13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینیم تا هالووین چند تا چیز میز درست میکنم🤝
Aurora's palace. ָ࣪ 𓄹 ゙ֶָʾʾ
ببینیم تا هالووین چند تا چیز میز درست میکنم🤝
نتیجه:
لبه هاشو حال نداشتم رنگ کنم
در خود جمع شده بود. کار های امروزش آنگونه که فکرش را می کرد، تمام نشده بودند. با کلافگی به لیوان روی میز نگریست. لیوانی که از صبح به آب لب نزده بود، و گرمایش کاملا از دست رفته بود. آهی کشید و پاهایش را روی صندلی بالا آورد؛ نوک انگشتان پایش را لبه ی صندلی گذاشت و سرش را در زانوهایش قایم کرد.
در سرمایش غوطه ور بود که صدایی گرم او را به خود کشید و بعد آن دست ها، شانه هایش را لمس کردند.
«میدونستی لازم نیست همه رو یه روزه انجام بدی؟»
سرش را بلند کرد. چهره ی او را دید.
«.... هارو، من حتی یدونه هم تموم نکردم....»
«فقط خیلی خلاقی، همین.»
"خیلی خلاقی..."
او اندیشید. شاید مشکلش همین بود؛زیاد از حد خواستن.
_HaruxIzumi ¦ #Shadowgirl