eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
♻️روشهای ایجاد و تقویت خُلْق سخاوت اگر چه تا حدود زیادی فضیلت سخاوت یک خصلت ذاتی انسان محسوب می‌شود. چنانچه گفته اند مادر حاتم طایی وقتی دید فرزند دیگرش (برادر حاتم) سعی دارد او هم مثل حاتم به سخاوت شناخته شود به او گفت تلاش تو نتیجه بخش نخواهد بود و تو به پای حاتم نخواهی رسید. هر دوی شما را شیر داده ام.به طبع وفطرتتان آشنایم واخلاق و صفات خوب و بد هریک از شما دو نفر را بخوبی میدانم هنگامی که تورا در طفولیت شیر می دادم یک پستانم در دهانت بود وبا دست دیگر،پستان دومی را محکم می گرفتی تا مبادا از آن پستان طفل دیگری شیر بخورد! ولی برادرت حاتم وقتی شیر می خورد تا پستان دیگرم را بدهان طفلی نمی نهادم او به تنهایی شیر نمی خورد. اما مسلما این فضيلت اخلاقى مانند ساير فضايل، با تعليم و تربيت و انديشه و تفكر و تمرين و ممارست نیز حاصل مى شود. به برخی شیوه های ایجاد و تقویت روحیه سخاوت اشاره میکنیم؛ ➖تقویت باورهای دینی اعتماد به خداوند، معاد باوری، دین محوری و باور به پاداش الهی روحیه کرامت و سخاوت را تقویت کرده و توجه به آثار کرامت موجب نهادینه شدن این روحیه در جامعه می شود. در این روست که هر گونه مناسک از قبیل حج و زیارت اعمال عبادی محرم و رمضان که موجب تقویت باورهای دینی و اخروی است نقش بزرگی در ایجاد روحیه دگر دوستی، احسان و نیکوکاری دارد. توجه به اين حقيقت كه اين اموال و ثروتها، امانتهاى الهى در دست ماست و هيچ كدام دوام و بقايى ندارد، انسان را وامى دارد با بذل و بخشش، آن را در صندوق امانت الهى، براى روزى كه دستها خالى است، ذخيره كند. خوب است همین جا اشاره کنیم که افرادی که به بهانه کمک به نیازمندان علیه حج، زیارت و مسجد و منبر و مداحی حرف میزنند از راز بزرگ فوق الذکر غافلند . ➖تربیت والدین به مثابه گروه مرجع اصلی الگوهایی هستند که بیشترین تأثیر را در شکل‌گیری منش‌های اخلاقی کودکان خود دارند. برای شکل‌گیری فضیلت نیکوکاری در کودکان، از این روست که یکی از شیوه ها عبارت است از اینکه احسان و نیکوکاری را جلو چشم کودکان انجام دهیم و حتی در مواردی آنها را در این امور نقش بدهیم. اگر آنها كودكان را از آغاز عمر به «جود» و «سخاوت» عادت دهند،اين ملكه، به آسانى در وجود آنها ريشه مى دواند و در بزرگى جزء زندگى آنان مى شود. در حالات «صاحب بن عباد» آمده است كه در كودكى هنگامى كه مى خواست براى فرا گرفتن درس دينى به مسجد برود، هميشه مادرش يك دينار و يك درهم به او مى داد و مى گفت: «اين را به اولين فقيرى بده كه در مسير راه خود مى بينى». كم كم اين خصلت در وجودش ريشه دار شد تا اين كه در بزرگى چنان بذل و بخششى مى كرد كه همه به او آفرين مى گفتند. اگر كسى بعد از ظهر ماه مبارك رمضان به خانه اش مى آمد، سخاوتش مانع از آن مى شد كه كسى بدون خوردن افطار از خانه او بيرون رود. هر روز حداقل هزار نفر بر سر سفره او افطار مى كردند و بذل و بخشش او در ماه رمضان به