الان هم میرم میشینم تو فاز افسردگی به این فکر میکنم که چی میشد اگه اون آقا عاشقه که تو داستانک دیشب مرد، یه برادر داشت که هر شب آروم و بی صدا تا قبرستون دنبالش میکرد و مراقبش بود ولی اون شب دیگه خسته شد و دنبالش نرفت و ولش کرد
مأمن سبز🌱💚
من آدم چرا نمیتونم بکشم🥺 رایان، شخصیت اصلی داستان یه کارگاه در سال ۲۱۴۳ میلادی که وقتی صبح توی اتاق
خیلی زشت شد
بزار عکس بازیگری که از روش برداشتم رو بفرستم
ببینید تا حدودی همین چهره و دقیقا همین کت بلند تمام مدتی که داستان رو با هوش مصنوعی میساختیم تو ذهنم بود
من این کانال رو زدم چون یه جای دیگه دیدم یه نفر چندین ساله که کانالش رو داره و هرازگاهی میاد و توش حرف میزنه
و اون موقع من دیدم
چقدر خوبه
کانال داشتن یعنی یه مجموعه از آدم هایی رو پیدا کردی که تو علایقت باهات اشتراک دارن
یادمه یه بار تو ناشناس های اون ادم یه نفر نوشته بود یادمه پارسال فلان اتفاق برات افتاد، یا نسبت به فلان موقع ناراحت تر و گرفته تری چی شده؟
میبینی؟
چی شده؟
یعنی زندگی توی هفت پشت غریبه برای من مهم شده
من میشناسمت
من در جریان احوالاتتم
من پیگیرتم
من نگرانتم
من برات خوشحالم
چی شده؟
حس اینکه نه فقط یه نفر بلکه یه گروه تو رو ببینند و علایقت رو دوست داشته باشن
برام جذاب و خواستنی بود
اون حس رو میخواستم
پس
همون شب
همون شبی که ناراحت بودم و دلم گرفته بود یه کانال زدم
اسمش رو گذاشتم اون چیزی که همیشه وجودم رو شاد میکنه
«سبز»
اما سبز خالی که نمیشه
پس چی
«مأمن»
محل امن
پناهگاه فکر و خیالات و خود واقعی خودم
مأمن امن و سبز من ۴ تا عضو داشت
چون نمیخواستم هیچ کس من رو بشناسه،خواستم آدم های جدید پیدا کنم آدم هایی که علایقشون شبیه منه
تو زندگیم یه نفر رو این شکلی دارم ولی نمیخواستم جوری باشه که انگار بار عاطفی زندگیم رو دوش یه نفره
من برعکس پوسته ظاهریم خیلی آدم احساسی هستم
نیاز به تایید تشویق اهمیت و یا حتی نقد و سرزنش یه گروه دارم
(البته همون یه نفر موهبت الهیه اگر نبود من افسرده ترین موجود روی زمین بودم. همین که من آدم شادیم، آدم شوخیم، همیشه انگار هیجان زده ام به خاطر اینه که اون یه دونه هست. و چند نفر دیگه که نقش مکمل زندگیم رو دارن)
ولی اتفاقی که واقعا افتاد چی بود
مثل همیشه این توهم هر روز و هر شب تو سرم موج میزنه که...
مهم نیستی، زیبا نیست، جالب نیست، رقت انگیزه، دم دستیه، فاقد اهمیته، بس کن
واقعا بس کن
جواب نمیده کافی نیست...