، مادر ما هجده ساله بوده، جوون بوده، پا به ماه بوده، همچین که اومد پشت در، اون نامرد چنان با لگد به در زد کار به اینجا ختم نشد تازیانه رو گرفت انقدر به این بازو زد..*
صدای در، دری که تو شعله سوخت
دری که یه میخو توی سینه دوخت
صدای جیغ توی خاکستر و دود
کی میدونه چی تو دست فضه بود
بابام با اشک داره فریاد می زنه
این زنی که میزنید زن منه
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_شام_غریبان
#روضه_امام_حسین
#سید_رضا_نریمانی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
@babolharam_netFadaeian_Shab11Moharam1403_02.mp3
زمان:
حجم:
38.23M
|⇦•ساربانخواست..
#روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده #شب_شام_غریبان۱۴۰۳به نفسِ سید رضا نریمانی
@babolharam_net14030426-2-03.mp3
زمان:
حجم:
14.5M
|⇦•مردی غریب..
#مناجات و توسل به امام زمان روحی له الفدا اجرا شده #شب_شام_غریبان۱۴۰۳ به نفس حاج محمد رضا طاهری
@babolharam_net14030426-2-04.mp3
زمان:
حجم:
50.47M
|⇦•غروب بود و تنی..
#روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده #شب_شام_غریبان۱۴۰۳ به نفس حاج محمد رضا طاهری