𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
مرکوری یه نفر از گذشته برمیگرده تعجب نکن
نمیخوام همونجا بمونه لطفا
عشق گاه نه به رنگ گل سرخ که به رنگ خو_ن معنا مییابد.در تالار خاموش قلب،جایی که شمعها لرزان میسوزند و پردههای سنگین رازها را پنهان میدارند، عشق همچون زخ_می است که هرگز التیام نمیپذیرد.
چه بسیار دلهایی که در جستوجوی وصال،شم_شیر بر خویش کشیدهاند و چه بسیار نگاههایی که به بهای قطرهای خو_ن جاودانه شدهاند.در این وادی، عشق و مر_گ همپیمانند؛یکی میسوزاند،دیگری میستاند و هر دو در سکوت،ردّی سرخ بر جان باقی میگذارند.
گویی خو_ن،مُهرِ وفاداریِ عاشقان است؛ پیمانی که بر کاغذی نوشته نمیشود، بلکه بر رگهای تپنده حک میگردد و این راز کهن باقی است:
هیچ عشقی بیخو_ن کامل نمیشود و هیچ خو_نی بیعشق،ارزش ریختن ندارد.
•𝑯𝒀𝑼𝑵
10𝑶𝒄𝒕𝒐𝒃𝒆𝒓2025