اندازه تمام ماههاى سال بود. ➖مطالعه تاريخ زندگى نیکان مطالعه تاريخ زندگى سخاوتمندان و بخيلان و مقايسه آن دو با يكديگر و احترام و آبرو و شخصيتى كه گروه اول داشتند و ذلت و بد نامى كه دامنگير گروه دوم بوده است نيز در ايجاد اين «سخاوت اخلاقى» بسيار مؤثر است. اينها جنبه هاى تعليماتى اين مساله است، اما از نظر عملى، هر قدر تمرين و ممارست بيشترى در اين زمينه شود، توفيق زيادترى در به دست آوردن اين فضيلت اخلاقى حاصل مى گردد، زيرا تكرار اعمال سخاوتمندانه و بذل و بخشش، هر چند از راه تحميل بر نفس خويش باشد، به تدريج به صورت عادت و سپس مبدل به حالت، و سرانجام به يك ملكه اخلاقى مبدل خواهد گرديد. 🔻 در همین راستا در ادامه قصه هایی از سخاوت نیکان و پاکان را نقل میکنیم🔺 ➖امام حسن مجتبی(ع) سه مرتبه تمامی دارایی خود را میان فقراء تقسیم نمودند. و به درستی با عنوان کریم د از اهل بیت: از ایشان یاد می‌شود. مردی خدمت امام مجتبی شرفیاب شد و عرض کرد ای فرزند امیرمومنان تو را قسم می‌دهم به حق آن خداوندی که نعمت بسیار به شما کرامت فرموده به فریاد من برس و مرا از دشمن نجات بده دشمنی که حرمت پیران را نگه ندارد و به کودکان و نوجوانان رحم نکند. امام که در آن حال تکیه داده بود از جا برخاست و نشست فرمود: بگو بدانم دشمن تو کیست تا از او دادخواهی کنم. گفت:دشمن من فقر و پریشانی است. امام چند لحظه سر به زیر افکند سپس سر برداشت و خادم را صدا زد و فرمود:از آنچه مال و ثروت در نزد تو موجود است حاضر کن. او پنجهزار درهم حاضر ساخت .فرمود :اینها را به این مرد بده و بعد او را قسم داد هر گاه این دشمن به تو رو آورد شکایتش را نزد من بیاور تا دفع شرش بنمایم. 🔻 ادامه دارد 👇👇 .
➖ در جمله ماجراهای زندگانی امام حسین(ع) روایت شده است؛ كه مرد اعرابی به مدینه آمد و از اهل مدینه پرسید: كریم‌ترین مرد در مدینه كیست؟ گفتند: حسین بن علی (ع) پس به جست‌وجوی آن حضرت رفت تا داخل مسجدالنّبی شد. دید حضرت امام حسین (ع)مشغول نماز است. در مقابل حضرت ایستاده و شعری چند در مدح و سخاوت آن حضرت خواند و اشعار این است: لَمْ یخِبِ الْآنَ مَنْ رَجَاكَ وَ مَنْ حَرَّكَ مِنْ دُونِ بَابِكَ الْحَلْقَهْ أَنْتَ جَوَادٌ وَ أَنْتَ مُعْتَمَدٌ أَبُوكَ قَدْ كَانَ قَاتِلَ الْفَسَقَهْ لَوْ لَا الَّذِی كَانَ مِنْ أَوَائِلِكُمْ كَانَتْ عَلَینَا الْجَحِیمُ مُنْطَبِقَهْ چون حضرت از نماز فارغ شد، فرمودند: ای قنبر، آیا از مال حجاز چیزی باقی مانده است؟ عرض كرد بلی. فرمودند، چهار هزار دینار حاضر كن به مردی كه احقّ است از ما به او بده. قنبر آن پول را حاضر نمود. پس حضرت به خانه رفتند و ردای خود را كه از برد بود از تن بیرون كردند و آن دینارها را در برد پیچیده و از شكاف در حیاط دست خود را بیرون آورد تا به علّت كم بودن عطا با دیدن اعرابی خجالت نكشد و یا اعرابی خجالت نكشد. به اعرابی تحویل داده و این اشعار را حضرت خواندند: خُذْهَا فَإِنِّی إِلَیكَ مُعْتَذِرٌ وَ اعْلَمْ بِأَنِّی عَلَیكَ ذُو شَفَقَهْ لَوْ كَانَ فِی سَیرِنَا الْغَدَاةَ عَصًا أَمْسَتْ سَمَانَا عَلَیكَ مُنْدَفِقَهْ لَكِنَّ رَیبَ الزَّمَانِ ذُو غِیرٍ وَ الْكَفُّ مِنِّی قَلِیلَةُ النَّفَقَه اعرابی زرها را گرفت و سخت گریست. حضرت فرمودند: ای اعرابی! گویا كم شمردی عطای ما را كه می‌گریی؟ عرض كرد: بر این می‌گریم كه دست با این جود و سخاء چگونه در میان خاك خواهد ماند؟ ➖ در سیره امام سجاد نوشته اند؛ابوحمزه ثمالی می‌گوید: صبح‌گاه جمعه‌ای نماز را با حضرت سیدالسّاجدین خواندم. ایشان پس از تمام كردن ذكر و تسبیح به قصد منزل حركت نمودند. من هم در خدمت ایشان بودم. وقتی به منزل رسید كنیز خود را خواسته فرمودند مبادا مستمند و فقیری را كه در خانه ما می‌آید مأیوس نمایید. حتماً هركس آمد غذایش را بدهید زیرا امروز جمعه است. عرض كردم آقا همه كسانی كه سؤال می‌كنند مستحق نیستند. فرمودند: ای ثابت! می‌ترسم بعضی مستحقّ باشند و از در خانه محروم برگردند. آن‌گاه بر ما خانواده نازل شود آن‌چه بر خانواده حضرت یعقوب وارد شد. غذا بدهید سؤال كنندگان را غذا بدهید. آن‌گاه فرمودند: حضرت یعقوب هر روز گوسفندی می‌كشت. مقداری خودشان مصرف می‌نمودند و قدری صدقه و احسان می‌دادند. مرد مؤمن مستمندی كه نزد خداوند متعال مقام والایی داشت و غریب هم بود، در حال روزه از در خانه حضرت یعقوب می‌گذشت. شب جمعه بود. گفت: سائلی غریب و گرسنه‌ام، از زیادی غذای خود به من هم بدهید، و درخواست خود را مكرّر نمود. حضرت یعقوب (ع)و آن‌هایی كه در منزل بودند می‌شنیدند، ولی از وضع او خبر نداشتند. گفته‌اش را تصدیق ننمودند. شب فرا رسید، فقیر مأیوس گردید. جمله انالله و انا الیه راجعون را بر زبان جاری نمود و اشكش جاری شد و آن شب را با حال گرسنه خوابید و شكایتش را به خداوند متعال نمود. فردا را نیز روزه گرفت و با شكیبایی خداوند متعال را ستایش می‌كرد تا جریان حضرت یوسف با برادرانش واقع شد. ➖در احوال امام رضا (ع) آمده، است در خراسان در روز عرفه تمامی اموال خود را میان نیازمندان تقسیم نمودند. فضل بن سهل عرض كرد: آقا، این كار زیان شد. امام رضا (ع)فرمودند: بلكه این كار غنیمت و به سود و نفع من شد. معمر بن خلّاد گوید: هنگامی كه امام رضا (ع)غذا میل می‌فرمودند، یك سینی می‌آوردند و كنار سفره می‌گذاشتند. امام بهترین غذاها را كه برایش می‌آوردند، از هر غذا مقداری را برای نیازمندان برمی‌داشتند و در سینی می‌نهادند. سپس دستور می‌دادند كه آن سینی را برای بی‌نوایان بدهند. ــــــــــــــــــــــــــــ 📎پی نوشتها ۱.المحاسن ،ج۲صفحه۳۸۹  . ۲. بحار الأنوار ، ج۷۳، ص۳۰۸ ۳.كنز العمال، ج 6، ص 392 ۴.الفقه الرضا،ج۱،  ص۳۶۲   ۵.الكافي ج۴،ص۴۱. ۶.غررالحکم، ۹۵۶۱. ۷.بحار الانوار، ج ۷۰،ص ۳۰۷ ۸.تحف العقول، ج ۲، ص۴۱۲ 🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺 ۴
. 💚 ای پرسش بی‌پاسخ هر جمعه‌ عشاق آقا تو کجایی؟ ❇️ به سند صحیح از امام صادق علیه السلام: 🟢 در تفسیر آیه «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتي‏ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ في‏ إيمانِها خَيْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ‏» (الأنعام/۱۵۸) 🍃 فرمود: آیات همان امامان اند و آیه مورد انتظار، قائم است؛ پس در آن روز [که قائم ظهور می کند]، ایمان آوردن کسی که قبل از قیام او با شمشیر، [جحد ورزیده و] ایمان نیاورده است، سودی به حالش ندارد؛ اگر چه به پدرانش که پیش از او امام بوده اند؛ ایمان آورده باشد. 📗 كمال الدين و تمام النعمة ج‏۲ ص۳۳۶ 🌱هرکسی که دل به او بستم دلم را زد شکست 🌱با دل ویرانه خواهانی ندارم جز خودت .
. ای ماهِ شبِ دیده ی بیدار کجایی دارم ز فراقت دل خونبار کجایی می گریم و می سوزم و می نالم ازین هجر ای غمزده را سید و سالار کجایی محروم منم من که ندیدم رخ ماهت ای روشنی راه شب تار کجایی گفتم عرفات است و به وصلت برسم من افسوس میسر نشد این کار ، کجایی افسوس نشد هم نفس چشم تو گردم ای چشم تو از عاطفه سرشار کجایی مگذار که نادیده رخت  بگذرم اینجا بگذار ببینم رخت ای یار کجایی در این شب آدینه دلم آینه دار است تا آن که ببیند ز تو رخسار کجایی رنجورترین عاشقم اما شود ای دوست وصل تو طبیب دل بیمار کجایی با اشک تو می رفت دلم جانب کوفه تا با تو کند گریه ی بسیار ، کجایی ریزد ز رخ حضرت مسلم غم و غربت آنجا که زده تکیه به دیوار ، کجایی افتاد تن غرقه بخونش بروی خاک بردند سرش را به سر دار  کجایی “یاسر” ز  پی ات  آمده تا نور بگیرد ای روی تو آیینه ی گلزار کجایی منتظر مانده زمین تا که زمانش برسد صبح همراه سحرخیز جوانش برسد خواندنی تر شود این قصه از این نقطه به بعد ماجرا تازه به اوج هیجانش برسد پرده ی چاردهم وا شود و ماه تمام از شبستان دو ابروی کمانش برسد لیله القدر بیاید لب آیینه ی درک سوره ی فجر به تاویل و بیانش برسد نامه داده ست ولی عادت یوسف اینست عطر او زودتر از نامه رسانش برسد شعر در عصر تو از حاشیه بیرون برود عشق در عهد تو دستش به دهانش برسد ظهر آن روز بهاری چه نمازی بشود که تو هم آمده باشی و اذانش برسد یعقوب نداری که به این هجر بسوزد حق داری که از غیبت خود باز نگردی ای یوسف گمگشته کسی منتظرت نیست با کلبه ی احزان خودت باز چه کردی میخواهم از این هجر بگویم ،نفسی نیست اینبار بگویم به چه رویی و چه دردی؟ ای حضرت خورشید که در پرده ی ابری تا کی به شب تیره تو در فکر نبردی چشمی به نبودت نرسیدست ، که تر نیست کی جمعه گذشت و به غمت گریه نکردی؟ ای درد که عمریست به زندان زمینی ای داغ قدیمی ، تو چرا تازه نگردی؟ امسال گذشت و به تماشا نرسیدیم صد حیف ، زمستان سپری شد به چه سردی ای چاه نشینی که به کنعان نرسیدی از گرگ صفت ها تو چرا شکوه نکردی؟ ای چاره ساز مشکل ما را تو چاره کن برحال عاشقان خرابت نظاره کن پرده ز رخ نمی کشی ای ماه دل، مکش حرفی بزن به جانب ما یک اشاره کن خورشید آسمان علی، ماه فاطمه شام سیاهِ بخت مرا پر ستاره کن بنگر چه آمده به سرم از فراق تو زخم دل شکستۀ ما را شماره کن ما از نفس فتاده و در راه مانده ایم ما را به روی مرکب لطفت سواره کن ای سایۀ عنایت تو بر سر همه بر سائل شکسته نگاهی دوباره کن باید عریضه ای نویسم برای تو خواهی بخوان تو نامۀ من… یا که پاره کن رسیده ام به چه جایی… کسی چه می داند رفیق گریه کجایی؟ کسی چه می داند میان مایی و با ما غریبه ای… افسوس چه غفلتی! چه بلایی! کسی چه می داند تمام روز و شبت را همیشه تنهایی «اسیر ثانیه هایی» کسی چه می داند برای مردم شهری که با تو بد کردند چگونه گرم دعایی؟ کسی چه می داند تو خود برای ظهورت مصمّمی اما نمی شود که بیایی کسی چه می داند کسی اگرچه نداند خدا که می داند فقط معطل مایی کسی چه می داند اگر صحابه نباشد فرج که زوری نیست… تو جمعه جمعه می آیی کسی چه می داند وقت است که از چهره‌ی خود پرده گشایی «تا با تو بگویم غم شب‌های جدایی» اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران «چون عودم و از سوختنم نیست رهایی» «من در قفس بال و پر خویش اسیرم» ای کاش تو یکبار به بالین من آیی در بنده‌نوازی و بزرگی تو شک نیست من خوب نیاموختم آداب گدایی عمری‌ست که ما منتظر آمدنت، نه تو منتظر لحظه‌ی برگشتن مایی می‌خواستم از ماتم دل با تو بگویم از یاد رود ماتم و دل چون تو بیایی امشب شده‌ای زائر آن تربت پنهان؟ یا زائر دلسوخته‌ی کرب‌و‌بلایی ای پرسشِ بی‌پاسخِ هر جمعه‌ی عشّاق آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟ علیه_السلام .
مداحی آنلاین - دست ببر بر آسمان - سماواتی.mp3
5.2M
با (عج) 🍃دست ببر بر آسمان 🍃تا مگر از دعای تو 🎙حاج 💔 دست ببر بر آسمان تا مگر از دعای تو یا نگرم به ماه رخ یا شنوم صدای تو روی به هر طرف کنی نور دو دیده ی منی پای به هر کجا نهی قلب من است جای تو من که رخت ندیده ام دل رود از دو دیده ام وای بر آنکه بنگرد بر رخ دلربای تو یا به دو دیده ام بنه پای ز لطف و مرحمت یا بگذار لحظه ای دیده نهم به پای تو سلسه ی فراق را باز نمی کند کسی از دل زار من مگر دست گره گشای تو ناز غم تو می کشم هر چه کنی بدان خوشم صاحب من توییّ و من خلق شدم برای تو اشک به دیده کو به کو بلکه شوند روبرو گریه ی های های من خنده ی بیریای تو گردن من به بند تو تا چه بود پسند تو خرّمم از ولای تو سرخوشم از بلای تو زخم بزن که مرحمت کار مسیح می کند درد بده که گشته ام شیفته ی دوای تو این معزّ اولیا یوسف فاطمه بیا تا ببرد دل از همه روی خدانمای تو ای به وجود قائمه چشم و چراغ فاطمه بیا که سایه افکند بر سر ما لوای تو «میثم» کوی تو منم که پیشتر ز بودنم تو بودی آشنای من من شدم آشنای تو  
4_6025885510524731517.mp3
1.53M
👇 ما اگر خودمان گریه کن باشیم مستمع هم گریه می کند لازم به گریه ی مصنوعی کردن نیست. مدّاح اگر خود اشک نداشته باشد ظرف خالی است که با قاشق درون قابلمه می زنند و صدا می دهد. ما اگر احترامی بین جامعه داریم فقط برای اهل بیت علیهم السلام است. اگر این گونه بودیم هر یک از ما یک سرباز هستیم و در غیر اینصورت سیاهی لشکر هستیم
