eitaa logo
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
138 دنبال‌کننده
956 عکس
350 ویدیو
3 فایل
𔖑┋𝗪𝗛𝗜𝗦𝗞𝗘𝗬 𝗘𝗬𝗘𝗦,𝗕𝗥𝗢𝗪𝗡 𝗛𝗔𝗜𝗥... 𔖑┋𝗔𝗗𝗩𝗘𝗡𝗧:2025/09/01
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو بعدها مرا به یاد خواهی آورد؛ مرا که اگر برای همه تب_ر بودم،برای تو شاخه‌ی نازُک و تازه‌ی درختی جوان بودم.
معذرت می‌خوام اگه دوست داشتنم به دوستیمون صد_مه زد.
روزای خوب من خلاصه می‌شد تو خنده‌های از ته دل تو و حال خوب و بدم؛متصل بود به قلب و حال خود شخص تو. انگیزه بودنم مثل گلی توی وجودت و دلیل امیدم به فردا های مبهمِ زندگیم؛وجود تو. پس امیدِ من،میشه به خاطر من هم که شده بمونی و نذاری گلِ زیبای وجودت پژمرده شه؟
ولی قبول کنید یا نه اصلیه همونی بود که اول کاری بی دلیل ازش متن_فر بودیم و بعد عاشقش شدیم.اون موندگار تر بود. اونی که از اول عاشقش شدی؛آره همون! یجای کار میلنگه...
باران آرام روی سنگفرش می‌چکد و هوا بوی خاکِ خیس دلتنگی می‌دهد.یادم می‌آید آن شبی را که برای رفتنت گریه کردم؛شبی که خیابان‌ها خالی بود و فقط صدای قدم‌هایم با هق‌هق گره می‌خورد. تمام شهر انگار با من گریه می‌کرد؛چراغ‌های لرزان،آسمان گرفته و باد سردی که انگار خبر رفتنِ تو را از قبل می‌دانست. اما حالا… دیگر هیچ‌چیز تکانم نمی‌دهد.نه باران،نه خیابان‌های پر از خاطره و نه حتی اسم تو. آن دلِ نرمی که برای بودنت می‌تپید،زیر همان باران یخ زد.گریه‌هایم خشک شد و چیزی در من خاموش شد و رفت؛مثل کبریتی که در میان طوفان می‌سوزد و تمام می‌شود. من از دل همان شب خیزانِ بارانی بیرون آمدم.اما نه مثل قبل… به انسانی تبدیل شدم که دیگر نمی‌شکند، نه از رفتن‌ها،نه از خاطره‌ها. حالا فقط باران می‌بارد و من از پشت شیشه‌ی خاکستری شهر نگاهش می‌کنم؛ بی‌احساس،بی‌صدا،مثل سایه‌ای که یاد گرفته دیگر برای هیچ‌کس آب نشود. 𑜶𝑹𝑨𝑰𝑶𝑵 21𝑵𝒐𝒗𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025
دیت نقاشی و آشپزی🛐