eitaa logo
متنِ‌سبز!
519 دنبال‌کننده
804 عکس
44 ویدیو
0 فایل
بخون عزیز من، برای تو نوشتم. آره، خودِ خود تو! دارم روحم رو براتون مکتوب می‌کنم:) کپی؟ نهههههههههههههه شنوام @elay_13
مشاهده در ایتا
دانلود
متنِ‌سبز!
دیروز ۱۵ آبان(یادم رفتتتت) نیکا مریض بود. یه عالمه کتاب خوندم و همه درسام رو گذاشتم برای امروز که بی
امروز ۱۶ آبان. خوشحال بودم. یه کتابو تموم کردم و یکی دیگه شروع کردم. درس خوندم. گیره‌ی آلبالویی به موهام زدم. و بازم درس خوندم. کدو حلوایی خوردم. بی‌خودی خندیدم. چایی خوردم. به نظرم امروز خوشگل بودم انشاالله فردا زشت نشم. و ناراحتم که فردا باید برم مدرسه و امتحان دارم.
برید توی قندونتون سه تا گل محمدی بذارید بعد ازم تشکر کنید.
متنِ‌سبز!
برید توی قندونتون سه تا گل محمدی بذارید بعد ازم تشکر کنید.
قبلا فکر میکردم برای خوشگلیه. الان فهمیدم برای خوشمزگیه🛐
یه متن نوشتم و به نظرم قشنگه. بنابراین چیز بدی بگید درموردش🩴
عالیه‌. حال ندارم تایپ کنم.
نوازش یک نویسنده بیشتر از بقیه درک می‌کند که چقدر کلمات بی‌ارزشند. از اول اینجوری نبودند، انقدر مردم راحت خرجشان کردند که این بلا سرشان آمد. مثل یک سنگ سیاه کوچولو، که افتاده زیر پا و کسی به آن‌ توجه نمی‌کند. بله، کلمات انقدر ارزش دارند. شنیدن «دوستت دارم.» زمانی دست و پای انسان را به لرزه می‌انداخت که گفتن آن گناه بود. قبل‌تر ها؛ وقتی پسر‌ها چندین سال صبر می‌کردند تا مرد شوند و بعد از هفت خان پدر و مادر خودشان و هفت خان پدر و مادر دختر می‌گذشتند تا... تا بتوانند روبند یک دختر را بالا بزنند و با صدای لرزان بگویند: «چشمات چقدر قشنگه...» و آن دختر چهره‌اش هرچه که بود، چه به زیبایی غروب آفتاب و چه به تاریکی نیمه شب صحرا، برای آن پسر می‌شود ته زیبایی در این دنیا. اگر از کوه بالا بروی برایت فرقی نمی‌کند نوک قله خار باشد یا گل. دیگر عشق حقیقی را نمی‌شود بین نجواها پیدا کرد. دیگر انقدر هر حرفی را به هر آدمی زدند که کلمات کهنه شدند. پس عزیز من؛ به جای دوستت دارم دست‌های سردم را بگیر. سرت را روی سینه‌ام بگذار و صدای تپیدن قلبم را بشنو. چای را دم کن و در سکوت و گرما تا ابد دوستم داشته باش... اِلآی وصالی
هدایت شده از محبین
کمتر گناه کنید یه کم بارون بیاد @ir_mohebin
من:
بچه‌ها از اون دعا واقعیا که از ته ته دله برام می‌کنید؟🥲
متنِ‌سبز!
کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق رو تموم کردم. نوشته‌ی خانم جویس کرول اوتس، ترجمه‌ی خانم معصومه عسکری و نشر
کتاب حانیه رو تموم کردم. به قلم آقای حامد عسکری. در یه کلمه؛ محشر بود. قلم شیرین‌شون و توجه به جزئیات باعث شد کتاب برام جذاب‌تر بشه. موقع خوندن همش صدای خودشون توی ذهنم پلی می‌شد=) الانم که فاطمیه‌‌ست و این کتاب و توصیفاتی که با این قلم از حضرت زهرا شد به شدت به دلم نشست و دیدگاهم عوض شد. صددرصد توصیه می‌شه.