ایشان فرمودند:
ظرفیت وجودی قطب عالم امکان درشب قدر( محتمل تر شب بیست سوم است) کاملا گشوده میشود برای دریافت بطن وباطن قرآن و نور الانوار الهی که توسط جناب روح ( علیه السلام)که مقامش بسیار برتر از جبراییل واسرافیل ومیکاییل وعزراییل علیهم السلام است
سعی کنید متوجه ومتوسل وجود قدسی امام عصرارواحنا فدا باشید
تا از این ورود وتابش نور الهی به آیینه ی تمام نمای خدا و بازتاب و انعکاس آن به تمام عوالم هفت گانه ی خلقت چیزی هم گیر شما بیاید
سرسری وساده و طبیعی نگیرید این شبها را
ولوله ای در عالم خلقت برپاست
که همه آن هم برای این گشایش وجود «انسان کامل »و دریافت سر اعظم الهی وبازتاب آن به بیرون است
@nedayepakefetrat99
ولی خدا فرمود:
امشب طیب وطاهر مرتب در میان اعمال عبادی خود با تمام وجود خود واز بطن وباطن بگویید
یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان
😭😭😭
يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ
اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم
😭😭😭
پدر هستی حضرت ولی عصر علیه السلام هستند
🌟 رهبرمعظم انقلاب: در شبهای قدر، بنده ی حقیر از شما التماس دعا دارم.
آقا را دعا کنیم
🙏🙏🙏
@nedayepakefetrat99
سید نعمت الله جزائری» می نویسد: جوانی آلوده به تمام گناهان بود. به طوری که عمل خلاف و ناشایستی نبود که او انجام نداده باشد. اتفاقاً مریض شد و هیچ یک از همسایگان به عیادت او نرفتند. یکی از همسایگان را خواست و به او گفت: همسایه ها در زندگی از من ناراحت بودند و از اذیت و آزارهای من در رنج بودند، قطعاً بعد از مرگ من هم کسانی که در اطرافم هستند، در رنج خواهند بود، به این جهت مرا در گوشه خانه ام دفن کنید! وقتی از دنیا رفت، او را در خواب دیدند که وضع بسیار خوب و شایسته ای دارد. پرسیدند: با تو چگونه رفتار شد؟ گفت: ندایی به من رسید که بنده من! تو را تنها گذاشتند و اعتنایی به تو نکردند، ولی من از تو روی برنمی گردانم و تو را تنها نمی گذارم.
یا ارحم الراحمین
@nedayepakefetrat99
تفسیر «روح البیان» حکایتی نقل شده است از این قرار که: یکی از فاسقان و روسیاهان عالم دست به دعا بلند کرد و به خداوند توجه نمود، ولی خداوند با نظر لطف و رحمت به او نگاه نکرد.
بار دیگر او دست دعا به طرف خدای متعال دراز کرد، خداوند باز از او روی برگرداند، بار سوم دست نیاز به سوی بی نیاز مطلق دراز کرد و تضرع و ناله نمود. خداوند به ملائکه اش فرمود: «فرشتگانم! دعای بنده ام را به اجابت رساندم که پروردگاری جز من ندارد. او را عفو نمودم و حوائجش را برآوردم؛ زیرا که من از تضرع و گریه بندگانم شرم دارم».
یا ارحم الراحمین
@nedayepakefetrat99
یکی از کفار و زنادقه سالهای بسیار زیاد به طور آشکارا گناه می کرد. روزی حضرت موسی (ع) برای مناجات به کوه طور می رفت که با او برخورد کرد. از موسی (ع) سؤال کرد: به کجا می روی؟
موسی (ع) گفت: برای راز و نیاز با خدای سبحان به کوه طور می روم. آن مرد گفت: برای خدای تو پیامی دارم که می خواهم حتماً به او برسانی. موسی (ع) پذیرفت. گفت: یا موسی! به خدای خود بگو مرا از خدایی تو عار و ننگ می آید و اگر تو روزی دهنده من هستی، می خواهم که ندهی و مرا به روزی تو نیازی نیست. حضرت موسی (ع) از حرف هایش پریشان خاطر شد و بدون آن که عکس العملی نشان دهد، راه خود را پیش گرفت و به سوی کوه طور روانه شد. بعد از اتمام مراسم نیایش و دعا، شرم کرد که سخنان آن کافر را به خداوند بگوید. ناگاه خطاب آمد: «ای موسی! چرا پیام بنده ام را که با ما بیگانگی میکند و از خدایی ما اعراض می جوید ترسانیدی؟» موسی (ع) عرض کرد: خدایا! تو خود بهتر میدانی که چه گفت. خدای مهربان فرمود: «ای موسی! به او بگو اگر تو از خدایی ما ننگ و عار داری، ولی ما را از بندگی تو ننگ و عار نیست و اگر تو روزی ما نخواهی، ما بدون درخواست توبه تو روزی می رسانیم». موسی (ع) از کوه طور برگشت و پیام الهی را به آن شخص کافر رسانید. چون او پیام خداوند را شنید، ساعتی در فکر فرو رفت و سپس سر بلند کرد و گفت: ای موسی! پروردگار ما بزرگ پادشاهی است؛ کریم و بنده نواز است؛ افسوس که من عمرم را ضایع کردم و روزگارم را به بطالت گذرانیدم. ای موسی! راه حق را به من نشان بده. موسی (ع) دین حق را به او عرضه داشت و او به یگانگی وحدانیت خدا اقرار کرد و به سجده رفت و در همان حال جان به جان آفرین تسلیم کرد و روح او را به علیین بردند.
یا ارحم الراحمین
@nedayepakefetrat99