eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.7هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
29.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بررسی برخی از رفتارهای سیاسی در دوران سخت در شب شهادت باقرالعلوم ... 📺 ساعت ۲۱
. 👈🏼 حَکَم بن عُتَیبه می‌گوید: روزى در محضر امام باقر (علیه‌السّلام) نشسته بودیم و اتاق نیز مملوّ از جمعیت بود، ناگهان پیرمردى که تکیه بر عصاى بلندى کرده بود وارد شد؛ دم در ایستاد و گفت: سلام و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد اى فرزند رسول خدا! و پس از آن ساکت شد. امام باقر(علیه‌السّلام) پاسخ داد: «وعليك السّلام ورحمةالله وبرکاته». 🍃 پیرمرد رو به حاضران کرده و به آنان نیز سلام داد و هم‌چنان ایستاد تا همگى جواب سلامش را دادند، آن‌گاه روى خود را به سمت امام باقر (علیه‌السّلام) کرده گفت: اى فرزند رسول خدا! مرا نزدیک خود بنشان که به‌خدا سوگند من به شما و دوست‌دارانتان علاقه‌مندم. به خدا سوگند این دوستی‌ها برای دنیا نیست، و به خدا من دشمن دارم دشمنانتان را و از آنان بیزارم، به خدا این دشمنى و بیزارى به این دلیل نیست که آنان فردی از اطرافیانم را کشته باشند! به خدا سوگند من حلال شما را حلال می‌دانم و حرامتان را حرام می‌شمارم و چشم به فرمانتان دارم. قربانت گردم آیا [با این ترتیب] درباره من امید [سعادت و نجات] دارى؟ 🍃 امام باقر فرمود: «پیش بیا، پیش بیا»، سپس او را نزد خود نشانده و فرمود: «اى پیرمرد همانا مردى نزد پدرم على بن حسین (علیهماالسّلام) شرفیاب شد و همین پرسش را مطرح کرد. پدرم به او فرمود: اگر [با این حال] بمیرى؛ به رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌)، على، حسن، حسین و على بن حسین(علیهم‌السّلام) وارد شوى و دلت خنک شود، قلبت آرام گیرد، دیده‌ات روشن گردد و به همراه نویسندگان اعمالت با روح و ریحان از تو استقبال شود، و این در وقتى است که جان به اینجاى تو رسد- و با دست به گلویش اشاره فرمود- و اگر زنده بمانى آنچه را موجب چشم روشنیت هست، ببینى و در بالاترین درجات بهشت با ما خواهى بود». 🍃 پیرمرد گفت: چه فرمودى اى اباجعفر؟! [پیرمرد با تعجب از امام خواست تا کلامش را تکرار کند] امام(علیه‌السلام) همان سخنان را براى او تکرار کرد. پیرمرد گفت: الله اکبر! اى ابا جعفر! اگر بمیرم؛ به رسول خدا، على، حسن، حسین و على ابن حسین (علیهم‌السّلام) درآیم و دیده‌ام روشن گردد، دلم خنک شود، قلبم آرام گیرد، و به همراه نویسندگان اعمالم با روح و ریحان مورد استقبال قرار گیرم، هنگامى که جانم به این‌جا رسد! و اگر زنده بمانم ببینم آنچه را دیده‌ام بدان روشن گردد، و با شما باشم در بالاترین درجات بهشت؟ این جملات را گفت و آن‌قدر گریه کرد تا نقش بر زمین شد. حاضران نیز که حال پیرمرد را دیدند به گریه و زارى پرداختند. 🍃 امام باقر (علیه‌السّلام) [که چنان دید] با انگشت خود قطرات اشک را از گوشه‌هاى چشم آن پیرمرد پاک کرد. پیرمرد سربلند کرد و عرضه داشت: دستت را به من بده قربانت گردم! حضرت دستش را به پیرمرد داد، و او دستشان را می‌بوسید و بر دیده و رُخ خود می‌گذارد. سپس شکم و سینه خود را گشود و دست بر شکم و سینه‌اش گذارده برخاست، و خداحافظى کرده به راه افتاد، امام باقر (علیه‌السّلام) نگاهى به پشت سر پیرمرد کرد، و رو به حاضران فرمود: «هر کس می‌خواهد مردى از اهل‌بهشت را ببیند به این مرد بنگرد». 📚 کافی، ج۸ ص۷۶، محقق علی‌اکبرغفاری، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق .
◾️ [جلسه‌ی پنجم _ آخری] تیر ۱۴۰۲شمسی 👈🏼 فیش منبرهای 👈🏼 ۷ ذیحجة، شهادت امام پنجم شیعیان علیه‌السلام 📚 مطالب مطرح شده: ۱. مدح امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه کی شود بینم رخ ماه دلارای تو را ۲. اصحاب برجسته‌ی امام باقر علیه‌السلام _ قاسم بن محمد بن ابی‌بکر (ولادت ۳۶ق) * انتقاد از عایشه _ محمد بن مسلم ثقفی کوفی (متوفای ۱۵۰ق) _ زرارة بن أعین (تولد: ۷۰ق _ وفات: ۱۴۸ق) _ حبابة والبیه (وفات: پس از سال ۱۸۳ق) _ آبان بن ابی‌عیاش (وفات: ۱۴۰ یا ۱۲۸ق) .
4_5821019367256626018.m4a
1.24M
. علیه السلام دهه اول محرم ۱۴۴۵ ه.ق ۱۴۰۲ از اینکه خودت به من محل میذاری معلومه منو چقدر دوسم داری از اینکه شدم تو هیئت تو کاری معلومه منو چقدر دوسم داری از اینکه منو به مادرت میسپاری معلومه منو چقدر دوسم داری دوسم داری که منم مجنونم دوسم داری که برات می خونم دوسم داری که قبولم کردی دوسم داری خودمم می دونم می دونم/ بدون تو هیچم اباعبدالله بی عشقت/ به جون تو هیچم اباعبدالله بدون تو هیچم اباعبدالله ــــــــــــــــــــــــــــــ از اینکه تو ذکر هر دقیقه م هستی معلومه تو رو چقدر دوست دارم از اینکه تو بهترین رفیقم هستی معلومه تو رو چقدر دوست دارم از اینکه تو ذکر رو عقیقم هستی معلومه تو رو چقدر دوست دارم دوست دارم که بهت دل دادم دوست دارم که پِیِت افتادم دوست دارم که حسینی هستم دوست دارم که حسین آبادم دوس دارم/ بهت بگم ساده اباعبدالله عشق تو/ توو دلم افتاده اباعبدالله بدون تو هیچم اباعبدالله ــــــــــــــــــــــــــــــ از اینکه دلم تو بهترین احواله معلومه امام رضا نگاهم کرده از اینکه من اربعین میام هر ساله معلومه امام رضا نگاهم کرده از اینکه دلم توو روضه ی گوداله معلومه امام رضا نگاهم کرده هر شب باید با غمت مجنون شم هر شب باید بی سر و سامون شم هر شب ای کاش کربلایی باشم هر شب ای کاش تو حرم مهمون شم واست اشک/ می ریزم آقای اباعبدالله آقای/ عزیزم آقای اباعبدالله بدون تو هیچم اباعبدالله
491.9K
تند دهه اول محرم ۱۴۴۵ ه.ق ۱۴۰۲ ما با تو پیمان خون بستیم ای حسین حسین ای حسین تا پای جان پای تو هستیم ای حسین حسین ای حسین اگر سر بخواهی، فدا خواهم کرد سرم را به راهی، فدا خواهم کرد که آغازش، من الله است و هم سیرش، الی الله است و پایانش، اباعبدالله است آغاز و پایان نوکرها یا حسین ای دین و ایمان نوکرها یا حسین انا لله، انا لاباعبدالله ـــــــــــــــــــــــــــــ می مانیم در پای این پرچم ای حسین حسین ای حسین می خوانیم با عشاقت هر دم ای حسین حسین ای حسین بدون تو دنیا، جهنم میشد و این زندگی بی، محرم میشد تو خود نوری، مِن اللهی تو خود سیر، الی اللهی تو آقای، اباعبداللهی ای سرّ مستور عاشورا یا حسین ای وتر موتور عاشورا یا حسین انا لله، انا لاباعبدالله
شور، وقتی پای روضتم.m4a
1.43M
شور علیه السلام دهه اول محرم ۱۴۴۵ ه.ق ۱۴۰۲ وقتی پای روضتم انگار تووی جنتم حالم با تو رو به راس وقتی کنج هیئتم اشک چشم گریه کن های تو کوثره نوای حسین حسین دلم رو می بره دوست دارم کسی رو که خادم روضته تلخی چایی بعد روضه های تو قنده مکرره کربلات بهشتو بی معنا کرد روضه هات بهشتمو امضا کرد هر کی گم شد توو شبای دنیا توی روضه خودشو پیدا کرد عزیز الله ۳ اباعبدالله ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ارباب یا نعم الامیر دست ما رو هم بگیر مولا زندگیم فدات لب تر کن بگو بمیر تو رو جون مادرت هوامو داشته باش توو صدای این خوبا صدامو داشته باش بذار آخرش رو پای تو شهید بشم زیر لب خود شما آمین سرخ این دعامو داشته باش با شما چه زندگی شیرینه قبرم و قیامتم تضمینه غصه ی روزی ندارم آخه نوکر امام حسین تأمینه عزیز الله ۳ اباعبدالله