غنچهی عجول گفت:
"خسته ام از این جهانِ تنگ
کی به آرزوی خویش میرسم
میشوم گلی قشنگ؟"
غنچه پیچ خورد '
تاب خورد '
پیچوتاب خورد '
گل شد و به روی شاخه دیده شد ^^
چند لحظه بعد
دستی آمد و
آرزوی غنچه چیدهشد..:)
_تکهایازکتاب
منم که بد کردم، منم که خطا کردم، منم که قصد گناه کردم، منم که نادانی نمودم، منم که غفلت ورزیدم، منم که اشتباه کردم، منم که به غیرِ تو اعتماد کردم، منم که وعده شکستم، منم که پیمان شکنی نمودم، منم که بر نعمتت برخود و پیش خود اعتراف کردم و به گناهانم اقرار میکنم..
پس مرا بیامرز ای آنکه گناهان بندگانش به او زیانی نرساند و او بی نیاز از طاعت آنهاست..:))
(دعای عرفه)
_تکهایازکتاب
سر میکند روز و شب خود را
با ترس و لرز و گریه و زاری '
کاجی که روییده ؛
نزدیک یک دکانِنجاری.
_تکهایازکتاب
یه ناشناسِ کوچیک تا آخرِ شب داریم تو پرایوت، مایل بودین خوشحال میشم به جمعمون اضافه شین..:)