. مبحثی از آموزش های دکتر محمد فراهانی در 🔹 🔹 می باشد ✅تنوع، عامل اثرگذاری بر مستمع يكي ديگر از عوامل مؤثر بر تأثير سخن ، ايجاد تنوع در كلام است كه هم در محتوا و هم در صوت و لحن بايد رعايت شود. كه عبارتند روی مطلب مورد نظر کلیک بفرمایید شماره1⃣ تنوع محتوایی 🖐 شماره 2⃣ تنوع در_قافیه 🖐 شماره 3⃣ (عاطفي ، حماسي ، مرثيه ، خبري): توجه به الحان متناسب با محتوا خواندن شما را متنوع مي سازد شماره 4⃣ تنوع بیان 🖐 شماره 5⃣ تنوع پرده های صدایی🖐 استفاده از پرده هاي مختلف صدا در مداحي ، تنوع قابل توجهي به خواندن مي بخشد شماره 6⃣ كم و زياد كردن حجم صدا متناسب با محتوا و شرايط مجلس ، هم تأثير كلام را بالا مي برد و هم خواندن را از يكنواختي حجمي صدا دور مي كند شماره 7⃣ استفاده از انواع تحرير(لرز ، ريز ، پله اي ، و موج) به خواندن زيبايي و تنوع خاصي مي بخشد شماره 8⃣ تنوع در سبک🖐 (گريز سبكي): ورود از سبكي به سبك ديگر را گريز سبكي مي گوييم كه از عوامل ايجاد تنوع در خواندن است . شماره 9⃣ سرعت بيان نبايد يكنواخت باشد بلكه گاهي به تناسب محتوا بايد شمرده تر باشد و گاهي با سرعت بيشتر ؛ شمرده خواني و يا سرعت دادن بيان به تناسب محتوا ، در خواندن ايجاد تنوع مي نمايد .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. ای عزیز قلب زهرا ، آرزو دارم ببینم روی ماهت بر سر راهت نشستم ، تا بیفتد بر دل من یک نگاهت تو امیر ماسوایی ، یابن الزهرا یابن الزهرا           دردمندان را دوایی ، یابن الزهرا یابن الزهرا شوق دیدار تو دارم ، یابن الزهرا یابن الزهرا           دل شده امشب هوایی ، یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا  ***************************  ماه  من تا کی به پشت ابرغیبت درنهانی درنهانی  بی پناهم ده پناهم تو پناه بی کسانی بی کسانی درد عالم را طبیبی ، یابن الزهرا یابن الزهرا          حیف باشد که غریبی ، یابن الزهرا یابن الزهرا مضطرم من بر در تو ، یابن الزهرا یابن ال زهرا           تو ولی امن یجــیبی ، یابن الزهرا یابن الــزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا  ************************* آرزو دارم ببینم کربلا را ای امیر دلربــایم کن عنایت بر گدایت ده برات کربلایم کربلایم کربلا درمان دردم ، یابن الزهرا یابن الزهرا            از فراقش گریه کردم ، یابن الزهرا یابن الزهرا کن عنایت با تو مولا ، یابن الزهرا یابن الزهرا          دور شش گوشه بگردم ، یا یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا  *****************************  جمعه ها در انتظار ، روی ماهت مینشینم یابن الزهرا منتظر با این امیدم ، تا که رویت را ببینم یابن الزهرا من گدای دل غمینم ،  یابن الزهرا یابن الزهرا            عاشق آن مه جبینم،  یابن الزهرا یابن الزهرا یادعا کن که بمیرم ،  یابن الزهرا یابن الزهرا          یا که رویت را ببینم ،  یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا 👇