متنِسبز!
امروز ۳۰ شهریور. رفتیم جشن شکوفهها. از نیکا چهارهزارتا عکس گرفتم. راننده اسنپ خانوم بود. درد خاصی ن
امروز ۳۱ شهریور.
ظرف شستم. سیب زمینی سرخ کردم و با نیکا خوردیم. رفتیم خرید. موهای نیکا رو بافتم. کلاسورم رو پاکسازی کردم. جامدادیم رو تمیز کردم. به وسایل نیکا برچسب اسم زدم. کیفش رو برای فردا بستم. روز خوبی بود. برعکس چند روز قبل. چون بیشتر توی خونه بودم و مهمونی بازی نداشتیم.
آقا توقع نداشتم قمیا انقدر با ادب باشن. سال پیش برای چیزایی که میشنیدم باید روزی ۱۰۰ تومن کفاره میدادم🗿
من آدمی نیستم که تنها جایی بهم خوش بگذره. همیشه دلم دوست میخواد. از اونور اصلا حال برقرار کردم ارتباط جدیدو ندارم و هر آدمیو میبینم حالم بهم میخوره.
ترجمه: دوستای تهران رو میخوام.
متنِسبز!
من آدمی نیستم که تنها جایی بهم خوش بگذره. همیشه دلم دوست میخواد. از اونور اصلا حال برقرار کردم ارتب
اومدم بنویسم دوستای قبلی دیدم دوستای قبلیم نیستن که. دوستای همیشگی منن. و همیشهی خدا قراره دلم براشون تنگ بشه.
هر روز هزار بار خاطرات خنده دارمون رو مرور میکنم. و با چشمای اشکی لبخند میزنم.
مامانمم از صد کیلومتری میبینه میگه آنه شرلی چته باز الکی میخندی. مامان این الکیه؟
متنِسبز!
امروز ۳۱ شهریور. ظرف شستم. سیب زمینی سرخ کردم و با نیکا خوردیم. رفتیم خرید. موهای نیکا رو بافتم. کل
امروز ۱ مهر.
تا ساعت ۲ شب خوابم نبرد. توی مدرسه اول برام عجیب بود که همه چادرین بعد فهمیدم چادر اجباریه. یه دختره بهم چسبیده بود و امیدوارم فردا ولم کنه چون اگه به من باشه اصلا نه روم میشه و نه دلم میاد باهاش بد برخورد کنم. دلم برای دوستام تنگ شد. توی تایم مدرسه کلا داشتم به این فکر میکردم که اگه الان مدرسه قبلیم؛ پیش دوستام بودم چقدر خوش میگذشت. غذا درست کردم. و مثل همیشه ظرف شستم. خوش نگذشت. اصلا.
هدایت شده از محبین
" سریع ترین راه قبول شدن توبه "
بَلدی چه جوری توبه کنی کنه رَدخور نداشته باشه؟
قشنگ ترین تکنیکی که میتونی در مقابل خدا
برا قبول شدن توبه ات انجام بدی چیه؟!
چه جوری میشه رَه صد ساله رو یه شبه رفت؟
فکر میکردی خدا اینقدر مهربون باشه؟!
فرداشب راس ساعت 21:00 اینجا باش
با نشر این پیام خودتُ در ثواب این کار شریک کن
تو قطعا بعد از این محفل بخشیده شده ای!!!
#فور_واجب
https://eitaa.com/joinchat/646971555C4afc13efcd
متنِسبز!
ولی اینجوری غذا خوردن یه حال دیگه داره=)
دلم برای وقتایی که بعد هیئت مسجد رو تمیز میکردیم تنگ شده...