eitaa logo
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
138 دنبال‌کننده
956 عکس
350 ویدیو
3 فایل
𔖑┋𝗪𝗛𝗜𝗦𝗞𝗘𝗬 𝗘𝗬𝗘𝗦,𝗕𝗥𝗢𝗪𝗡 𝗛𝗔𝗜𝗥... 𔖑┋𝗔𝗗𝗩𝗘𝗡𝗧:2025/09/01
مشاهده در ایتا
دانلود
پنجره نیمه‌باز بود و نسیم خنک،پرده را آرام تکان می‌داد.دختر بر صندلی چوبی نشسته بود و کتابی در دست داشت که کلماتش بویی غریب می‌دادند؛ بویی میان خواب و بیداری.هر صفحه که ورق می‌خورد،گویی اتاق اندکی تغییر می‌کرد؛دیوارها کمی دورتر می‌رفتند، سایه‌ها شکل دیگری به خود می‌گرفتند و چراغ روی میز نورش را چونان هاله‌ای لرزان‌تر می‌پراکند. چشمان او عمیق‌تر می‌شدند،انگار که به درون کتاب کشیده می‌شد. کلمات،دیگر کلمه نبودند؛درخت می‌شدند راه می‌شدند،صدای کسی می‌شدند که از دل سطرها او را صدا می‌زد.لحظه‌ای چشم برداشت اتاق همان اتاق بود،اما حس کرد چیزی در این میان جابه‌جا شده است؛چیزی کوچک اما بی‌نام که حالا هوا را سنگین‌تر کرده بود. کتاب بسته شد،امّا احساس پایان نبود؛ بلکه آغازی بود آغاز حضوری نامرئی که از پسِ کلمات به اتاق قدم نهاده بود. •𝑯𝒀𝑼𝑵 3𝑶𝒄𝒕𝒐𝒃𝒆𝒓2025
هدایت شده از ‌˒ ‌𖤐˚.𝖦ᥲ𝗅ᥲ𝗑𝗒
مرکوری هر دفعه یه درامای جدید خبریه ؟
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
⊱┄ׄ━ׅ┄⊰ɢʀᴀʏ ᴡʜɪꜱᴋᴇʏ⊱┄ׅ━ׄ┄⊰
ما که نداشتیم شما بفرستین واسه اونی که لایق شنیدن این حرفا از سمت توعه:)
میدونم من نباشم یکی دیگه هست من نگم یکی دیگه روت لقب میزاره ولی صادقانه؛کی مثل من قشنگ صدات میزد؟ کی وقتی نگاهت میکرد نه تنها چشماش بلکه ذره ذره وجودش محو تو میشد؟ _HYUN
جمعه ها چیکار کنیم انقدر جمعه نباشه؟خیلی سنگینه بدم میاد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا