میڪنم سرفه ڪه منظور ڪنار ٺـو منم !
ڪرده ام جمع حواسم ڪه نلرزد سخنم !
من ، شما ، چیزه ، ببخشید ، خداحافظتان
اۍ خدا باز نشد حرف دلم را بزنم !
#حامدشهریاری
دوست داشتنت از عھده قلـبم بر نیامد !
من سـھم خود را به دست هایم بخشیدم
دستم ࢪا محکم بگیࢪ . . .💙!
باید آدمی باشد
بیاید
کنارت بنشیند
شانه هایت را کمی بمالد
سرت را روی شانه اش بگذارد
استکانی چای به دستت بدهد
دستی بر سرت بکشد
و زیر گوشت ارام بخواند:
با هم از پسش بر می آییم
تا ادم فرو نریزد
از بین نرود
غرق نشود . . !