یک روز که از همه چیز دست کشیدم تا برای تو خانهای باشم و میدانی چه شد؟
پشت در ماندم !
قلبی اگر داشتی برای این جمله ساعت ها گریه میکردی...
گفتم چرا اینجوری پیش میری؟
گفت مشکلی نیست من دیگه عادت کردم.
ساکت شدم چون میدونستم این جمله فقط یه جمله نیست.
چگونه میتوانم باد را مقصد بدانم وقتی کسی که پنجره را باز گذاشت من بودم.
_نهمین روز از ماه نوامبر